🌷 بچهها بهش میگفتند محمود سوسول.
رفتم گفتم: محمود، بچهها میگویند تو ترسیدی، خیلی اصرار کردم که چرا گریه میکنی.
گفت: داداش محمد، من فردا شب شهید میشوم. ماندهام که چطور به ملاقات حضرت زهرا شرفیاب شوم. این را که گفت، جدی نگرفتم.
💠 محل شهادتش دقیقاً همان آدرسی بود که قبل از عملیات به من داده بود. تیر توی صورتش خورده بود. با خودش یادگاری داشت، مثل حضرت زهرا(س).
#شهید_محمود_مظاهری 🕊
شادی روح مطهرشان صلوات🌷
@ShahadatNameOshagh