زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزل خوان و صُراحی در دست
نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست.
_آخه شما تصویر ببین😁😔
تازه بیت بعدی میگه
سرفراگوش من آورد ب آواز حزین
گفت ای،عاشق دیرینه من خوابت هست؟😔😂
هدایت شده از .
همش فکر میکنم اینهمه عرفان اینهمه اطلاعات راجب عشق، حیف نیست؟
گرچه که عشق توی چیزای ساده تر هم خلاصه میشه، حتی یک لبخند ساده
هدایت شده از .
همون دو بیت شعری که توی اتوبوس میخونی
یا همون چایی که باهم میخوریم
قدرشو باید دونست