هدایت شده از 𝙎𝘼𝙔𝙀
🔴 ۳ دختر ظالم وقتی مادرشان سرطان گرفت او را زنده به گور کردند! چیزی که بعدش رخ داد همه را شوکه کرد ‼️😱
• در روستای کوچک، ماجرایی هولناک در حال وقوع بود که نفس تمام منطقه را بند آورد. پروین، زن ۶۵ ساله فداکاری که یک عمر برای سه دخترش سارا، نگار و لیلا زحمت کشیده بود، حالا در سخت ترین روزهای زندگی اش تنها مانده بود. او که به تازگی متوجه شده بود به سرطان پیشرفته مبتلا است، همه چیز از وقتی شروع شد که پزشکان هزینه های سنگین درمان را اعلام کردند. سه دختر که نمی خواستند پولی خرج مادر بیمارشان کنند، او را به خانه قدیمی و مخروبه اش در حاشیه روستا بردند. اما فاجعه واقعی وقتی رخ داد که پروین در یکی از شب ها، از درد شدید به خود می پیچید و التماس می کرد او را به بیمارستان ببرند. سارا، دختر بزرگ که همیشه حریص تر از بقیه بود، پیشنهاد شیطانی داد: "بگذارید از شرش خلاص شویم! همین الان می بریمش توی جنگل و...". نگار و لیلا هم که از بار مسئولیت خسته شده بودند، با این نقشه جنایتکارانه موافقت کردند آنها مادر خود را....
👈 خواندن ادامه داستان
https://eitaa.com/joinchat/3079864561C5f9f018ab4
هدایت شده از 𝙎𝘼𝙔𝙀
⭕️ زنی باردار نزد علی (ع) آمده گفت : زنا كرده ام مرا پاك كن ، خداوند تو را پاك كند؛ على (ع) فرمود: تو را از چه پاك كنم ؟ گفت : از زنا. اميرالمومنين (ع) : آيا شوهر دارى ؟ زن : آرى .
اميرالمومنين(ع ): آيا موقعى كه مرتكب اين عمل شدى شوهرت در سفر بود يا در حضر؟ زن : شوهرم در حضر بود...على (ع) فعلا برگرد و پس از آن كه فرزندت را زاييدى بيا تا تو را پاك گردانم . و چون زن مقدارى از آن حضرت دور شد...
ادامه،بسیار جالب و حیرت انگیز👇 👇 👇
https://eitaa.com/joinchat/2743140653Cd7a72a6a99
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۱۳
گوشیم رو جلوی صورتم گرفت و وقتی بازش کرد پوزخندی زد و گفت:
-آقا اسی زیادی نگرانته
حالت و پرسیده
خبریه بگو ما هم بدونیم؟!
نفس لرزونی کشیدم و گفتم:
-اون...اون مثل داداشمه
بدون اینکه به حرفم توجه کنه گوشیم رو گوشه ای پرت کرد و ازم فاصله گرفت.
به اطراف نگاهی انداخت و گفت:
-روی تو کـ..مربند جواب نمیده
خیلی پوستت کلفته
دستم رو روی گلوم کشیدم تا بلکه بتونم نفس بکشم.
کاش قلب بی صاحبم وایمیستاد تا دیگه اونجوری نمیترسیدم.
وقتی به طرف جارو برقی قدیمی رفت پاهام شل شد و به کمک دیوار خودم رو سر پا نگه داشتم.
ایزد وحشیانه سیمش رو بیرون کشید و گفت:
-۵ سال که اونجوری گه زدی به زندگیم
حالا هم روز اول عروسیم باید ازکنار زنم بیام تو از بازداشتگاه بیارم بیرون
-ایزد...تو رو خدا...با اون نه!
-صدات و بِبُر تا خودم نبریدم
در حالیکه به اطراف نگاه میکرد
تا یه چیزی برای بریدن سیم پیدا کنه به طرف در فرار کردم.
باید میرفتم والا زیر کابل جون سالم در نمیبردم.
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ
#پارت_۳۱۴
ادم فرار و ترسیدن نبودم اما از اون دیو وحشی وحشت داشتم.
هیچ وقت محبتی ازش ندیده بود و فقط شکنجه میکرد و زخم میزد.
هنوز پام به در نرسیده بود که کـ.مرم سوخت.
تا به خودم بیام بعدی رو زد و صدای جی.غم بلند شد.
ضربه بعدی روی پاهام خورد
وقتی روی بازوم کوبید جوری ضعف کردم که کنترلم رو از دست دادم و روی زمین افتادم.
مثل مامور جهنم بالای سرم وایساده و کابل توی دستش بود.
نفهمیدم چجوری کابل رو بریده بود فقط میدونستم درد داشت.
تنم پر از زخم ک..مربند بود و حالا جوری با نامردی میزد که فقط ج..یغ میکشیدم.
خم شد و با حرص توی دهنم کوبید و گفت:
-لال شو نمیخوام صدات و الناز بشنوه
همینجوری حالش خوب نیست صدای گوشخراش تو هم بدترش میکنه
من زیر کابل جون میدادم
و اون نامرد جوری از درد الناز میگفت که انگار زخم شمشیر خورده.
از دیشب با اون همه احترام و نوازش و قربون صدقه نازش هم اون همه خریدار.
بخت هوران هم اونقدر سیاه بود که سهمش از شوهرش فقط کت.ک و تحقیر میشد.
کابل رو که روی کم.رم کوبید دستم رو جلوی دهنم گذاشتم و با تمام توانم جیغ کشیدم و صدام رو پشت دستام خفه کردم.
زهر خندی زد و گفت:
-از اینجا هِلِک و تِلِک با یه مواد فروش مفنگی پاشدی رفتی کلانتری
اون وقت به من بین.اموس که شوهرتم لام تا کام حرف نزدی
-تو...تو شوهرم...نیستی...جلادمی!
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
419.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
یه جا خوندم نوشته بود بزرگترین مشکل تو ارتباط هامون اینه که گوش نمیدیم که بفهمیم گوش میدیم که جواب بدیم.
و به نظرم چقدر حق بود):
436.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝇁𝇃𝇂 ࣪𝗠𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗳𝗼𝗿 𝘆𝗼𝘂 𝗶𝘀 𝗲𝘁𝗲𝗿𝗻𝗮𝗹.🖤𐚁̸˖
ִ ➖➖➖➖➖➖➖
J O I N : @Saye_orginal
ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند
همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند :
خوب ها / بَدها