eitaa logo
شَھید‌ابرٰاهیم‌هٰادےٓ
2.2هزار دنبال‌کننده
13.9هزار عکس
9.3هزار ویدیو
60 فایل
﴾﷽﴿ • -اینجاخونہ‌شھداست شھدادستتو‌گࢪفتنانکنہ‌خودت‌ دستتوبڪشۍ :)♥ کپی : واجبه‌مومن📿⚘ https://eitaa.com/joinchat/2500919420Ceb7eaaa205
مشاهده در ایتا
دانلود
• . در شب هـاۍ سرد زمستان بدون بالش و زیرانداز مـےخوابید🙅🏻‍♂ وقتـے اعتراض مۍکردیم مـےگفت : باید این بدن را آمـٰاده ڪنم باید عادت کند ڪھ روزگار طولانـے در خاڪ بماند..!🚶🏿‍♂💔 💛🌱'
در شب هـاۍ سرد زمستان بدون بالش و زیرانداز مـےخوابید وقتـے اعتراض مۍکردیم مـےگفت : باید این بدن را آمـٰاده ڪنم باید عادت کند ڪھ روزگار طولانـے در خاڪ بماند..!
داستانِ و .سلامٌ‌الله‌علیهٰا. 🕊﴿ مٰا تو را دوست داریٓم ﴾ پائيز سال ۱۳٦۱ بود. بار ديگر به همراه ابراهيم عازم مناطق عملياتي شديم. اينبار نَقل همه مجالس توســلهاي ابراهيم به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بود. هر جا ميرفتيم حرف از او بود! خيلي از بچه ها داستانها و حماســهآفريني هاي او را در عمليات ها تعريف ميكردند. همه آنها با توسل به حضرت صديقه طاهره سلام‌الله‌علیها انجام شده بود. به منطقه سومار رفتيم. به هر سنگري سر ميزديم از ابراهيم ميخواستند كه براي آنها مداحي كند و از حضرت زهرا سلام‌الله علیها بخواند. شــب بود. ابراهيم در جمع بچه هاي يكي ازگردانها شروع به مداحي كرد. صداي ابراهيم به خاطر خستگي و طوالني شدن مجالس گرفته بود! بعد از تمام شــدن مراســم، يكي دو نفر از رفقا با ابراهيم شــوخيكردند و صدايش را تقليدكردند. بعد هم چيزهائي گفتند كه او خيلي ناراحت شد. آن شــب قبل از خواب ابراهيم عصباني بود وگفت: من مهم نيستم، اينها مجلس حضرت را شوخي گرفتند. براي همين ديگر مداحي نميكنم! هــر چه ميگفتم: حرف بچه ها را به دل نگير، آقا ابراهيم تو كار خودت را بكن، اما فايدهاي نداشت. آخر شب برگشتيم مقر، دوباره قسم خورد كه: ديگر مداحي نميكنم! ساعت يك نيمه شب بود. خسته و كوفته خوابيدم. قبل از اذان صبح احساس كردم كسي دستم را تكان ميدهد. چشمانم را به سختي باز كردم. چهره نوراني ابراهيم باالي سرم بود. من را صدا زد و گفت: پاشو، الان موقع اذانه. من بلند شدم. با خودم گفتم: اين بابا انگار نميدونه خستگي يعني چي!؟ البته ميدانســتم كه او هر ساعتي بخوابد، قبل از اذان بيدار ميشود و مشغول نماز. ابراهيم ديگر بچهها را هم صدا زد. بعد هم اذان گفت و نماز جماعت صبح را برپا كرد. بعد از نماز و تسبيحات، ابراهيم شروع به خواندن دعا کرد. بعد هم مداحي حضرت زهرا سلام‌الله‌‌علیها ! اشعار زيباي ابراهيم اشك چشمان همه بچهها را جاري كرد. من هم كه ديشب قسم خوردن ابراهيم را ديده بودم از همه بيشتر تعجب كردم! ولي چيزي نگفتم. بعد از خوردن صبحانه به همراه بچه ها به سمت سومار برگشتيم. بين راه دائم در فكر كارهاي عجيب او بودم. ابراهيم نگاه معنيداري به من كرد و گفت: ميخواهي بپرسي با اينكه قسم خوردم، چرا روضه خواندم؟! ُ گفتم: خب آره، شــما ديشب قســم خوردي كه... پريد تو حرفم و گفت: چيزي كه ميگويم تا زنده ام جايي نقل نكن. بعــد كمي مكث كرد و ادامه داد: ديشــب خواب به چشــمم نميآمد، اما نيمه هاي شــب كمي خوابم برد. يكدفعه ديدم وجود مقدس حضرت صديقه طاهره سلام‌الله‌علیها تشريف آوردند و گفتند: نگو نميخوانم، ما تو را دوست داريم. هر كس گفت بخوان تو هم بخوان ديگر گريه امان صحبت كــردن به او نميداد. ابراهيم بعد از آن به مداحي كردن ادامه داد.
