هدایت شده از حوالی عشق
FarhadFarhad-Vay Az Dastet Ai.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
#خط قرمز...😝⛔️
#پــــارت_103
نکنه فکر کنه عاشقش شدم؟
بیشعور خودشیفته
زیر لب غر زدم
- باور کنی یا نکنی زیاد مهم نیست آقای امیریان
قولتم یادت نره
اخمی کرد
انگار بی خبر از دو عالم بود که گفت:
- کدوم قول؟
بهت زده به سمتش چرخیدم
تند گفتم
- مگه شرط نذاشتیم من بیام ترکیه وقتی برگشتیم اتاقمو از اتاقت جدا میکنی؟
عصبی خندیدم
- نگو قراره بزنی زیر حرفت!
هومی کشید
- گفتم راجبش فکر میکنم
عصبی خندیدم
بیشتر جلو رفتم و غریدم
- حق نداری بزنی زیر حرفت سینا، مثلا رئیس اون شرکتی یه اتاق برات چیکار داره؟
به چشمام خیره شد
فاصلمون خیلی کم بود
پچ زد
- همه از خداشونه تو اتاق رئیسشون بمونن
تند گفتم
- ولی من نمیخوام هر لحظه یه دیو کنارم باشه و کارامو چک کنه
─━ ─ ━─⊲⋅⛅🐈⬛⋅⊳─━ ─ ━─
#خط قرمز..😝⛔️
#پــــارت_104
بهش گفتم
دیو..
اونم مقابل خودش و تو صورتش
خب فکر کنم دیگه زیادی باهاش احساس راحتی کرده بودم
عقب کشیدم
لب زدم
- منظورم این بود که مثلا...
بین حرفم پرید:
- راجبش فکر میکنم
سر تکون دادم و دیگه بهش نگاه نکردم
کمی
فقط یه کوچولو
ازش خجالت کشیدم
مثلا رئیسم بود اما بهش گفتم دیو
اصلا من کی انقدر باهاش ندار شده بودم؟
یهو دیدی اخراجم کرد
به اون طرف چسبیدم ازش دور شم
نباید یادم میرفت
رئیسه!
و اینم سفر کاریه
یهو گفت
- چرا خودتو عقب میکشی؟
─━ ─ ━─⊲⋅⛅🐈⬛⋅⊳─━ ─ ━─