به من سفارش کن گاهی از خانه بیرون بروم
و بگو که این قدر خودم را اذیت نکنم. من فقط حرف تو را گوش میکنم. میدانی که؟
-از نامههای غلامحسن ساعدی به بدری لنکرانی
صبح غمگین بودم،
اکنون امیدوار، امیدوار، امیدوار!
و زندگی چرخشی مدام است میان این دو.
هرکسی سزاوار یكنفر است که به چشمهایش نگاه کند و بگوید: توکافی هستی؛ تو با تمامِ زخمهایت.