#خاطره
#شهید_گمنام
🚩سال ۹۵ بودکه مرتضی، یکی از رفیق های امیرمحسن بر اثرتصادف به رحمت خدا رفت.
روز تشییع امیرمحسن گفت که بیا زودتر بریم سر مزارش.
جمعیت هنوز نیومده بود و اونجا خلوت بود؛گفت:«باید برای رفیقمون سنگ تموم بزاریم»
رفت توی قبر وخاکها رو صاف کرد؛ و اگر سنگ یا چیزی توی قبر افتاده بود، بر میداشت. چند لحظهای هم نوبتی توی قبر خوابیدیم، حس عجیبی داره نمیدونم تا حالا تجربه کردید یا نه؟!
🚩وقتی جمعیت پیکر رو آوردند، گفت: من میرم جلو، سرش رو میگیرم و تو هم پاهاش رو بگیر تا بسپاریمش به قبر.
خیلی سعی میکرد آداب رو رعایت کنه و واسه رفیقش کم نذاره،موقع تلقین هم خودش شونههای مرتضی را تکون میداد.
🚩سال ۹۷ هم سید حسین به رحمت خدا رفت و دوباره گفت:«داداش، باید برای بچه محلمون سنگ تموم بزاریم».
و دوباره همین کارها ،برای سید حسین تکرار شد؛ امیر محسن سر رو گرفت و من پاهاش رو و به قبر سپردیمش.
🚩و اما سال ۱۴۰۱ بود که بعد از کلی پیگیری و دوندگی که امیر محسن انجام داده بود، قرار شد یک شهید گمنام جلوی مسجد امام سجاد(علیه السلام) توی محله اکرمیه خاک بشه.
خیلی ذوق داشتیم که داره این اتفاق میافته و یک شهید گمنام جلوی مسجد ما به خاک سپرده میشه.
من یزد نبودم.باهام تماس گرفت و گفت:«کارا روی زمین مونده، سریع بیا که خیلی کار داریم و باید سنگ تموم بذاریم!»
خلاصه تمام توانمون رو گذاشتیم تا این مراسم به نحو احسن برگزار بشه.
شب خاکسپاری با مسئولین امر صحبت کرده بود که خودش شهید رو به خاک بسپاره؛به من هم گفته بود باید بیای کمکم کنی.
ادامه دارد...
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
#خاطره
#شهید_گمنام
🚩...صبح روز شهادت حضرت زهرا(علیهاالسلام) بود که جمعیت زیادی برای تشییع شهید آمده بودند و مراسم باشکوهی بود.
پیکر روی دست مردم آمد و رسید به دست امیر محسن که داخل قبر بود.
وقتی پیکر رو تحویل گرفت، رفت پایین و به خاک سپرد؛ اون موقع من بالای سرش بودم و به تمام حرکاتش دقت میکردم.
🚩حال عجیبی داشت، کفن رو باز کرد، به استخوانهای شهید دست می کشید و اشک میریخت؛ انگار داشت زیر لب با شهید حرف میزد.
توی اون شلوغی، سربندی که روی جمجمه شهید بسته شده بود رو باز کرد و گذاشت توی جیبش.
تلقین رو که خوندند، سنگهای لحد رو گذاشت.
مداح داشت روضه حضرت زهرا(علیهاالسلام) میخوند و ما خاکها رو یواش یواش توی قبر میریختیم.
شاید همون جا بود که رزق شهادتش رو گرفت ...!!!
🚩وقتی رفتم توی مزارش خوابیدم، باورم نمیشد که این بار نوبت داداشم هست...
همون سربندی که خودش از روی سر شهید گمنام باز کرده بود رو دادم و روی سرش بستند و این بار یک شهر، برای تشییع و خاکسپاری شهید امیرمحسن حسن نژاد سنگ تموم گذاشتند!!!
#شهید_امیر_محسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
#شهید_گمنام
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
11.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ایران_همدل
#گزارش_تصویری
| فعالیت گروه جهادی شهید محمود دهقان طزرجانی مبنی بر جمع آوری و ارسال مستقیم کمکهای مردمی به جبهه مقاومت ...
#شهید_محمود_دهقان_طزرجانی
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#شهید_حسین_انتطاریان
#شهید_حسین_سرسنگی
#شهید_گمنام
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
#خاطره
#شهید_گمنام
🚩فاطمیهی سال ۹۷ بود. توی مسجد محله مراسم ظهر شهادت گرفته بودیم.
یهو زنگم زد و پرسید: «کجایی؟»
گفتم: «مسجد»
گفت: «جمعیت چطوره؟»
گفتم: «زیاد هستن و مسجد پر شده»
گفت: «صبر کن دارم میام»
۴،۳ دقیقه بیشتر نشد که رسید؛
گفت: «ماشینت رو آتیش کن بریم سر خیابون»
گفتم: «چخبره مگه؟!»
گفت: «سوپرایزه!!»
ماشین رو روشن کردم و حرکت کردیم.
توی راه بهش گفتم: «چخبره؟ ناهاره؟!»
گفت: «مهمون ویژه داریم»
گفتم: «کیه؟!»
گفت: «یکی که خیر و برکت داره همراه خودش»
🚩گوشیش زنگ خورد...
گفت: «بیا توی پارکینگ کوچه دادگستری»
اومدم بپرسم کی بود که یهو دیدم آمبولانس سپاه وارد خیابون شد...
تازه فهمیدم که برای مراسم شهید گمنام
آورده...
آخ که چه مراسم عزاداری شد اون سال؛
نزدیک به نیم ساعت، شهید مهمون ما بود.
#مثل_زهرا_پای_حق_میایستیم
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷
#شهید_گمنام
آماده سازی مقبره شهید گمنام اکرمیه
به همت شهید امیرمحسن حسن نژاد
۶ دی ماه ۱۴۰۱
#شهید_امیرمحسن_حسن_نژاد
#ابو_یاسین
🇮🇷@Shahid_Abuyasin🇮🇷