🥀 شهیدی که درشب قدر و با زبان روزه در« عملیات رمضان آسمانی شد
🌱 از رفتاری عارفانه برخوردار بود اهل مطاله زیاد و اخلاق اسلامی بود بطوریکه در سن ۱۷ سالگی در اکثر مساجد شهر، برای تدریس کتب مذهبی و مباحث ایدئولوژی از ایشان دعوت به عمل می آمد بارها با افرادی که دچار انحراف فکری شده بودند به مناظره می پرداخت.
🌷 برای رفتن به جبهه مادرش شدیدا مخالفت کرد و او از پدرش خواست که اجازه اش را از مادرش بگیرد
🌿 می گفت : امام فرمود ما باید برویم جبهه فکر خون من از دیگران رنگین تر هست خصوصا روزی آنقدر ادله و برهان منطقی آورد که مادرش نیز حقا راضی گردید
🍃 در همان بار اول در ماه مبارک رمضان در عملیاتی با نام رمضان در شلمچه ، با دهان روزه و دقیقا در شب قدر همزمان با شهادت مولایش علی(ع) شربت شهادت را نوشید
🌷 مادرم که هنوز خبری از شهادت فرزندش نداشت خودش از آن شب اینگونه می گوید: آن شب بغض شدیدی گلویم را گرفته بود چرا که مدتی بود که عباسم را ندیده بودم حالی بس منقلب داشتم با شروع مداحی بغضم ترکید و شدیدا ضجه و ناله می زد گویا در همان لحظات نیز عباسم جان می سپرد.
🌷صبح فردا به آرامی به من فهماندند که او شهید شده است و ناگهان از درون حالم دگرگون شد طوری که از خدا و امام زمان (عج) خواستم که به من قدرتی بدهند که بتوانم جنازه پسرم را ببینم !!!
🌱وقتی به گلخانه شهدا رفتیم و فرزندم را به من نشان دادند قدرتی غیر قابل توصیف در خود احساس کردم!!!
باتوجه به آنکه کاملا بیسواد بودم نمی دانم چطور شد گویا آیات قرآن سوره هایی ناس، سوره قدر را از حفظ می خواندم و می گفتم السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یا بن رسول الله السلام علیک یا بن امیرالمؤمنین و فراضهایی از زیارت عاشورا می خواندم و شعار می دادم: الله اکبر، خمینی رهبر
#شهید_عباس_ساغری🕊
شادی روح مطهرشان صلوات🌹
🌷@ShahadatNameOshagh