eitaa logo
𝙎𝘼𝙔𝙀
10هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
726 ویدیو
1 فایل
"𝙎𝘼𝙔𝙀". مثل سایہ ڪنارتم🫴🏻 ‌ . 𐚁̸˖ ֢♥️ادمین 🫵🏻♥️ @Baran_HQ ֢
مشاهده در ایتا
دانلود
قرمز...😝⛔️ این حرفش یعنی دیگه چیزی نشنوم تو همین مدت کوتاه چون کل روز و داخل یه اتاق کار می‌کردیم و دستیارش بودم رسما از همه چیزش خبر داشتم حتی بعضی از عادتاش تیک عصبیش خاروندن گوشه ابروش بود جذابه ولی ها.. فکر می کردم رئیس خوشگل فقط تو فیلماس ولی انگار این یکی در رفته افتاده ور دل من البته من ور دلش بودم یعنی خیال نداشت اتاقو جدا کنه؟ - به چی نگاه میکنی؟ با صداش حواسم جمع شد و به خودم اومدم لب زدم - به چی؟ نیشخندی زد - نیم ساعته به نیم رخ من زل زدی چشمام تند گرد شد هول زده گفتم - من به تو؟ حواسم نبوده اصلا تک خندی زد و سر تکون داد - باور کردم منظورش چی بود؟ یعنی میگه از قصد بهش خیره شدم؟ ─━ ─ ━─⊲⋅⛅🐈‍⬛⋅⊳─━ ─ ━─
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ از ترس داشتم سکته میکردم. دستام،دستای لعنتیم از سرما یخ زده بودن. تنها کسی که توی سرم میچرخید ایزد بود. لعنتیِ نامرد. حالم ازش بهم میخورد. چرا هر دفعه که از چاله در می‌اومدم تو چاه عمیق تری می‌افتادم. چرا فکر میکردم فرار میکنم و خودم رو نجات میدم. یادم رفته بود اون بیرون پر از گرگ و کفتاره. یادم رفته بود یه عمر پیش همین زالوها زندگی  کردم و بزرگ‌ شدم. حتی به ایزد. حتی به شوهرم . به لباسم چنگ زدم و عقب عقب رفتم: -بهم نزدیک نشید والا ج.یغ میزنم جیغ میزدم؟ هوران مگه ج.یغ زدن بلد بود. من با ترس بیگانه بودم. ولی میترسیدم. از بی ع..فتی وحشت داشتم. ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
درهوای تو...🥂♥️ ᥫ دست توی جیبم کشیدم. به امید اینکه  مثل قدیم چاقو و تیزی توش داشته باشم. اما یادم نبود ۵ ساله که غلاف کردم. من آدمی نبودم که از کسی رو دست بخورم. ضعیف نبودم اما کنار ایزد هم کتک خورده بودم هم ضعیف شدم. کاش بارون قطع میشد تا بفهمم دارم چه غلطی میکنم. شاید مغزم به کار می‌افتاد. صدای بارون نمیذاشت تمرکز کنم. برای پیدا کردن  راه فرار به اطراف چشم چرخوندم. اما جز سیاهی و درخت و بارون چیزی نبود. با اون حال و روز دو متر بیشتر نمیتونستم فرار کنم و گیر میفتادم. صدای خنده کریه مردا بلند شد و یکی شون به اطراف اشاره کرد و گفت: -جیغ بزن ببینم کی میاد به دادت برسه احمق جون اینجا وسط جنگله حتی روح و جنم اینجا به دادت نمیرسن ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