چیزهایی که دانستنش حق شماست
دیگه خودتان قضاوت کنید تیم مذاکراتی دولت رو:
🔴مروری بر خاطرات وندی شرمن رئیس تیم آمریکا در مذاکرات 1+5 برجام:
💥عراقچی در دولت روحانی در یک جلسه خواسته جدید ایران را مطرح کرد، عصبانی شدم گریهام گرفت، عراقچی خواستهاش را پس گرفت!
💥دقت داشتیم که تحریمها موجب به خطر افتادن قدرت "روحانی" در ایران نشود!
💥عراقچی و تختروانچی به من فرش دستباف هدیه دادند اما من به آنها هدیه ندادم چون به لحاظ دیپلماتیک نباید به کشوری که با آنها رابطه نداریم هدیه بدهیم.
💥در ژنو مخفیانه برنز و سولیوان را از راه آشپزخانه وارد هتل میکردیم تا با ظریف دیدار کنند.
💥وقتی ظریف عصبانی میشد او را جواد صدا میزدم...
💥شرمن: در طول مذاکرات همواره با اسرائیل در ارتباط بودیم و از نظرات متخصصان فنی آنها استفاده میکردیم.
💥عراقچی هنوز هم عید کریسمس برای من کارت تبریک می فرستد اما گویا خبر ندارد که من یهودی هستم، نه مسیحی...!!
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
❌ داستـان جذاب آهنگـر و زن زیـبا
سيد محمد اشرف علوي مينويسد:
« در سفري به مصر، آهنگري را ديدم كه با دست خود آهن گداخته را از كوره آهنگري بيرون ميآورد و روي سندان ميگذاشت و حرارت آهن به دست وي اثر نميكرد. با خود گفتم اين شخص، مردي صالح است كه آتش به دست او كارگر نيست. ازاينرو، نزد آن مرد رفتم، سلام كردم و گفتم:
«تو را به آن خدايي كه اين كرامت را به تو لطف كرده است، در حق من دعايي كن.» مرد آهنگر كه سخن مرا شنيد، گفت: «اي برادر! من آنگونه نيستم كه تو گمان كردهاي.»گفتم: «اي برادر! اين كاري كه تو ميكني، جز از مردمان صالح سر نميزند.»
گفت: « گوش كن تا داستان عجيبي را دراينباره براي تو شرح دهم. روزي در همين دكان نشسته بودم كه ناگاه زني بسيار زيبا كه تا آن روز كسي را به زيبايي او نديده بودم، نزد من آمد و گفت:
« برادر! چيزي داري كه در راه خدا به من بدهي؟»
من كه شيفته رخسارش شده بودم، گفتم: «اگر حاضر باشي با من به خانهام بيايي و خواسته مرا اجابت كني، هرچه بخواهي به تو خواهم داد.»
زن با ناراحتي گفت: «به خدا سوگند، من زني نيستم كه تن به اين كارها بدهم.» گفتم: «پس برخيز و از پيش من برو.»
زن برخاست و رفت تا اينكه از چشم ناپديد شد. پس از چندي دوباره نزد من آمد و گفت: «نياز و تنگدستي، مرا به تن دادن به خواسته تو وادار كرد.»
من برخاستم و دكان را بستم و وي را به خانه بردم. چون به خانه رسيديم، گفت: «اي مرد! من كودكاني خردسال دارم كه آنها را گرسنه در خانه گذاشتهام و بدينجا آمدهام. اگر چيزي به من بدهي تا براي آنها ببرم و دوباره نزد تو باز گردم، به من محبت كردهاي.»
من از او پيمان گرفتم كه باز گردد. سپس چند درهم به وي دادم. آن زن بيرون رفت و پس از ساعتي بازگشت. من برخاستم و در خانه را بستم و بر آن قفل زدم.
زن گفت: «چرا چنين ميكني؟» گفتم: «از ترس مردم.» زن گفت: «پس چرا از خداي مردم نميترسي؟» گفتم:
«خداوند، آمرزنده و مهربان است.»
اين سخن را گفتم و به طرف او رفتم.ديدم كه وي چون شاخه بيدي ميلرزد و سيلاب اشك بر رخسارش روان است. به او گفتم: «از چه وحشت داري و چرا اينگونه ميلرزي؟ » زن گفت: «از ترس خداي عزوجل.» سپس ادامه داد: «اي مرد! اگر به خاطر خدا از من دست برداري و رهايم كني، ضمانت ميكنم كه خداوند تو را در دنيا و آخرت به آتش نسوزاند.» من كه وي را با آن حال ديدم و سخنانش را شنيدم، برخاستم و هرچه داشتم به او دادم و گفتم: «اي زن! اين اموال را بردار و به دنبال كار خود برو كه من تو را به خاطر خداوند متعال رها كردم.»
