آخر این غرق گنه را چ به این حال و هوا
جان من جرعه ای از آب شفا میخواهد ،
عاشقم در سر خود شوق زیارت دارم
زیر پرونده ام امضای شما میخواهد ،
باز پروانه ی دل طالب شمع رخ توست
این تب عشق مگر چون و چرا میخواهد ؟
لازم نیست سرد باشی؛ فقط کمی دستنیافتنی باش.
دیرتر جواب بده. کمتر از خودت بگو. مؤدب باش ، اما طوری رفتار کن که کسی نتونه راحت از احساساتت سر دربیاره. وقتی دیگران مجبور باشند حدس بزنند چه حسی داری ، با احتیاط بیشتری با تو رفتار میکنند ، چون نمیخواهند دربارهات اشتباه کنند. گاهی همین فاصله ، به آدم نفوذ و تأثیر بیشتری میدهد .
یه حقیقتی در مورد آدمها هست که نباید فراموش کرد، هر آدمی یه ظرفیتی داره، وقتی از اون ظرفیت بگذره ممکنه کاملا یه آدم دیگه بشه، بعدش نباید متعجب رفتار متفاوتش بشید، این قضیه کاملا در ذات انسانها طبیعیه.
اندوهی در سینه داریم که با گریه رفع نمیشود، با فریاد رفع نمیشود ، با ساعتها حرف زدن و جمله ساختن رفع نمیشود؛
عزیزم ،
دچار چنان غمی شدهایم که با گذر صدها سال هم از بین نمیرود.