eitaa logo
🌷شهید نظرزاده 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
32.2هزار عکس
10هزار ویدیو
223 فایل
شرایط و حرف های ناگفته ما 👇 حتما خوانده شود همچنین جهت تبادل @harfhayeenagofte ارتباط با خادم 👤 ⇙ @M_M226 خادم تبادلات @MA_Chemistry
مشاهده در ایتا
دانلود
شهیدی که صدام برای سرش جایزه گذاشت 🔹رشادت‌ها و توانایی‌های سردار شهید «مجید مرآت حقی» در زمان جنگ به گوش نیروهای بعثی رسید تا جایی که صدام برای سرش جایزه تعیین کرد. 🔹برادر شهید مرآت حقی با اشاره به اینکه از خبر شهادت مجید یک ماه گذشته بود و مادرمان باید به حج مشرف می‌شد که با شنیدن خبر شهادت فرزندش قصد انصراف از سفر زیارتی را داشت، می‌گوید: "مسئول کاروان به مادرم قول دادند که برای شهید مرآت در مکه مراسم می‌گیریم که همینطور هم شد و مراسم چهلم شهید مرآت را مسئولان کاروان و حجاج دیگر در مکه برگزار کردند." ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️عقاب تیز پرواز نبرد پاوه 🔹شهید در دوران خدمتی‌اش همواره فردی با انضباط و برخوردار از دانش پروازی و مهارت‌های تخصصی و یکی از کارکنان ممتاز پایگاه به حساب می‌آمد به طوری که در بررسی خلاصه وضعیت خدمتی، در سال‌های ۵۶ الی ۵۸ به عنوان افسری پرکار که روزانه بیش از ۱۲ ساعت وقتش را به امور عملیاتی می‌پردازد و دو مورد تشویقی به علت جدیّت در امور محوله، از وی یادشده است. 🔹پس از پیروزی انقلاب اسلامی نوژه باز هم آرام و قرار نداشت. در تاریخ بیست‌وسوم مرداد سال ۱۳۵۸ مهاجمان مسلح طرفدار حزب دمکرات کردستان و گروهی از عشایر وابسته منطقه با انواع سلاح‌های سبک، سنگین و خمپاره انداز به شهر پاوه حمله کردند. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️عقاب تیز پرواز نبرد پاوه 🔹شهید در دوران خدمتی‌اش همواره فردی با انضباط و برخوردار از دانش پروازی و مهارت‌های تخصصی و یکی از کارکنان ممتاز پایگاه به حساب می‌آمد به طوری که در بررسی خلاصه وضعیت خدمتی، در سال‌های ۵۶ الی ۵۸ به عنوان افسری پرکار که روزانه بیش از ۱۲ ساعت وقتش را به امور عملیاتی می‌پردازد و دو مورد تشویقی به علت جدیّت در امور محوله، از وی یادشده است. 🔹پس از پیروزی انقلاب اسلامی نوژه باز هم آرام و قرار نداشت. در تاریخ بیست‌وسوم مرداد سال ۱۳۵۸ مهاجمان مسلح طرفدار حزب دمکرات کردستان و گروهی از عشایر وابسته منطقه با انواع سلاح‌های سبک، سنگین و خمپاره انداز به شهر پاوه حمله کردند. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️شهیدی که نامش روی تیم «فجر سپاسی» ماند 🔹شهید عبدالمجید سپاسی عجب فوتبالیستی بود، غیرتی داشت مثال زدنی، گلزنی بود تمام عیار، فرصت‌ها را از دست نمی‌داد، او ستاره ستاره‌ها بود، در زمین فقط راه نمی‌رفت! می‌دوید تا پای جان، شلیک‌های ناگهانی‌اش همیشه در چهار چوب بود، ضربه‌های مهلکش را هیچ دروازبان عراقی نمی‌توانست مهار کند. 🔹شهید سپاسی اهل قهر و باج گیری نبود، هر روز مصدوم نمی‌شد به هر بهانه‌ای! وفتی تیمش می‌باخت، دنیا بر سرش خراب می‌شد، قسم می‌خورد بازی بعدی جبران می‌کند، خودش را به بی‌خیالی نمی‌زد. باخت را گردن داور و زمین نمی‌انداخت. مردانه بازی می‌کرد. