eitaa logo
سیده اعظم حسینی
839 دنبال‌کننده
41 عکس
42 ویدیو
0 فایل
اشعار و آثار دکتر سیده اعظم حسینی.. شماره ی ایتا جهت تبادل نظر و ارائه ی پیشنهادات و انتقادات 09179148588
مشاهده در ایتا
دانلود
به ساحت مقدس شهیدان در این وادی چو از جان بگذری جانان شود پیدا که جانی می دهی و بعد از آن صد جان شود پیدا نه در آرامش دریا،نه در امنیت ساحل جگرداریِّ مردان در شب طوفان شود پیدا که غیرتمند- با هر دیدگاه و مشرب و فکری- به هنگام خطر- مردانه- در میدان شود پیدا اگر ما را بسوزانند،از سودای سرهامان میان خاک و خون، سرهای بی سامان شود پیدا قدم بگذار جای پای ما کز ردّ پای ما مسیر و مقصد این راه بی پایان شود پیدا شب بیرحم حمله،خاکریزی گر فرو ریزد دوباره خاکریز از خاک تن هامان شود پیدا به یُمن این پلاک از هر طرف خورشید می تابد پس از این از دل خاک،آینه گردان شود پیدا پریشان کرد ما را عشق،آنگونه که تن هامان گهی در "هور" و گاهی در "قلاویزان" شود پیدا برای حمله بر خواب جهان،سی سال بعد از این به ناگاه از شیار بسته یک گُردان شود پیدا! پس از این روزها،ما را بپرس از استخوان هامان! فراوان-با "تفحص"- بعد از این، برهان شود پیدا به رغم نقشه ی بی ریشه ها،در فصلِ بالیدن به روی دست لاله، نقشه ی ایران شود پیدا... ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،؛،،،،،،،،،،؛ کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
🌹🌹به دانش آموزان شهید🌹🌹 بر روی فرش برگ های پرتقالی لی لی کنان، رد می شوی از این حوالی می ایستی در ابتدای صف دوباره اما شبیه پیشترها نه...خیالی! حتی خیالی، می چکد از چانه ی تو هی جمله ی کوتاه و معصومِ سؤالی.. سهم تو از پاییز را -نارس- درو کرد خردادی از جنجال های بی مجالی! در دفتر سبز کلاسی، پیش اسمت ناگاه موشک ها نوشتند:" انتقالی" در آخر هر کوچه ی این شهر،جا ماند یک مدرسه- از شیطنت های تو خالی- ............................ @SayyedeAzamHoseini1
به مناسبت 15مهر روز روستا تقدیم به زادگاهم .... وَ سپیده دوباره برپا زد دِه، سر از خواب نازِ خود برداشت کوچه، خمیازه ای عمیق کشید سینه را از هوای پاک انباشت خلوتِ دشت بود و قل قلِ جوی مردهای صبورِ بیل به دوش صبح بود و دوباره کوچه پر از شادی کودکان بازیگوش سفره ی سبزِ کَرت های کریم نخل هایی بر آستانِ قنوت عطر نجوای گل،نمازِ درخت و زمین باز،روزه دارِ سکوت باز، آهنگٍ دلنواز نسیم باز، همخوانی پرنده و رود رقص موزون و وحشی گندم با گل زردِ آفتابْ اندود مخملِ نرم یونجه و شبدر عطر ناب قصیل و گندم و جو خوشه هایی در التهابِ بلوغ داس هایی در انتظارِ درو باغ هایی پر از شکوفه ی سیب پای برچیده در زلالی آب باغبان خمیده آنسوتر خیره بر گردش هلالیِ آب آسمان در همایشی ابری غرقِ تکرار نغمه ی باران در دل دشت، شور می انداخت سوز آواز و هی هیِ چوپان آخرین هیزم زمستانی در میان اجاق ها می سوخت روستا شاد بود و پولک سبز روی دامان خیس خود می دوخت صبح را روی سفره می چیدند مادرانی به استواریِ کوه مادرانِ غرور و تنهایی شاعرانِ حماسه و اندوه مادرِ روستا "دوبیتی" بود وقت لالایی و پریدنِ خواب وقت وَرزِ خمیر و پختنِ نان وقت نجوایِ مَشک و بردنِ آب مادرانِ بزرگِ آبادی شب پر از قصه و مَتل بودند یاد آغوش های گرم به خیر بستری از گُل و غزل بودند کودکیمان درخت را طی کرد لانه ی بلبلی فرو افتاد دست بردیم و دزدکی چیدیم سیب کالی ز شاخه ی خرداد ناگهان در هُبوطی آهسته راهی سرزمینِ دود شدیم غرق در اضطرابِ شهرِ شلوغ... آنچه در آرزو نبود، شدیم.... پشت دیوارهای کاهگلی بازیِ کودکانه تنها ماند روی خاکی ترین رگِ کوچه ردّ پای برهنه مان جا ماند روستا! حسرت همیشگی ام نفست پاک! خانه ات آباد! خشکسالی ز سرنوشتت دور! دشت هایت همیشه خرم باد... ..................................... کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به مناسبت سالروز طوفان الاقصی خواننده:محسن نشاسته گر شاعر: سیده اعظم حسینی کاری از سیمای مرکز فارس ...... کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
