هدایت شده از معراج ✨️؛
با تَک تَک گُذر ثانیه ها
با تَک تَک گُذر دقیقه ها
با تَک تَک گُذر ساعت ها
با تَک تَک گُذر روز ها
با تَک تَک گُذر هفته ها
با تَک تَک گُذر ماه ها
با تَک تَک گُذر سال ها
باید بفهمیم که دیره..
خیلی دیره !..
شاید اقا امام زمان فقط به یک قدم جلو گذشتن تو وصله
چرا بلند نمیشی..؟
چرا صدتو برا اقامون نمیذاری؟!
اهای ای الناس !..
پاشین !
با نشستن و گفتارِ دِل هیچی درست نمیشه !
باید پاشی !
باید خودتو به اقامون نشون بدی !
باید ثابت کنی مرد جنگی !
ܟܿـُـܥߊܩܢ ߊܠܩَܣܥܨ
قائم مقام فاطمه آمد، ادب کنید!
از او سعادت دو جهان را طلب کنید (:
تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب "تنها گریه کن"
بسم الله الرحمن الرحیم
-باشوق و عطش،این کتاب شگفتی ساز را خواندم و چشم دل را شستشو دادم .
همه چیز در این کتاب ، عالی است؛روایت،عالی-راوی،عالی- نگارش،عالی -سلیقهی تدوین و گردآوری،عالی، و شهید و نگاه مرحمت سالار شهیدان به او و مادرش در نهایت علو و رفعت...هیچ سرمایه ی معنوی برای کشور،ملت و انقلاب برتر از اینها نیست.
سرمایه ی با ارزش دیگر،قدرت نگارش لطیف و گویائی است که این ماجرای عاشقانه ی مادرانه به آن نیاز داشت.۱۰ اسفند ۱۳۹۹
-از نویسنده جدا باید تشکر شود .
#معرفی_شهید
#معرفی_کتاب
#عکاسی
ܟܿـُـܥߊܩܢ ߊܠܩَܣܥܨ
تهران- ایرنا- محمد معماریان نوجوان ۱۶ ساله ای است که در نهرخین شلمچه عملیات کربلای ۴ به فیض شهادت نائل شد و پس از هفت روز که مادرش میخواست او را در قبر بگذارد خونش همچنان تازه بود و دست مادر را رنگی کرد.
ܟܿـُـܥߊܩܢ ߊܠܩَܣܥܨ
بریده ای از کتاب :
به پسرم گفتم: محمد جان! دیدی آخرش تو جلو زدی و رفتی؟ به حاضران گفتم میخواهم خودم محمد را داخل قبر بگذارم دو سه نفر مخالفت کردند، اما تا شنیدند خواسته محمد بوده، تسلیم شدند جوانم را کفن پیچیده گذاشتند روی دستم، پلاستیک روی صورتش را باز کردم. دست به صورت محمد زدم و به سر و صورتم کشیدم این آخرین دیدارم با محمد بود. دستهایش را گرفتم توی دستم. بیاختیار لبخند زدم زیر لب گفتم: عزیز دلم، سربلندم کردی. پیش خدا مقام داری، دعایم کن.
ܟܿـُـܥߊܩܢ ߊܠܩَܣܥܨ
دخترشاه، سلام علیک؛
شصت و نه بار، سلام علیک : ).
ܟܿـُـܥߊܩܢ ߊܠܩَܣܥܨ
دختروالایعلی،زینباست
حاصلدنیایعلیزینباست:)♥