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️از محرومیت تا مسئولیت؛ مسیری که عباس را به قله رساند 🔹عباس با وجود معافیت پزشکی به‌دلیل کوتاهی قد، به‌صورت داوطلبانه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در واحدهای حسابداری و تبلیغات مشغول به کار شد. وی در ادامه در کنکور دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران پذیرفته شد و با وجود مشغله‌های تحصیلی، لحظه‌ای از حضور در جبهه و فعالیت‌های مسجد و سپاه غافل نماند. او اغلب اوقات فراغت، به‌ویژه تابستان‌ها را در جبهه‌ها می‌گذراند و در همه عرصه‌ها، حضوری فعال و مؤثر داشت. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️شهیدی که هم سلولی رهبر انقلاب بود 🔹با اوج گیری انقلاب اسلامی، شهید حاج شیخ احمد قائنی نجفی فاضل به ایران آمد و نقش به سزایی در پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی(ره) داشت؛ به طوری که حتی اعلامیه‌ها را با پای پیاده و از بیراهه به دورترین نقاط کشور منتقل می کرد. 🔹این شهید والامقام ۴ سال از عمر شریفش را در سیاهچال‌های زندان اوین سپری نمود که بخشی از این مدت را با همرزم شهدیش رجایی و همچنین آیت الله خامنه‌ای و آیت الله هاشمی رفسنجانی در یک سلول گذراند. آثار جنایت ستم شاهی تا دم مرگ بر اندام مطهرش مشاهده می شد‌. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️تبعیض در میدان جنگ ممنوع 🔹برخی رزمنده ها به نماز کمی بی‌توجه بودند، شهید صفی آبادی با شوخی به آنها می‌گفت: «اگر حواستان به همین پشتک ملق‌هایتان باشد، درست است؛ ولی امان از وقتی که حواستان نیست! » 🔹عملیات رمضان آزمون دشوار دیگری را در مقابل شهید مهدى ميرزایی قرار داد. در این عملیات که در محور شلمچه انجام شد برادرش رضا به شهادت رسید و مهدی در حالی که می‌توانست جنازه او را به پشت خط خودی منتقل کند ترجیح داد جنازه رزمنده دیگری را بیاورد و در حالی که نیروهایش اصرار داشتند که جنازه برادرش را بیاورند، با توجه به محدودیت وقت با قاطعیت دستور داد: «که اول دیگران، بعدا برادر من!». ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️جوانی که در آتش نبرد و در دل‌ها جاودانه شد 🔹کامران با اینکه در رشته پزشکی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بود، هیچ‌گاه از هدف اصلی خود که خدمت به مردم و جهاد در راه خدا بود غافل نشد. او با وجود آینده‌ای روشن در عرصه پزشکی، تمام توجه و انرژی‌اش را به جبهه و دفاع از کشور و آرمان‌های انقلاب اسلامی معطوف کرد. 🔹شهید طوافی در عملیات رمضان، با وجود مجروحیت جزئی، با اراده‌ای محکم به همرزمانش: " تا آخرین نفس، باید ایستاد. اینجا نه تنها برای کشور، بلکه برای دین و آیین‌مان جنگ می‌کنیم." در میان آتش و خون، او نه تنها خود در خط مقدم حضور داشت، بلکه همیشه نگران همرزمانش بود و با کلامی آرام و دلسوزانه به آن‌ها دلگرمی می‌داد. