eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
10هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
728 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢♥️ادمین 🫵🏻♥️ @Baran_HQ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
عضو بشین رمان ها ببینید 😍
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یاد میگیری..❤️‍🩹 ➖➖➖➖➖➖➖ J O I N : @Saye_orginal
‌ عشقی که پشت کادوهای دست ساز قایم شده، پشت هیچ کادوی گرون قیمتی نیست. ‌
- 📖 ۳۶۵ روز بدون تو | روز نهم و دهم 🖤 ‌‌
قرمز...😝⛔️ سینا دستشا محکم تر کرد سرد غرید - حساسیت داره برو کنار دختره قیافش وا رفت - خب...خب زنگ میزدی آمبولانس چرا تو ... سینا عصبی گفت: - میری کنار یا هولت بدم نسیم؟ دختره کنار رفت که سینا محکم تر و با قدمای بلندی از کنارش رد شد. گرفته گفتم - بخاطر من...باهاش اونجوری حرف ز.. بین حرفم پرید - مهم نیست همه چیو می‌گفت مهم نیست پس چی مهم بود؟ منو داخل ماشینش گذاشت سریع خودشم سوار شد و ملشینو روشن کرد چند بار دیگه سرفه کردم خشدار پرسید - چطور فهمیدی به حساسیت داری؟ لب زدم - قبلا یه بار دیگه خوردم ─━ ─ ━─⊲⋅⛅🐈‍⬛⋅⊳─━ ─ ━─
قرمز... 😝⛔️ یه لحظه نگاهشو از مقابلش گرفت بهم دوخت - با کی خوردی؟ زیر لب گفتم - سامیار اخماش به وضوح بیشتر شد غرید - همون پسره؟ سرمو تکون دادم بین جمع دوستاش و با همون درجا همین مدلی شدم قیافشو یادمه یه کوچولو هم نگران نشده بود برعکس مدلی رفتار می‌کرد که طلبکار بود و انگاری خوشگذرونیشو خراب کردم. زیر لب غرید چشمام چهارتا شد باور نمی‌کردم این حرف از دهن اون بود چرا براش مهم بود اصلا؟ نکنه توهم زدم ─━ ─ ━─⊲⋅⛅🐈‍⬛⋅⊳─━ ─ ━─
303.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- یاد تو افتادم❤️‍🩹 ‌‌
‌- کم پیدا باشید و به زندگیتون برسید، آدما سودی براتون ندارن. ‌‌‌
- 📖 ۳۶۵ روز، بدون تو | روز یازدهم و دوازدهم 🖤 ‌‌
🔴عروس جوانی مادرشوهرش را کنار سگ می بست و غذای سگ به او می داد😱 ولی اتفاقی افتاد که همه را شوکه کرد😨 عروس جوانی در غیاب شوهرش ، مادر شوهر پیرش را داخل لانه سگ انداخت و به او غذای سگ میداد! برای اینکه در نبود همسر، بدون هیچ مزاحمتی مردان غریبه را به خانه بیاورد و روابط پنهانی خود را دنبال کند. هر زمان که پسر زن مسن تماس می‌گرفت عروس برای لحظاتی ظاهر اوضاع را مرتب می‌کرد و مادرشوهر را به اتاق خودش می‌برد تا وانمود کند همه چیز عادی است. اما به محض پایان تماس، دوباره او را به لانه سگ بر میگرداند ... یک شب در لانه سگ باز شد و کسی وارد شده که ....😳😱 ادامه داستان واقعی ادامه داستان واقعی ☝️