شَھید‌ابرٰاهیم‌هٰادےٓ
「🌹✨」 • . همیشھ مـےگفت: زیباترین شـهادت را مـےخواهم ! یکبار پرسیدم: شھادت خودش زیباست ، زیبا ترین شهادت چگونھ است؟(: در جواب گفت: زیباترین شهادت این است ڪھ جنازه‌ای هم از انسان باقـے نماند . .💔 |
شَھید‌ابرٰاهیم‌هٰادےٓ
•◡• اۍ جانِ دلم ابراهیم♥!
• . ابراهیم بھ مهمان نوازی بسیار اهمیت میداد و می‌گفت : باید صله‌رحم را طبق دستورات دین و بدونِ تجمل گرایـے انجام بدیم تا رابطه خانواده‌ها همیشه برقرار باشد 🌼°. | . | . 🤍
• . در شب هـاۍ سرد زمستان بدون بالش و زیرانداز مـےخوابید وقتـے اعتراض مۍکردیم مـےگفت : باید این بدن را آمـٰاده ڪنم باید عادت کند ڪھ روزگار طولانـے در خاڪ بماند..!💔 🌱'
شَھید‌ابرٰاهیم‌هٰادےٓ
┄═❁๑๑🌷๑๑❁═┄ #سلام_بر_ابراهیم مقید بود هر روز زیارت عاشورا را بخواند، حتی اگر کار داشت و سرش شلوغ ب
• . ابراهیم بھ مهمان نوازی بسیار اهمیت میداد و می‌گفت : باید صله‌رحم را طبق دستورات دین و بدونِ تجمل گرایـے انجام بدیم تا رابطه خانواده‌ها همیشه برقرار باشد 🌼°. | |
🕊ـ ـ ــــــــــ . ابراهیم با بچه‌‌ های بسیاری ازمساجد محل رفیق بود . از همان دوران جوانۍ یک عـبا برای‌خودش تهیھ کرده بودو بیشتر اوقات با عبا نماز می‌خواند !
• . ء . دفترچه‌ای داشت كِ برنامه و کارهایش را داخل آن می‌نوشت✍🏻 . روزۍ کھ خیلی کار برای خدا انجام می‌داد بیشتر از روزهای قبل خوشحال بود. یادم هست یک‌بار گفت امروز بهترین روزِ من است ! چون خدا توفیق داد توانستم گره ازکار چندین بنده‌خدا باز کنم:)) 🌱
• . ابراهیم بھ مهمان نوازی بسیار اهمیت میداد و می‌گفت : باید صله‌رحم را طبق دستورات دین و بدونِ تجمل گرایـے انجام بدیم تا رابطه خانواده‌ها همیشه برقرار باشد 🌼°.
• . در شب هـاۍ سرد زمستان بدون بالش و زیرانداز مـےخوابید وقتـے اعتراض مۍکردیم مـےگفت : باید این بدن را آمـٰاده ڪنم باید عادت کند ڪھ روزگار طولانـے در خاڪ بماند..! 🤍🌱'
• . ابراهیم بھ مهمان نوازی بسیار اهمیت میداد و می‌گفت : باید صله‌رحم را طبق دستورات دین و بدونِ تجمل گرایـے انجام بدیم تا رابطه خانواده‌ها همیشه برقرار باشد 🌼°.