eitaa logo
🌷شهید نظرزاده 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
32.2هزار عکس
10هزار ویدیو
223 فایل
شرایط و حرف های ناگفته ما 👇 حتما خوانده شود همچنین جهت تبادل @harfhayeenagofte ارتباط با خادم 👤 ⇙ @M_M226 خادم تبادلات @MA_Chemistry
مشاهده در ایتا
دانلود
💐 دسته ای گل نرگس 🔹کنار خیابان ایستاده بود. - «گل، گل، آقا برا خانومت، خانوم برا آقاتون!» ♥️اتوبوس کنار پاهای کوچکش ایستاد. دخترک نوشته روی اتوبوس را هجی کرد: - «مس...جد...م...قد...دس...جم...کران» 🍀شاگرد راننده در را باز کرد. پارچ به دست، پایین پرید. دخترک با چابکی وارد اتوبوس شد. -🌻 «آقا گل، گل برای جمکران. آقا نمی خواید گل ببرید جمکران؟» راننده تشر زد: - «بچه برو پایین، مگه اینجا جای گل فروختنه!؟» 🌺دستی در میانه اتوبوس، به او اشاره کرد. قدم های دخترک تندتر شد. مرد جوان اسکناسی را به سمت او گرفت. - «یک دسته گل نرگس» 💐دخترک دسته ای گل نرگس جدا کرد و به طرف مرد گرفت. - «ممنون دختر گلم» 🌸خواست برگردد اما نرفت، لب گزید. - چیه، پول کم بهت دادم؟ دخترک سرش را به اطراف چرخاند، چشم دوخت به دسته گل مرد و گفت: ⁉️- «جمکران اون جاییه که میگن امام زمان توشه؟» مرد لبخند زد و جواب داد: - «آقا همه جا هست، ولی اونجا مسجدشه» 🌷دخترک چند شاخه گل جدا کرد و به طرف مرد گرفت و گفت: - «اینارم می بری از طرف من، بگو نذریه مریم ساداته. بگو مریم ساداتم دوست داره یه روزی مامان مریضشو بیاره پیش شما.» 🍁چشم های مرد روی صورت دخترک ماند و با نگاه خیسش دخترک را بدرقه کرد. 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷 🍃🌹🍃🌹 @shahidNazarzadeh