5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگه نمیشه به کسی دل بست..
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
Saye_orginal4_5906619590179298252.mp3
زمان:
حجم:
24.3M
آهنگ کامل پست بالا 🎧🤍
➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
هدایت شده از پستها
تازه عقد کرده بودم که گفتند مادرشوهرم افتاده و پاش شکسته...شوهرم بهم گفت باید بیای خونه ما و به مادر مریضم کمک کنی...شوهرم اکثر وقتها میرفت ماموریت کاری...توی خونه من و مادرشوهرم تنها بودیم...
اونروزم صبح همسرم برای مأموریت رفته بود شمال کشور...
از مادرشوهرم اجازه گرفتم یکساعتی به مادرم سربزنم و برگردم...چندتا خیابون اونطرفتر یادم اومد گوشیمو با خودم نبردم برای همین فورا برگشتم خونه مادرشوهرم..کلید رو انداختم ودر رو باز کردم... ولی توی هال با دیدن اون صحنه تا مدت زیادی لال شدم👇
https://eitaa.com/joinchat/2743140653Cdb0733b008
هدایت شده از حکایت های بهلول
🔴 شوهرم حین حمام کردن کجا میرود؟!
ساعت ۱۰ صبح جمعه ۲۴ شهریورماه زنی گریان با همسرش به دادگاه وارد شدند و زن میگفت هر روز ساعت ۳ بعدازظهر همسرم باحالت عادی به حمام میرود و بعد از ۳ ساعت از حمام بیرون می آید در این ۳ ساعت همسرم در گوشه ای از حمام است و فقط صدای شیر آب می آید...زن گریه میکرد و میگفت که شوهرش رفتار کاملا غیر عادی داردبا رضايت شوهر دادگاه ترتيبى داد تا در حمام منزل دوربين قرار دهند ... تا واقعيت ثبت شود روز اول در ابتدا كاملا عادى شوهر به شستشوی خود پرداخت و همه چيز خوب بود تا در ساعت ٣:٢٥ دقيقه شوهر به گوشه ای از حمام پناه برد و ......
. برای ادامه داستان کیلیک کنید↪️
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۱۷۰
از واکنش ایزد میترسیدم.
با اینکه کار اشتباهی نکرده بودم
اما اگه فکر میکرد با کیان سر و سری دارم
و توی بیمارستان اتفاقی بین مون افتاده خون به پا میکرد.
لبم رو به دندونگرفتم و با استرس بهش خیره شدم.
به اون زاویه فک و دماغ نوک تیز و چشمای ریز که حالت مشکوکی داشت.
ایزد همیشه بهم شک داشت.
خدمتکار بالاخره پیداش شد و نفسم بند اومد.
حالا دیگه هیچی جلودارش نبود.
البته که با کیان کاری نداشت فقط سر من آوار میشد.
با حوصله قطره خونی که از گوشه ناخنم راه افتاده بود
رو با دستمال کاغذی پاک کرد و یکی از چسب ها رو برداشت.
دیگه حرفی نمیزد و همین استرسم رو بیشتر میکرد.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۱۷۱
چرا مثل بقیه مردا عصبانی نمیشد
تا حداقل با تخلیه کردنش بفهمم دیگه کاری بهکارم نداره.
دونه دونه انگشتای زخمیم رو چسب زخم زد
و جلوی چشم اون همه آدم پشت دستم رو بوسید:
-به زخمت آب نزن تا زودتر خوب شه
لحنش آروم بود،انگار خیلی سلامتیم براش مهمه.
ولی منکه میدونستم بریم خونه تنم مهمون کمربندش میشه.
از جاش که بلند شد کله م داغ کرد:
-میرم با کیان حرف بزنم
آماده شو بعدش بریم خونه
با درموندگی به دستش چنگ زدم و سرم رو بالا گرفتم.
توی چشمام التماس ریختم و گفتم:
-بهت میگم...تو رو خدا آبروریزی راه ننداز
-دیگه دیر شده عسلم
بهت فرصت دادم خودت راستش و بگی
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
زن میتونه کناریه دیو بمونه
اگه اون دیوبلدباشه ببینش
چون بی توجهی ازهیولایی ترسناک تره
هدایت شده از باخداباش پادشاهی کن
⭕️ زنی باردار نزد علی (ع) آمده گفت : زنا كرده ام مرا پاك كن ، خداوند تو را پاك كند؛ على (ع) فرمود: تو را از چه پاك كنم ؟ گفت : از زنا. اميرالمومنين (ع) : آيا شوهر دارى ؟ زن : آرى .
اميرالمومنين(ع ): آيا موقعى كه مرتكب اين عمل شدى شوهرت در سفر بود يا در حضر؟ زن : شوهرم در حضر بود...على (ع) فعلا برگرد و پس از آن كه فرزندت را زاييدى بيا تا تو را پاك گردانم . و چون زن مقدارى از آن حضرت دور شد...
ادامه،بسیار جالب و حیرت انگیز👇 👇 👇
https://eitaa.com/joinchat/183174308Cde94edfd23