به شهید کرباسی،به بهانه سالگرد شهادتش.. محکم ببند دور کمر آنَک! این چادری که بر سر خود داری این راه را که معبر طوفان است،عشق آفریده در دلِ دشواری! از کوچه ها بپرس! که این پرچم،تنها به دوش مرد نمی ماند هر جا که راه مبهم و باریک است،زن می رسد برای علمداری! از یاس ها بپرس! که در این باغ،فصل سرک کشیدن داس و باد قد می کشد اصیل و شکوفا زن،با شیوه ی بلندِ سپیداری! تعریف کن به شیوه ی خود زن را! زن را چنان که هست نمی گویند تعریف های مبهم ابزاری،تعریف های روشنِ بازاری! زن،"بودن"ی است زنده و هستی بخش،زن،"رفتن"ی ست جاری و جریان ساز! زن را چنان که هست نمی فهمند،آیینه های مرده ی زنگاری! ماه است اگر که در افق خانه،آرام و بی مضایقه می چرخد در چرخشی ملایم و نورافشان،نه خشک و بی اراده و پرگاری! قامت بکش زنانه و طوفان خیز! از لابلای آتش و خاکستر اثبات کن به شیوه ی خود زن را! در بین هر چه هجمه ی انکاری! لبریز رویشی و نمی افتی،یکسر جوانه ای و نمی میری! حتی اگر در این شبِ بی باران،خود را به دست صاعقه بسپاری! در هم بریز مرز زمینی را! "هیهات منا الذله" فقط مرز است! تا مرز جابه جا نشود،باید، انداخت سر به شیوه ی سرداری! این گونه باشکوه و جگرآور،پنجه به پنجه با نفسِ آتش! پرسید اگر:" دوباره حریفی هست؟" از قول ما -زنانه- بگو:"آری"... ................................. کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
37.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز ارسال به مناسبت چهارم آبان ماه سالروز حمله ی تروریستی به حرم مطهر حضرت شاه چراغ نماهنگ قول مادرانه تقدیم به شهدای حادثه ی تروریستی حرم حضرت شاهچراغ علیه السلام شاعر و راوی:دکتر سیده اعظم حسینی کارگردان : محمد علی یزدانی ........ کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
عاشقانه ی امیرالمؤمنین علیه السلام با حضرت ام البنین.. بالا بلند،دختر زیبای واحه ها! عاشقتر از نگاه تو در کلٌ ایل نیست بانو پیاده شو که گذارت از این طرف آنهم میان غربت من،بی دلیل نیست.. شمشیرهای تازه ی قوم بنی کلاب در گوشه های روسری ات صف کشیده اند صلح آوران کاربلد،ساده و نجیب پشت نگاه مادری ات صف کشیده اند... قدری کنار بی کسی من قدم بزن قدری نفس بکش که هوا تازه تر شود از عطر بکر خنده ات ای بانوی نجیب قدری بپاش تا دل ما تازه تر شود! یک گوشه از کرامت زهراست دامنت ای راز عاشقانه که ناگاه می رسی! منظومه های شمسی من خواب دیده اند با یک سبد ستاره و یک ماه می رسی در چارچوب سوخته ی در هنوز هم یک تکه از دعای گل یاس مانده است بانو پیاده شو که به تقدیر مرتضی از معجزات فاطمه،عباس مانده است! با شرم پلک می زنی و ماه آسمان در نی نیِ دو چشم تو هی تاب می خورد بو میبرند بالاخره کوچه های شهر بلوای علقمه ز کجا آب می خورد... ................... کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
