✅ ای کاش ما هم هنر جذب داشتیم...
خواهر #شهید_ابراهیم_هادی میگفت:
🔺 یک روز موتور شوهرخواهرم را از جلوی منزل مان دزدیدند،
عدهای دنبال دزد دویدند و موتور را زدند زمین.
#ابراهیم رسید و دزد زخمی شده را بلند کرد،
🔻 نگاهی به چهره وحشت زده اش انداخت و به بقیه گفت: اشتباه شده! بروید.
#ابراهیم دزد را برد درمانگاه و خودش پیگیر درمان زخمش شد.
آن بنده خدا از رفتار #ابراهیم خجالت زده شد.
❓#ابراهیم از زندگیاش سوال کرد، کمکش کرد و برایش کار درست کرد.
❤️طرف نماز خوان شد، به جبهه رفت و بعد از #ابراهیم در جبهه شهید شد...
‼️ اگر مثل #ابراهیم_هادی هنر جذب نداریم، دیگران را هم دزدتر نکنیم!!
به کانال شهید مدافع حرم محمدحسن قاسمی بپیوندید.
@ShahidMohammadHasanGhasemi
بهش گفتن
آقا ابراهیم...
چرا جبهہ رو ول نمیکنے بیاے دیدار #امام_خمینی؟
گفت ما امام رو براے #اطاعت میخوایم
نہ براے تماشا
#شهید_ابراهیم_هادی
به معراج الشهدا بپیوندید👇
@merajoshohada
🔴فــــرار از گــنــاه
باشگاه کشتی بودیم که یکی از بچه ها به ابراهیم گفت:
«ابرام جـون! تیپ و هیکـلت خیلی جالـب شده. توی راه که می اومدی
دو تا دختر پشت سرت بودند و مرتب از تو حرف می زدند».
بعد ادامه داد: «شلوار و پیرهن شیک که پوشیدی، ساک ورزشی هم که دست گرفتی، کاملا معلومه ورزشکاری!» ابراهیم خیلی ناراحت شد. رفت توی فکر. اصلا توقع چنین چیزی را نداشت. جلسه بعد که ابراهیم را دیدم خنده ام گرفت؛ پیراهن بلند پوشیده بود و شلوار گشاد! به جای ساک ورزشی هم کیسه پلاستیکی دست گرفته بود! تیپش به هر آدمی میخورد غیر از کشتی گیر. بچه ها میگفتند: «تو دیگه چه جور آدمی هستی! ما باشگاه می آییم تا هیکل ورزشکاری پیدا کنیم. بعد هم لباس تنگ بپوشیم. اما تو با این هیکل قشنگ و رو فُرم، آخه این چه لباسهائیه که می پوشی؟!»
ابراهیم به این حرف ها اهمیت نمی داد و به بچه ها توصیه می کرد: «ورزش اگه برای "خدا" باشه، عبادته؛ به هر نیت دیگه ای باشه، فقط ضرره!!!»
📚کتاب سلام بر ابراهیم، ص41
#شهید_ابراهیم_هادی
#درس_اخلاق
🆔👇
@sire_o_sh
ابراهیم در جمع بچه ها شروع به مداحی کرد. صدای ابراهیم به خاطر خستگی و طولانی شدن مجالس گرفته بود. بعد از تمام شدن مراسم، یکی دو نفر از رفقا با ابراهیم شوخی کردند و صدایش را تقلید کردند. ابراهیم عصبانی شد و گفت: من مهم نیستم، اینها مجلس حضرت را شوخی گرفتند. قسم خورد که دیگر مداحی نمی کنم!
قبل از اذان صبح احساس کردم کسی دستم را تکان میدهد. چهره نورانی ابراهیم بالای سرم بود. گفت: پاشو، موقع اذانه.
بچه های دیگر را هم صدا زد. بعد هم اذان گفت و #نماز جماعت را برپا کرد. بعد از نماز و تسبیحات، ابراهیم شروع کرد به مداحی حضرت زهرا(س)!
بعد از صبحانه به همراه بچه ها به سمت سومار برگشتیم. بین راه دائم در فکر کارهای او بودم. ابراهیم نگاه معنی داری به من کرد و گفت: می خواهی بپرسی با اینکه قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟!
گفتم: خوب آره، شما دیشب قسم خوردی که...
گفت: چیزی که می گویم تا زنده ام جایی نقل نکن. دیشب خواب به چشمم نمی آمد. اما نیمه های شب کمی خوابم برد. یکدفعه دیدم وجود مقدس حضرت زهرا(س) تشریف آوردند و گفتند:
نگو نمی خوانم، ما تو را دوست داریم...
❤️۲۲ بهمن، سالروز شهادت #شهید_ابراهیم_هادی
#درس_اخلاق
@Afsaran_ir
﷽🕊
#شهید_ابراهیمِ_هادی:
🔷اگر خانم ها حریم رابطه با نامحرم را حفظ کنند، خواهید دید که چقدر آرامش خانواده ها بیشتر میشود. صدای بلند در پیش نامحرم، مقدمه ی آلودگی و گناه را فراهم میکند. اگر حریم ها رعایت شود، نامحرم جرأت ندارد کاری انجام دهد.
🌺🍃
@ShahidMohammadHasanGhasemi