eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
9.9هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
722 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢♥️ادمین 🫵🏻♥️ @Baran_HQ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
در هوای تو...🥂♥️ ᥫ حرف زدن در موردش خیلی سخت بود من بابت اون اتفاقا خجالت زده بودم و هیچی نمیتونست حالم رو بهتر کنه. تنم خیس عرق بود و جون میکندم تا طبیعی رفتار کنم. اما کیان اروم و ریلکس بود،انگار اتفاقی نیفتاده. لبخند گرمی زد و سرش رو نزدیک آورد: -شما نباید در موردش نه توضیح بدید نه خجالت زده باشید روابط تون به خودتون مربوطه در ضمن ما دیگه فامیلیم ...باید تو شرایط سخت بهم کمک کنیم احساس گرما میکردم و حتی باد خنک اسپلیت هم تاثیری نداشت. زخم کنار ناخنم رو فشار دادم و بی توجه به قطره خونی که ازش شره میکرد گفتم: -خب ...من به شما بدهکارم اگه شماره کارت بدید...من... کیان وسط حرفم پرید و با اخم مصنوعی پا روی پا انداخت و گفت: -خانوم هوران خانوم قطعا شما به من بدهکارید ولی از اونجایی که دکتر کیان آدم بزرگواریه و تعریف دست‌پخت شما رو زیاد شنیده میتونید با لازانیای معروف تون بدهی تون رو بدید توقع همچین حرفی رو نداشتم حالتش اونقدر به نظرم با مزه بود که پقی زدم زیر خنده. چند وقتی میشد که حالم اونقدر خوب نبود. با خنده سرم رو تکون داد و گفتم: -معامله منصفانه ایه...قبولش میکنم -پس آخر هفته که خونه تون دعوتیم میام برای تسویه حساب به نفع تونه زیاد درست کنید چون من قراره یه مقدارم با خودم ببرم هنوز خنده روی لبم بود که دست یه نفر که از قضا خوب میشناختمش روی شونه م نشست و حس حال خوبم تبدیل شد به دلشوره. نگاهی از بالا بهم انداخت و رو به کیان گفت: -میتونم چند لحظه با هوران تنها باشم؟ ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد این حالت زنان دیگه به هیچ کس اعتماد نمکنن... ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
عشق یعنی یه نفر قلب تو رو میشکنه ولی تو با تیکه های قلب شکستت هنوزم دوستش داشته باشی؛🖤
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کسی که میخواد نباشی بهونه میده دستت تا بری... ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
اشتباهم این بود هرجا رنجیدم ، خندیدم فکر کردند درد ندارند ضربه ها را محکم‌ تر زدن
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ کیان با همون لبخند دختر کش سری تکون داد و گفت: -حتما...حرفای ما تموم شده بود کیان لبخند میزد  اما من ته دلم خالی شده بود،از ایزد میترسیدم. اون مرد بهم ثابت کرده بود که در ظاهر نادیدم میگیره ولی تمام کارا و حرکاتم رو زیر نظر داشت. حالا هم دلشوره داشت بیچاره م میکرد. ایزد خنده های من رو با کیان دیده بود. با رفتن کیان ایزد کنارم نشست و دستم رو که توی دستش گرفت. قفسه سینه م به ضرب بالا و پایین شد. نمیدونستم چی میخوام بگم فقط استرسی که به جونم افتاده بود رو میخواستم کم کنم: -ایزد من... اون لبخند زد،هر کسی از دور ما رو  میدید فکر میکرد یه زن و شوهر خوشبختیم و شوهرم عاشقانه بهم نگاه میکنه. ولی خودم خوب میدونستم پشت اون ظاهر چه دیوی خوابیده: -لبخند بزن خوشگلم...همه دارن‌ نگامون میکنن به حرفش گوش دادم و لبخندی که زدم زیادی مصنوعی بود. انگشت هام رو با دقت نگاه کرد و با دیدن زخم و خون خشک شده اخم کرد: -چرا این بلاها رو سر انگشتات آوردی؟ نفسی گرفتم و بی مقدمه حرفی رو زدم که ربطی به سؤالش نداشت: -بذار برم ایزد...طلاقم و بده من تحمل این شکنجه رو ندارم ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ ایزد تک خنده ای کرد و با همون لحنی که آتیشم میزد گفت: -اخه بیچاره من طلاقت بدم جا داری بری؟ کس و کار درست حسابی داری؟ نه خوشگلم...تو تازه خودت و از اون گه دونی کشیدی بیرون قلبم با سرو صدا شکسته بود و  صدای شکستنش گوشم رو کر میکرد. قفسه سینه م برای یه ذره اکسیژن تقلا کرد و به سختی لب زدم: -ایزد... نگاهش اونقدر ترسناک بود که ازش چشم دزدیدم نمیتونستم توی اون چشمایی که داشت لهم میکرد نگاه کنم. سرش رو جلو آورد کنار گوشم نیشخندی زد و گفت: -سعی کن دیگه همچین گ نخوری عسلم والا دندونات و تو دهنت خرد میکنم زیر چشمی نگاهی به بقیه انداختم. هیچ کس حواسش به ما نبود. سرم رو یکم عقب کشیدم و گفتم: -درسته که جایی ندارم...ولی من...من...مزاحم تون میشم شما بعد از این همه سال بهم رسیدید پشت دستم رو به با خشونت نوازش کرد و اونقدر عصبانی بود که‌میترسیدم انگشتام رو بشکنه: -اون شب خاستگاری کوفتی وقتی بهت  گفتم جواب منفی بده من یکی دیگه رو میخوام چرا بله رو گفتی و گند زدی به زندگیم؟ تو این ۵ سال که خان بابا پشتت بود و بازم بهت گفتم برو من الناز و میخوام بازم خودت نرفتی الان دیگه باید بمونی عزیز دلم -اشتباه کردم... سری تکون داد و بی توجه به حال خرابم به خدمتکاری که از کنارمون میگذشت گفت: -چند تا چسب زخم بیار...🥹🚷 ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
یاد آوری: تنها بودن بهتر از اضافه بودنه.
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه نمیشه به کسی دل بست.. ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
Saye_orginal4_5906619590179298252.mp3
زمان: حجم: 24.3M
آهنگ کامل پست بالا 🎧🤍 ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
هدایت شده از پستها
تازه عقد کرده بودم که گفتند مادرشوهرم افتاده و پاش شکسته...شوهرم بهم گفت باید بیای خونه ما و به مادر مریضم کمک کنی...شوهرم اکثر وقتها میرفت ماموریت کاری.‌..توی خونه من و مادرشوهرم تنها بودیم... اونروزم صبح همسرم برای مأموریت رفته بود شمال کشور‌‌... از مادرشوهرم اجازه گرفتم یکساعتی به مادرم سربزنم و برگردم...چندتا خیابون اونطرفتر یادم اومد گوشیمو با خودم نبردم برای همین فورا برگشتم خونه مادرشوهرم..کلید رو انداختم و‌در رو باز کردم... ولی توی هال با دیدن اون صحنه تا مدت زیادی لال شدم👇 https://eitaa.com/joinchat/2743140653Cdb0733b008