🌸السلام علی زینب الصبور🌸 به شکوهِ رشک انگیز و دور از دسترسِ نامت، که جز کُرنش و لکنت قلم را برنمی تابد... ندانمت به حقیقت که در جهان به چه مانی! که هر چه از تو بگویند باز برتر از آنی! به نامِ نامی ات ای دختر بزرگ شب قدر! به نام نامی ات ای دختر شکوه نهانی! گُلی به هیبت کوه و زنی به هیأت طوفان تو آن حقیقت محضی که ماورای بیانی! عزیز حضرت حیدر! عروس حضرت جعفر! برای لرزه به دشمن چه خطی و چه نشانی! تو همزمان که نشستی به آرد کردن گندم ورای درک زمینی! ورای فهم زمانی! که کوله بار "علی" عطر دستپخت تو را داشت برای کودک بی نان هنوز دل نگرانی.. غبار مرده ی رخوت گرفته ایم و ملولیم مگر تو چادر خود را به روی ما بتکانی... .................. کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
سلام بر بانو فضه کاروان اسیران کربلا به دِیر رسیده است، در "قنّسرین"،در مسیر شام... "دیر"...همان که تو را می کشانَد به روزگارانی پیش در سرزمین "نوبه"، آنگاه که "جعفر" لب گشود به "واذکر فی الکتاب مریم"... و "نجاشی"،تشنه ای زلال طلب که آب را از گنداب می شناخت... تاریخ، به صراحت ننوشته است چه آموختی از مهاجرانی که سالیانی در کوچه پس کوچه های سرزمینت گام برمی داشتند و فاصله شان با آیین سرزمینت،به باریکی خطی بود که "نجاشی" با عصا بر زمین کشیده بود.... و به مدینه آمدی آنگاه که مژده ی فتح خیبر با بازگشت جعفر یکی شد، تا دل "محمد" (ص) بلرزد از شوق... و سردرآوردی از سرای فاطمه(س) و همراه او شدی تا لحظه ی " یا فضةُ خُذینی".... و مبارک تقدیری داشتی که نشستی در بلندای سوره ی انسان... و وحی، واژه واژه بر زبانت نشست و بی نیازت کرد از هر واژه ای.. و ماندی با زینب(س) تا اکنونِ دیر در این دل شب... و شاید اکنون خاطره ها را مرور می کنی در تلاقی دوباره ی اذان و ناقوس... سلام بر "فضه" ی خانه ی "زهرا"... یکی بیاید و این خاطرات سرکش را در آستانه ی ناقوسِ دیر،رام کند! چه بی ملاحظه اند این مهاجمان شلوغ یکی بیاید و آشوب را تمام کند! کجاست حوصله ای تا در این شبِ بی صبح ورق ورق،همه ی "فضّه" را مرور کند؟ کجاست اشک جسورانه ی سبک سِیری که از سترونیِ بغض ها عبور کند؟ درست لحظه ی ناقوس بود یادم هست که مرد در چمدان شاخه های "مریم" داشت۱ رسول روشن باران در آن کویرِ محال برای رویش گل،آیه های محکم داشت... کسی مرا به افق های دوردست کشید از آن دریچه که واشد به نورهای مدام من از بشارت انجیل آمدم ای شهر! سلام منزل تقدیر من! "مدینه"! سلام! درست وقت اذان بود،خوب یادم هست کنارِ " اشهد ان لا اله الا الله" دری به پاشنه چرخید و زن نمایان شد۲ زنی بهشت،زنی آسمان،زنی دلخواه.. زنی اصیل تر از ذکر اولین باران که هر چه نور و نسیم و شکوفه،تلمیحش نمازهای زمین را به آسمان می برد "سی و سه" بندِ معماییِ مفاتیحش۳ نشسته بود به آیات پاک دامانش بهار با همه ی یاس های وسواسی مدار روشن خورشید را نشان می داد حصیر ساده ای و کوزه ای و دستاسی.. درست نیمه ی شب،کهکشان سبد در دست ستاره از گل چادرنماز او می چید درست نیمه ی شب،او به دست های دعا برای خانه ی همسایه،آبرو می چید! زنی و دخترکی،نیمه نه...تمامِ خودش۴ در آستانه ی شیرین زبانی و بازی حدیث قدسی شمشیر و عشق-با تلخیص- عجب خلاصه ی نابی! چه حسن ایجازی! در ابتدای پدر بود دختر و می رفت که بی نیام ترین فصل "ذوالفقار" شود کنایه ای ز خودش بود و مانده بود هنوز که در تلاطم یک عصر،آشکار شود! در آن تلاقیِ ناگاه و رازناکِ نگاه تمام تشنگی ام جرعه نوش "کوثر" شد غباری از درِ خانه به تهنیت برخاست در آستانه ی در،"فضه"،کیمیاگر شد! نسیم، توشه ی شادی ز خانه بر میداشت که خانه شورِ مداوم،که شوقِ ممتد بود به فصل روشن آینده،شک نداشت کسی دراین میانه فقط "در"، کمی مردد بود! درست وقت اذان بود "در" ترک برداشت نماز صبح،نه ایمان،که خنجر آوردند۵ نماز ظهر،به هر رکن،زهر پاشیدند نماز عصر،ز گودال سر درآوردند... آهای دخترکِ قصه های دیروزم! بیا به خاطره های نگفته برگردیم! به عطر خشتیِ آن خانه،آن تراکم نور به صبحِ با نفس گل شکفته،برگردیم! به صبح خنده ی "زهرا" کنار گهواره به سربزیری کوچه،به فصل حرمتِ "در" دوباره چشم ببندم،دوباره جمع شوید تو و "حسین" و "حسن"،زیر چادر مادر.. که خانه پر شده از کودکانه ها و مباد مباد بازیِ تان ناگهان به هم بخورد! بیا به خاطره های نبوده برگردیم که کوچه باز غدیری شود...