eitaa logo
سپیدار؛
33 دنبال‌کننده
86 عکس
91 ویدیو
0 فایل
۱۱۰/ع مجهولات.
مشاهده در ایتا
دانلود
من پناه عالمم و تو پناه من، بلند شو عموی دخترام..
هدایت شده از موسیقی‌شب.
چه خاطراتی بود تو روضه‌ها با تو، نمیره از یادم حسین حسیناتو..
هدایت شده از موسیقی‌شب.
فکر می‌کنم شاید لازم باشد بگذرم. پرچم های سیاه تکیه در باد می‌رقصند، تو اینجا نشسته‌ای. شاید هم آنجا، شاید هم کمی آن طرف تر، شاید دورتر، شاید نزدیک‌تر. بوی چوب می‌آید، می‌نشینم روی سومین پله. سومین پله، سومین شب، ساعت سه صبح، سومین باری که تو را اینجا می‌بینم. البته تو را همیشه می‌بینم، اما این شب ها واضح‌تر. به کسی نمی‌گویم که تو را می‌بینم، وقتی از دلیل رنگ پریدگی‌ام می‌پرسند نمی‌گویم چون هربار که به سویت قدم برمی‌دارم تو محو می‌شوی، می‌گویم زیاد گریه کردم. گریه کردم؟ نمی‌دانم، حتماً گریه کردم. انگشترم را هی درمی‌آورم و دوباره دستم می‌کنم، کتیبه‌ها را از دوباره می‌زنم روی دیوار، هرکه می‌آید تو را پشت سرش می‌بینم و هی خشکم می‌زند.
هدایت شده از موسیقی‌شب.
روضه‌خوان که می‌آید من فرار می‌کنم و در حیاط می‌نشینم، به بهانه اینکه شاید کسی چیزی نیاز داشته باشد. در واقع می‌خواهم تو را ببینم، تو همیشه در حیاط می‌نشینی. انقدر نگاهم می‌کنی و انقدر نگاهت می‌کنم که آخر سر می‌روی، وقتی که می‌روی خیلی می‌ترسم. می‌ترسم این‌بار که رفتی دیگر برنگردی، می‌ترسم مرا پشت درهای این خانه جا بگذاری. می‌ترسم مجبور شوم بعد از اربعین پرچم ها را دست تنها بیاورم پایین، می‌ترسم مجبور شوم از بقیه کمک بخواهم. من از تو هیچوقت کمک نخواستم، تو همیشه بودی. بعد از اذان صبح که مجبور می‌شوم بخوابم باز هم خوف مرا برمی‌دارد، خوف اینکه چشم باز کنم و اربعین باشد و تو نباشی. گاهی وقت‌ها از ترس نمی‌خوابم، می‌روم می‌نشینم در حیاط. چشم می‌گردانم تا ببینمت، اما تو زودتر از من به خواب رفته‌ای. تو ترسی نداری.
هدایت شده از موسیقی‌شب.
روضه‌خوان از ظهر عاشورا دم می‌زند و من گوشه حیاط زیر سایهٔ باد ملایم شب های خرداد در خود جمع می‌شوم. تو نیستی که از روز اول محرم شروع کنی و تا اربعین را برایم تعریف کنی، تو نیستی و ذکر مصایبی که از زبان تو گریه می‌شدند بر روی صورتم نیست. تو نیستی و من بی‌تو دارم حسین را نفس می‌کشم، بی‌تو شب سوم نذر هرساله‌ات را ادا می‌کنم، بی‌تو شب هشتم با الله اکبر اذان گریه می‌کنم. تو نیستی و من بی‌تو. هی فکر می‌کنم که شما هم در بهشت گعده می‌گیرید و برای سه ساله گریه می‌کنید؟ حتما می‌گیرید.
هدایت شده از میمِ ثاٰنی؛
؛ [ عزیزَم! خُدا و مذهبِ من! چقدر برای گفتن و سُرودن از وجاهت و ملاحتِ تو در واژه و وصف فقیرم! واله‌ و مست از نوشتن برای رخِ قشنگِ قمرگونت، دائم و آن به آن بالیدم که عموی منی. نمی‌دونم فراتر از عشق‌باٰزی چی میشه گفت زیباصنم؛ ولی من هر وقت از شما می‌نویسم به همون دُچار میشم. خوش بحالِ چَشم‌هایِ عاقبت‌بخیر و خوشبختی که دیدنت ابوفاضل «ع». تو زیباترین تصویری بودی که میشُد تو این دنیای خاکستریِ تحقیرشده دید./ ]
افتخار دارم که عمو خطابت کنم.. و مطمئنم یه روز پشتت قایم میشم و میگم اینا همه اذیتم کردن..
دردت نشد معلوم علی.. مظلوم علی..
جرئت ندارم از شب عاشورا چیزی بگم التماس دعا..
هدایت شده از شب‌های‌روشن-
یه شاعری داشت شعر می‌گفت تو کربلا، نوشت: ابالفضلَ استجارَ به الهدی. گفت: عباس روز عاشورا، کارش به جایی رسید، امام حسینم بهش پناه آورد! الهدی اینجا یعنی امامِ هدایت. بعد یه دفعه قلمو گذاشت، گفت کفره! همه به امام پناه میبرن، امام که به کسی پناه نمی‌بره! هرچی فکر کرد اینو درست کنه، نصف شب بود چیزی به ذهنش نرسید، گفت حالا می‌خوابم فردا پس فردا سر فرصت اینو درست می‌کنم. همین که خوابش برد، امام حسین رو تو خواب دید، گفت: شعرو چرا تموم نکردی؟ گفت: به کفر کشید. گفت: تمام می‌کنم، دیدم داره بی‌راهه می‌ره به کفر می‌کشه نگه داشتم، ایشالا سر فرصت... گفت: نه به کفر نرفته! امام فرمودند: هم من به او پناه آوردم، هم زن و بچه‌ام به او پناه آوردن. -استاد مهدی توکلی