🌼نانوایے محل بسٺہ بود.
و براے خرید نان باید مسافٺ زیادے را طے مےڪردیم.
بہ محسن ڪہ ٺازه از راه رسیده بود، گفٺم:
《 مادرجان نانوایے بسٺہ بود؛
مےرے یہ جاے دیگہ چندٺا نون بگیرے؟》
گفٺ:《بلہ،چرا ڪہ نہ؟》
بعد موٺورش را گذاشٺ داخل حیاط
و ڪیسہ را از من گرفٺ.
پرسیدم:《چرا با موٺور نمیرے؟
گفٺ: 《پیاده مےرم موٺور مال خودم نیسٺ؛
مال بیٺالمالہ》
قسمتی از #وصیت_نامه
پاسدار حرمت خون شهدا باشید، تا این انقلاب، معجزه آسای الهی، راههای پرفراز و نشیبی را که در پیش دارد، طی کند و جهانی شود
#شهید_محسن_احمدزاده 🕊
🌹شادی روحش صلوات🌹
@ShahadatNameOshagh