قسم بخورد... "علی" به رسم یداللهی اش به خانه رسد برای تشنگی شهر،کنده چاهی چند و "فاطمه" بپزد در تنور خانه ی خویش برای سفره ی همسایه،قرص ماهی چند.. سه روز سفره ی افطار باز و بسته شود به روزه ای که در افطار هست ابطالش و جبرئیل بیاید برای عرض ادب "و یُطعمون علی حُبّهٖ" پَرِ شالش...۶ آهای دخترک قصه های معصومم! که قد کشیده و بر دوش خود تبر داری! در ازدحام خدایان سنگی این قوم چه باشکوه تبر می کشی..جگر داری! دوباره نغمه ی ناقوس می رسد که مرا میان خاطره ها باز بی قرار کند تمام من شده زخمی رونده و کهنه مگر نگاه تو این زخم را مهار کند... ۱- حضرت جعفر سلام الله علیه و قرائت سوره مریم در حضور نجاشی ۲- حضرت زهرا سلام الله علیها ۳- تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها ۴- حضرت زینب سلام الله علیها ۵- مصرع ها به ترتیب اشاره به شهادت امام علی،امام حسن و امام حسین علیهم السلام.. ۶- سوره مبارکه انسان/ آیه ۸ ................................... کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
بسم الله... السَّلامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ ایستاده پشت در... تنها... نیفتد بر زمین! باردار است او...در این دعوا نیفتد بر زمین! عشق را آن سوی توضیح المسائل،حکم هاست.. ایستاده، حرمت فتوا نیفتد بر زمین کاش در فوج مگس هایی که جولان می دهند پرشکسته، حضرت عنقا نیفتد بر زمین! این شب قدری که سرتا پا سلام است و سلام.. سایه اش در جمع شیطان ها نیفتد بر زمین! "جلوه ی خوبی ندارد کوچه"..کودک گریه کرد: "کاش مادر لااقل اینجا نیفتد بر زمین! دستپاچه شد در و جز میخ در دستش نبود در، فقط می خواست"اعطینا"نیفتد بر زمین.. رحل در، قرآنِ حیدر را در آغوشش فشرد گفت:"این زهراست..یازهرا! نیفتد بر زمین"! ضربه را می شد کمی آرام تر هم زد به در تا که مادر خم شود،اما نیفتد بر زمین... کی به روی نیزه ی نیرنگ، جا خوش میکند صورت قرآن... اگر معنا نیفتد بر زمین؟ ریسمان را با هوای دیگری آورده اند سخت می بینم کنون "موسی" نیفتد بر زمین! دختری با دیدن در، چادرش را زد گره تا غروبی، در دل صحرا نیفتد بر زمین تکه ای از چادر خاکی ست یا سجاده اش؟ پرچمت ای قبر ناپیدا! نیفتد بر زمین... .......................... کانال اشعار دکتر سیده اعظم حسینی @SayyedeAzamHoseini1
دستپاچه شد در و جز میخ در دستش نبود در، فقط می خواست"اعطینا"نیفتد بر زمین.. رحل در، قرآنِ حیدر را در آغوشش فشرد گفت:"این زهراست..یازهرا! نیفتد بر زمین"! ............................... @SayyedeAzamHoseini1
سلام بر فاطمه ی یکتای آفرینش... خشت خشت خانه اش،آیینه ی تنزیل ها رج به رج طرح گلیمش،بال جبراییل ها بی "مفاهیم" وجود "فاطمه"،بی معنی اند صوت ها، تحدیرها، تدویرها،ترتیل ها... واژه هایش پایه های محکم تفسیری اند رازهای سینه ی او حجت تاویل ها ردّ تحریفی کجا می ماند اگر می آمدند بر درش زانو زنان،تورات ها،انجیل ها؟ عشق،در این سویِ "در"،حلِّ مسائل می کند عقل، در آن سو به دور باطلِ تحلیل ها کهکشانی ایستاده در ستاره پروری گرم آتش بازی اند این تا ابد تعطیل ها.. تا همیشه بین این دیوار و در،قد می کشند در کلاس درس "زهرا"،فارغ التحصیل ها تا شهیدان،دانش آموزانِ پشتِ این دَرَند دارد این درس فشرده،عالمی تفصیل ها... ............................. @SayyedeAzamHoseini1