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️لبخندی که از زیر خاک هم نور می‌داد... 🔹اسمش علی بود، ولی بچه‌ها بهش می‌گفتن "لبخند جبهه". نه به خاطر اینکه خنده‌رو بود، نه... لبخندش یه چیز دیگه بود. یه نوری داشت که وسط اون همه دود و باروت، دلت رو آروم می‌کرد. 🔹در خط مقدم، علی رفت بالا سر یک مجروح که تیر خورده بود و داشت جون می‌داد. با یه پارچه، خون‌هاشو پاک کرد. همان لحظه یک گلوله از کنار گوشم رد شد و خورد به سینه‌ علی. افتاد زمین، همان‌جا کنار همان مجروح، و همان قرآن توی جیبش بود، خونی شده... با آخرین نفس: «الحمدلله الذی جعل رزقی فی الشهاده...» ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️حاج اکبر آقابابایی؛ فرمانده‌ای جوان در قلب کردستان / مرد شماره یک در نزدیکی کرکوک 🔹همرزمان شهید اکبر آقابابایی او را «اعجوبه‌ای در میدان فرماندهی» می‌دانند؛ فرماندهی جوان که از کوچه‌پس‌کوچه‌های جنوب شهر اصفهان قد کشید و در دل بحران‌های امنیتی، سکان هدایت نیروها را در قلب کردستان به‌دست گرفت. 🔹آشنایی کامل با جغرافیای کوهستانی و پیچیده کردستان، توانایی برقراری ارتباط با مردم محلی و محبوبیت چشمگیر در میان اهالی ، از ویژگی‌هایی بود که به‌گفته همسنگرانش، کمتر فرمانده‌ای مانند حاج‌اکبر از آن برخوردار بود. 🔹شهید حاج‌اکبر آقابابایی، همان فرمانده نام‌آشنایی است که در چند قدمی تأسیسات نفتی کرکوک، چشم‌ها را به خود خیره کرد. حضوری که فقط یک حضور نبود، بلکه تصمیمی سرنوشت‌ساز بود در لحظه‌ای حساس؛ کاری کرد کارستان، آن‌چنان که همرزمانش هنوز از دقت، جسارت و ابتکار او در آن موقعیت حیاتی یاد می‌کنند. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️از وصل روستاها تا وصل دل‌ها؛ سرداری که خانواده‌اش را هم به جبهه برد 🔹شهید محمدنقی صلبی در دوران مسئولیت خود به عنوان رئیس اداره مخابرات گرگان، با روحیه‌ای متواضع و جهادی شناخته می‌شد. او با بهره‌گیری از کمک‌های مردمی، موفق شد ۲۳ روستای شهرستان گرگان را به شبکه تلفن متصل کند و گامی مؤثر در توسعه زیرساخت‌های ارتباطی منطقه بردارد. در اقدامی جالب توجه، یکی از دستگاه‌های بالابر اداره مخابرات را نیز در اختیار یکی از شرکت‌های کشت و صنعت منطقه قرار داد تا برای گسترش شبکه مخابراتی مورد استفاده قرار گیرد. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh
♦️تمسک شهید به قرآن 🔹تقریبا سال پنجاه و شش بود و شهید فرهاد شاهچراغی فقط پانزده سال سن داشت. به خاطر فعالیت‌های انقلابی بارها قصد بازداشت وی را داشتند به همین دلیل یک بار که در تعقیب وی بودند و او در فرار بود به زمین خورد به صورتی که نتوانست از جایش بلند شود؛ سرباز ها نزدیک تر می‌شدند و او کاری از دستش بر نمی‌آمد . تا اینکه در آن شرایط و با خلوص دلی که داشت شروع کرد به خواندن آیه ی شریفه ی (وجعلنا من بین ایدیهم سد و من خلفهم سدا فآغشیناهم فهم لا یبصرون). خلاصه سرباز ها بهش رسیدند اما انگار که او را ندیدند. ‎‎‌‌‎‎🌹🍃🌹🍃 @shahidNazarzadeh