eitaa logo
شمیم افق
1.1هزار دنبال‌کننده
19.8هزار عکس
6.6هزار ویدیو
2.5هزار فایل
﷽ ارتباط با ما @mahdiar_14
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 ازدواج سنت دینی و اسلامی 💠 مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی): 🌿 نکاح، علاوه بر یک تقاضای طبیعی، یک سنت دینی و اسلامی نیز هست. بنابراین خیلی آسان است که کسی از طریق این اقدام و عمل که طبیعت و نیاز او آن را ایجاب می کند، ثواب هم ببرد؛ چون سنت است و به قصد ادای سنت پیامبر و اطاعت امر ایشان به این امر اقدام نماید. 🆔 @ShamimeOfoq
🌷 فراری از گناه 🌿 در زمان شاه به جای همکارانش به عنوان افسر نگهبان‌‌‌‌ می‌‌ماند یا‌‌‌‌ می‌‌گفت که جلسه دارم و باید بروم؛ اینطوری از صحنه‌‌های مختلف گناه فرار‌‌‌‌ می‌‌کرد. هیچ وقت غیبت‌‌‌‌ نمی‌‌کرد؛ یک بار بدون هیچ ملاحظه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای به من گفت که فلانی، از محدوده خارج شدی! اصلاً‌‌‌‌ نمی‌‌گذاشت دیگران غیبت کنند. 🌸✨ یاد و خاطره پاسدار مخلص، شهید یوسف کلاهدوز را با ذکر صلواتی گرامی‌‌‌‌ می‌‌داریم. ✨🌸 🆔 @ShamimeOfoq
🌸 حرمت بزرگترها 🍃 رعایت ادب و مقتضای حق شناسی نسبت به عمری تلاش صادقانه و ایثارها، گذشت ها، دلسوزی ها و سوختن و ساختن ها که بزرگان از خود نشان داده اند، آن است که در خانواده ها مورد تکریم قرار گیرند، عزیز و محترم باشند، به آنان بی مهری نشود، خاطرشان آزرده نگردد، به توصیه ها و راهنمایی هایی که از سر سوز و تجربه می دهند، بی اعتنایی نشود. خود «بزرگسالی» و «سن بالا» در فرهنگ دینی ما احترام دارد. 💠 این سخن پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله است: 🌿 «هر کس فضیلت و مقام یک «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خدای متعال او را از هراس و نگرانی روز قیامت ایمن می دارد.» ✍️ (بحارالانوار، ج 72، ص 137) 📚 (برشی از کتاب اخلاق معاشرت استاد جواد محدثی) 🆔 @ShamimeOfoq
🌸 گاهی اوقات زمانی که در یک مکان تاریک قرار می گیرید، فکر می کنیددفن شده اید، در صورتی که کاشته شده اید 🌸 🆔 @ShamimeOfoq
🦋 💖 وقتی من اشک می‌ریزم 💞 دلم پنجره ی باز می‌خواست؛ نور می‌خواست؛ هوای تازه می‌خواست. 💞 پنجره ی دلم یک جُفت چشم نگران بود و تو اشک را آفریدی که من را به خودت نزدیک تر کنی. 💞 این اشکها کلید آن پنجره ی قفل زده بودند. 💞 احساس می‌کنم درختی در من ریشه دارد؛ درختی که سیراب می‌شود و برگ و بار می‌دهد؛ وقتی که اشک می‌ریزم احساس می‌کنم افکارم دسته ای کبوتر است در قفس تنگی به نام «من». 💞 دسته ای کبوتر که از اسارت من آزاد می‌شود وقتی که من اشک می‌ریزم. 💞 احساس می‌کنم تمام چراغ های دنیا یکی یکی در ذهن تاریکم روشن می‌شوند وقتی که من اشک می‌ریزم. 💞 احساس می‌کنم رودخانه ای در من جاری است. 💞 رودخانه ای که به دریای بزرگ یاد تو می‌ریزد وقتی که من اشک می‌ریزم. 💞 من به تو نزدیک ترم وقتی که اشک می‌ریزم. ✍️ منبع: نشریه باران 🆔 @ShamimeOfoq
💕 بیشتر همیشه مهربون باش💕 🆔 @ShamimeOfoq
به تو از دور سلام🌈 💗 نشسته و زل زده به تصویر حرم. حواسش اما به معنی کلمه‌ها نیست. لابه‌لای آهی عمیق، به حسرت روزهای جوانی‌اش فکر می‌کند که می‌نشست روبه‌روی آن پنجره طلایی و آنقدر حرف می‌زد، تا سینه‌اش سبک شود، اما کو قوت پاهای آن روزگار؟ فکر کن که اگر یکی به او بگوید: امروز از دور به نیابت از شما زیارت امین‌الله خواندم و نائب‌الزیاره بودم! چشمانش می‌شود یک کاسه مروارید از اشک‌ شوق... قدر روزهای مان را بدانیم. 🆔 @ShamimeOfoq