زن برخاست و رفت. اندكي بعد به خواب رفتم و در خواب بانوي محترمي كه تاجي از ياقوت بر سر داشت، نزد من آمد و گفت: «اي مرد! خدا از جانب ما جزاي خيرت دهد.» پرسيدم: شما كيستيد؟ فرمود: «من مادر همان زني هستم كه نزد تو آمد و تو به خاطر خدا از او گذشتي. خدا در دنيا و آخرت تو را به آتش نسوزاند.» پرسيدم: «آن زن از كدام خاندان بود؟» فرمود: «از ذريه و نسل رسول خدا (صلّی الله عليه و آله و سلّم).» من كه اين سخن را شنيدم، خداي تعالي را شكر كردم كه مرا موفق داشت و از گناه حفظم كرد و به ياد اين آيه افتادم كه خداوند ميفرمايد:
«إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»
خدا ميخواهد هر پليدي را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را از هر عيبي پاك و منزه گرداند.» (احزاب: 33) سپس از خواب بيدار شدم و از آن روز تاكنون آتش دنيا مرا نميسوزاند و اميدوارم آتش آخرت نيز مرا نسوزاند».1
پی نوشت :
1. نك: فضائلالسادات، صص 240 و 241.
برگرفته از : کتاب «گناه گریزی» / سیدحسین اسحاقی / نشر دفتر عقل
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
باز هم
پنج شنبه ای دیگر...
یک دانه شمع
و یک شیشه گلاب ...
چه ملاقات
ساده ای دارند اموات ...
شادی روح
اموات فاتحه و صلوات ...
اللَّهمَّ صَلِّ عَلَى مُحمَّـــدٍ وآلِ مُحَمَّد و عجـل الفرجهــم
شادی روح اموات همگی و پدر و برادر حقیر [پاپی احمد حسنوند فرزند حسن و امین حسنوند فرزند پاپی احمد] بفـــرستید #صلـــوات🌹
اللَّهمَّ صَلِّ عَلَى مُحمَّـــدٍ وآلِ مُحَمَّد و عجل الفرجهــم
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
⚫️ در ظهر عاشورا چه گذشت...(قسمت ششم)
✳️ نکته: در روز عاشورا در کربلا 72 تن از یاران باوفای آقا امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند که در این بین، سرگذشت عده ای از شهدا و جریان شهادتشان خاص تر و مورد توجه تر بوده.
▪️که ما به علت کمبود وقت و زمان،فقط به جریان شهادت همون عده ی خاص میپردازیم:
🔴السلام علی جوْن بن حوی ابی ذر
🌷جوْن غلام آزاد شده ی ابوذر غفاری،یکی از شهدای کربلاست که بعد از وفات ابوذر در خدمت امام حسن و امام حسین علیه السلام بوده است
🔰موقعی که بیشتر یاران امام حسین به شهادت رسیدند جون خدمت امام آمد و رخصت جنگ خواست.
🌹امام فرمود: جون،
تو مجازی هرکجا که میخواهی بروی زیرا پیروی تو از ما و بودن در خانه به منظور کمک و آسایش بوده ،لذا در گرفتاری ما خود را مبتلا نساز.
✨جون خود را روی قدمهای مبارم حضرت انداخت و عرض کرد: یابن رسول الله در خوشیها با شما بودم
حالا در گرفتاری دست از شما بردارم؟
▪️بخدا میدانم که بویم بد و حسب و نسبم پست و چهره ام سیاه است ولی شما بهشت را از من دریغ مدارید تا خوشبو و شرافتمند و روسفید گردم.
نه!
بخدا از شما دست برنمیدارم تا خون سیاهم با شما آمیخته گردد.
🌹امام حسین علیه السلام به او اجازه داد،جون به میدان رفت و به سپاه دشمن حمله کرد بعد از آنکه 25 نفر را به درک واصل کرد به شهادت رسید.
🌿هنگامی که هنوز رمقی داشت امام حسین به بالین او آمد نشست و فرمود:
🌟خدایا چهره اش را سفید گردان و بویش را نیکو و اورا با ابرار و نیکان محشور بفرما و بین او و محمد و خاندانش معارفه برقرار ساز.
🌷 امام محمدباقر علیه السلام به نقل از پدرش امام سجاد علیه السلام روایت نموده که بعد از ده روز از گذشت عاشورا
بدن جون را دریافتند در حالیکه از او بوی مشک استشمام میشد...
🌟آری همنشینی با اولیا الله انسان را از پستی و ذلت به اوج عزت و بزرگی میرساند...
✍ادامه دارد...
📕 ابصارالعین ص125
📒نفس المهموم ص 291
📗بحار23/24
📘 قاموس الرجال449/9
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
4_238801710665957920.mp3
3.62M
جمعــه هاے دلتنگی به وقت منقـــم امام حسین
▪️ماه میگوید حسین
▪️با آه میگوید حسین
▪️آیه آیه حضرت الله میگویدحسین
▪️تیرمیگوید حسین
▪️شمشیرمیگوید حسین
▪️بین خیمه اصغر بی شیرمیگوید حسین..
@ale_yaasin
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃درک عمق مصیبت وداع امام حسین علیهالسلام با اهل بیتش برای ما ممکن نیست اما با دیدن این فیلم شاید ذرهای از این داغ را بتوانیم بفهمیم.
وقتی دختر کوچک مدافع حرم مانع از رفتن پدرش میشود...
به ابی انت و امی یا اباعبدالله...▪️
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7
1_62264542.mp3
1.76M
📱 #صوت
🎙 حاج آقا عالی :
🅰 در زمان ظهور
✴️ هرکس این صوت رو بشنوه، مطمئنا آرزویی جز ظهور امام زمان (عج) نخواهد داشت .
#مهدویت
🏴امـام زمانےامــ³¹³
http://eitaa.com/joinchat/2664169472C4f3a257aa7