ولی من ساعتها فیلم خام دارم 🦦
که باید یه روز کامل حنجره گرامیمو بزارم وسط 🌝
تا صدا گذاری و آماده بشن🗣
.
• سِــــویم مـاه 🌙•
من فاطـــمم که شما به اسم سویم ماه میشناسیدش🌙 یه دخـــتر ۶ سالــه که خیلی بی هنره :) برعکس مامانش که
↓↑
از اول دنبــــال یه راه درآمـــدی بودم
مــامــانــــم خیاطــــه ، یادمـــه بــــراش
دکــمـــه پارچــــه ای میـــزدم بــه ازای
هر تعـداد دکمه بهم دستمزد میــداد
تـــــو دبســـــتان یـه مـــــدت دســـتبـــند
درست میکردم دونه ای ۲ هزار تومن
یـــا آب انــــار درمـــیاوردم دوستـــام ازم
میخریدن😁
یادمه تو مدرسه بازارچه گذاشته بودن
تو اون بازه زمانـی بابام از کوه ریـــواس
چیده بود 🌿
اومدم از اون ریواسا کلی پوست کندم
یه اندازه خورد کردم داخل ظرفای یکبار
مصـــرف ریختــــم نمـــــک پاشــیدم و🧂
تو بازارچه فروختم ،حتی معلما هم ازم
میخریدن 🥲
ִֶָ
یکی از دیگه از کارایی انجام دادم 🌾
تــو دوران چــــهارم دبســــتان بــــود 🪁
از طــــــــریق خالمینا یســــری کــــارت بود
که معــُرفی و وصــیت شــهــدا داخـــلش
چاپ شده بود باید بسته بندی میشدن
یه مـــدت اونارو بســـــته بندی میکــــردم
ִֶָ
وارد راهنمایی که شدم یه مدت زدم تو فاز
نمد دوزی شکــــلک و حیـوانات مختلف رو
میدوختم ، داخلش آهنربا میزدم که بشه
مگــــنت یخچالو یا حتی اســـم هارو رو نمد
درمـــیاردم یادمه دبیر هــــنرم سال هــــفتم
اســم دخترشو ســفارش داد ، یه ابـر سفید
که اســم دخترش به انگلـیسی با نـمد های
رنگی روش هک شده بود☁️
- این داستان ادامه دارد . .✓
بعضی وقتا باید بدترین دردها رو بکشی
تا بهترین تغییرها رو تجربه کنی ..🍓🌱
اندکــی بــروز رســـانی خود 🖇
#هدف_تیک_خورده
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این حسو با چیزی عوض نمیکنم😌🌿
- فیلم صدا داره😅)
• سِــــویم مـاه 🌙•
↓↑ از اول دنبــــال یه راه درآمـــدی بودم مــامــانــــم خیاطــــه ، یادمـــه بــــراش دکــمـــه پ
.
ســـال هشـــتم که وارد هنــــر شــفق دوزی شدم
جالــب اینجاست هـــمه اینا خـود آمــوز بــوده🦦
اینجا حروف انگلیسی رو با شفق درست میکردم
و معمولا برای پشـًت قاب گوشـی، بین دوستا و
اطرافیان میفروختم 😄
.
یبار یه طــــرح بـــته جـــقه رو شفــــق دوزی زدم
برده بودمـــــش مدرســًـه ســـــر کلاس ریاضــی
این بته جقه بین بچه ها دســت به دست شد
لای کتاب نگاش میکردن اونم سر درس معلم
مـعلــــم دیــد یـــه چیـــــز ایـــن وســـــط داره👩🏻🏫
میچرخـــه و حـــواس بچــــه ها پرتــه اونـــه 💭
اومد یهـو گرفت برد گذاشـت لای دفترش 🥲
.
و اون لحظه قلبم داشت تیکه تیکه میشد
حاصــــل زحمـــــــت چــــند روزم بـــود 👩🏻🦯
از ته دلـــم باهـــاش خداحـًافـظی کـــردم
زنــگ تفـــریح خـــورد ،معلــم رفــت دفـــتر
تو همــٕون زنگ تفریح یکــــی از بچـههارو
فرســـتاد دنبـــالم ، رفــــتم جلــو دفتــــــــر ،
معلم اومد بیرون ، بته جقه دستش بود
با یه لحن تعجب آوری گفت :
خودت درستش کردی؟!
گفتم بله
گفت چه کارایی داره؟
گفتـم برای روی جلد قـرآن درستـــش کردم
گفت اگه از همین بخوام برام درست میکنی
هزینشو پرداخت میکنم
.
و من اون لحظه رو هوا بودم 😂🕊
با خوشـــــحالی گفــتـــم بلــــه بلــــه
و دقیق مثل هــمونو ازم خواست
با کلــی ذوق تا از مـــدرسه اومدم
نسشتم سرش تا یکی دیگه ازش
درست کنم ، جلسه بعداش برا معلم
بردم و دقیق یادمه هزینهش ۱۴ هزار
تومــن شده بود پولـــشو نقد بهــــم داد
یادمه انقد هول شده بودم فاکتور ریز
به ریــز وســـایل کار شـــده با قیمـــتشو
نوشتم بهش دادم 🥸
.
و لحظه جذاب ترش این بود همون روز
سر زنگ عربــی دبیر عـــربی ســـــر کلاس
صدام زد گفت اونی که برا خانم باقرزاده
درست کردی رو میشه برا منم درست کنی؟
و من دیگه رو زمین نبودم🚀😂
.
- این داستان ادامه دارد . .✓