eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
8.6هزار دنبال‌کننده
807 عکس
654 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
. وقتی با رفتارت ذوقمو کور میکنی،منتظر بی حس شدنمم باش.
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ اون شب کنار ایزد با آرامشی خوابیدم که تا به حال تجربه نکرده بودم. بعد از سالها یه خواب  عمیق و بدون ترس و پریدن از کابوس. صبحانه رو که خوردیم گفتم: -اگه قراره امشب مهمون بیاد هیچی نداریم اگه میتونی برو خرید -آماده شید با هم بریم،من نمیدونم چی میخوای واقعا حوصله خرید نداشتم. دلم می‌خواست اونا رو بفرستم برن خرید و خودم یه دل سیر برم دریا: -من‌میمونم کارا رو میکنم شما... -گفتم حاضر شید با هم بریم...تکرار کنم؟ دوباره برگشته بود به تنظیمات کارخانه. حرف حرف خودش بود الناز هم هیچی نمی‌گفت. به ناچار بلند شدم و لباس پوشیدم. بعد از آماده شدن ۳ نفری از خونه بیرون زدیم و سمت بازار رفتیم. حتی خرید هم نمیتونست من رو سر ذوق بیاره، یه جور عجیبی کسل بودم. دلم تنهایی می‌خواست و برای شب قرار بود کلی مهمون بیاد. ایزد ماشین رو جلوی یکی از مغازه ها نگه داشت و گفت: - سپردم چند تا ماشین ساحل نوردی آماده کنن این چند روز بچه ها حوصله شون سر نره تا من کاراش و انجام بدم و قرار داد و بنویسیم شما هم برید بازار خرید کنید و بعد رو به الناز گفت: -بیا بشین پشت فرمون الناز هم انگار دل و دماغ نداشت: -من اصلا حوصله رانندگی ندارم هوران جون تو بیا بشین ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ نگاه متعجب ایزد بالا اومد و از توی آیینه بهم خیره شد،نمیدونم چرا تعجب کرده بود. یعنی گواهی داشتن من اونقدر عجیب به نظر میرسید؟ اونم منی که بدون گواهی نامه هم رانندگی بلد بودم و کنار دست اسی برای خودم شوماخری شدم. اما اون روز منم  اصلا حوصله نداشتم،الناز با مظلومیت برگشت و دستاش رو بهم چسبوند و با التماس گفت: -لطفا ...من تو مودش نیستم میخواستم بگم سرم درد میکنه و منم تو مودش نیستم اما با پیاده شدن ایزد حرف توی دهنم ماسید. به ناچار پیاده شدم و جای ایزد رو گرفتم اما قبل از روشن کردن ماشین سرش رو از پنجره داخل آورد و گفت: -مراقب خودتون باشید گوشی تونم در دسترس باشه لوکیشن بفرستید بیام پیش تون و بعد قبل از اینکه نیم تنه ش رو عقب بکشه رو بهم گفت: -با احتیاط برو... حواستم فقط به رانندگی باشه! انگار داشت بهم اخطار میداد. بدون اینکه جوابش رو بدم فقط سری تکون دادم و استارت زدم. الناز به طرفم چرخید و گفت: -خب...اول کجا بریم خانوم راننده؟ ماشین که حرکت کرد جواب دادم: -اول بریم میوه و سبزی و زیتون و ترشی جات  بخریم بعد بریم سراغ مرغ و ماهی و گوشت -پس بزن بریم ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