فوری
◾️ در حمله امروز سردار حاج صادق امیدزاده، #معاوناطلاعاتنیرویقدسسپاهپاسداران در سوریه به همراه جانشین وی حاج غلام (محرم) ترور شدند؛
#شادیروحشونصلوات
|•@Shahidkarimi_ir•|
#شهیدانه
اگر کار میخواهید، اگر زن خوب میخواهید، اگر خانه میخواهید، اگر سلامتی میخواهید باید بروید به درگاه خدا، وسیلهاش اول نمازه؛ اول اینکه آدم تمیز، پاکیزه، مطهر به درگاه خداوند متعال وارد بشود..
#شهید_احمد_کاظمی
#شادیروحشونصلوات
|•@Shahidkarimi_ir•|
#شهیدانه
فکر نکنید افرادی مثل خوارج دوران حکومت امام علی (ع) الان در اطراف ما وجود ندارند وجود دارند خوارج چه کسانی بودند ؟ خوارج امدند و ابتدا به علی(ع) گفتند: که یاعلی ما با تو هستیم بعد همین ها از پشت به علی ضربه زدند این نیست که ما هم در اطراف خودمان چنین آدم هایی را نداشته باشیم الان هم مثل زمان حکومت حضرت علی(ع) خوارجی هستند
#شادیروحشونصلوات
|•@Shahidkarimi_ir•|
#شهیدانه
بعد از شهادت حاجقاسم تعریف میکرد:
یه بار تو پروازِ به سمت سوریه
به حاج قاسم گفتم:
تونمیترسیاینجوریترددمیکنیبزننت؟
نَه محافظی، نَه امنیتی؟!!
حاج قاسم در جواب با یه لبخند آرومی گفت:
تا من زندهام، اینو برای کسی بازگو نکن ولی من
زمان و نحوه شهادتم دست خودمه!
#شهید_عبدالرسول_استوار
#شهید_قاسم_سلیمانی
#شادیروحشونصلوات
|•@Shahidkarimi_ir•|
قرارگاه شهید حاج احمدکریمی
🌹به وقت ۱۷ اسفندماه سالروز شهادت در عملیات خیبر(جزایر مجنون) •شهیدحاجابراهیمهمت• |•@Shahidkarimi_
#شهیدانه
روز سوم عملیات بود.
حاجی هم میرفت خط و برمیگشت.
آن روز،نماز ظهر را به او اقتدا کردیم.
سر نماز عصر، یک حاج آقای روحانی آمد. بهاصرارحاجی،نمازعصررا ایشانخواند.
مسئلهی دوم حاج آقا تمام نشده، حاجی غش کرد و افتاد زمین.
ضعف کرده بود و نمیتوانست روی پا بایستد،سِرُم به دستش بود و مجبوری، گوشهی سنگر نشسته بود، با دست دیگر بیسیم را گرفته بود و با بچهها صحبت میکرد؛ خبر میگرفت و راهنمائی میکرد. اینجا هم ول کن نبود.
#شادیروحشونصلوات
|•@Shahidkarimi_ir•|
#شهیدانه
دقیقاً یادم هست همان جا صورتش را گذاشت روی خاک های نرم و رملی کوشک. منتظر بودم نتیجه بحث را بدانم. لحظه ها همین طور پشت سر هم می گذشت. دلم حسابی شور افتاده بود. او همین طور ساکت بود و چیزی نمی گفت، پرسیدم: پس چه کار کنیم آقای برونسی؟
حتی تکانی به خودش نداد. عصبی گفتم: حاج آقا همه منتظر هستن، بگو می خوای چه کار کنی؟!
بالاخره عبدالحسین به حرف آمدگفت: هر چی که می گم دقیقاً همون کار رو بکن؛ خودت می ری سر ستون، یعنی نفر اول
به سمت راستش اشاره کرد و ادامه داد: سر ستون که رسیدی، اون جا درست بر می گردی سمت راستت، بیست و پنج قدم می شماری
مکث کرد. با تأکید گفت: دقیق بشماری ها....
#شهیدعبدالحسینبرونسی
#شادیروحشونصلوات