▫️عرضه ۲۰ دستگاه کامیون کشنده فوتون در بورس کالا
تالار خودرو بورس کالای ایران ۱۹ آذر ماه میزبان عرضه ۲۰ دستگاه کشنده فوتون H5 متعلق به شرکت ایران خودرو دیزل است.
جزئیات عرضه کشنده فوتون H5:
عرضه کننده: ایران خودرو دیزل
تاریخ عرضه: ۱۹ آذر ماه ۱۴۰۴
تاریخ تحویل: ۱۹ اسفند ماه ۱۴۰۴
تعداد: ۲۰ دستگاه
قیمت پایه: ۷ میلیارد و ۲۳۹ میلیون تومان
درصد پیش پرداخت: ۱۰ درصد
خبر موثر
🔴 دو خبر مهم برای فولادسازان
بر اساس شنیدههای چیلان از منابع موثق، فولادسازان تا امروز چهارشنبه ۱۲ آذر دو خبر مهم دریافت خواهند کرد:
1️⃣ اجرایی شدن توافق وزارت صمت و بانک مرکزی
برای عرضه ارز صادراتی زنجیره فولاد در تالار دوم.
2️⃣ اجرایی شدن دستور رئیسجمهور
مبنی بر رفع محدودیتهای گازی صنعت فولاد در آذرماه.
🔰 این تصمیمات در جلسه روز گذشته هیئت دولت با پیگیری مهندس اتابک (وزیر صمت) جمعبندی و تصویب شده و احتمالاً امروز برای اجرا ابلاغ میشود.
منبع: چیلان
#خبرفوری #شنیده #فولادسازان
📝فلزات اساسی
قالب زمانی:هفتگی
⚫️مقاومت دینامیکی که از سال ۱۳۹۹ و ۱۴۰۲ و… باعث اصلاح این گروه میشد،شکسته شده است.
⚫️با احتساب این شرایط منفی های احتمالی این گروه در هفته ی آتی را میتوان پولبک به سطح شکسته شده و فرصت خرید در نظر گرفت!
🔔پ.ن؛دو روز دیگر برای بسته شدن کندل هفتگی مانده،شکست را به فرض متعادل و مثبت بودن سهام مهم این گروه طی دو روز آتی در نظر گرفتم!
#فلزات_اساسی
۱۱ اذرماه ۱۴۰۴
🔗archivechart ✅
🔼🕯📈📉🔽
📝شاخص گروه انبوه سازی
🔥💥خط روند کوتاه موج نزولی (b) از کارکشن abc شکسته شد!
🔼پیشبینی یک موج c تا سطح دینامیک نارنجی رنگ(A) میکنم.
📣حتما از این گروه سهمی در سبد سهامتون بذارید.
(اگر شرایط مهیا بود سهام مستعد این گروه را در کانال میذارم)
#شاخص_انبوه_سازی
۱۲ اذرماه ۱۴۰۴
🔗archivechart ✅
🔼🕯📈📉🔽
هدایت شده از ♥️𝓶𝓮𝓱𝓭𝓲20 ♥️
10 نماد با بیشترین وزن در صندوق های سیمانی
(اگه قصد خرید نماد سیمانی داریم، گزینه هایی که تکرار شدن در همه صندوق ها ، گزینه های مطلوب تری میتونن باشن)
داستان کوتاه: «چهار کلید مغازهدار»**
قصه گو : محمد حسین ادیب
رضا یک مغازه کوچک ابزارفروشی در یک کوچه شلوغ داشت.
سی سال بود کار میکرد و هنوز «هیچوقت» نفهمیده بود چرا با اینکه فروشش بد نبود، همیشه آخر ماه پول کم میآورد.
یک روز پیرمردی وارد مغازه شد. چیزی نخرید.
فقط یک جمله گفت:
«تو مغازهداری نمیکنی، تو زندانیِ مغازهای.»
رضا جا خورد.
پیرمرد رفت، اما جملهاش مثل قفل توی ذهنش ماند.
آن شب، رضا تصمیم گرفت مغازه را مثل یک بیزینس واقعی ببیند، نه مثل چهار دیواری پدری.
اولین کاری که کرد، یک دفتر برداشت و چهار سؤال نوشت:
۱. آیا جریان نقدم مثبت است؟
۲. آیا پولی که خرج میکنم ظرف دو ماه برمیگردد؟
۳. آیا اگر من مریض شوم، مغازه کار میکند؟
۴. آیا حاضر هستم از فردا مدل فروش را عوض کنم؟
جواب هر چهار تا «نه» بود.
و همین، شروع بیداری شد.
فردایش با خودش گفت:
«اگر ۷٪ بیشتر خرج کنم، مغازه من را میخورد. پس خرج را اول میزنم.»
کارتخوان اضافه را جمع کرد، انبار اضافه را فروخت، بدهیهای بیمعنا را بست.
بعد رفت سراغ فروش.
از هر چیزی که دو ماهه پولش برنمیگشت، خرید نکرد.
ناگهان دید نقدینگیاش دو برابر شد.
و بعد:
سیستمسازی.
هر کاری که باید دو بار انجام میشد، روی یک کاغذ نوشت و چسباند به دیوار.
یک کارگر تازهکار آورد، گفت:
«اینها را بخوان، همینها کل مغازه است.»
هفته بعد، در حالی که کارگر داشت فروش را انجام میداد، رضا پشت میز نشست و فکر کرد:
«اگر من درست سیستمسازی کنم، اگر مغازه بدون من کار کند… شاید من هم بالاخره زندگی کنم.»
آخرین تغییر را همان روز زد:
تغییر ذهنیت.
قبلاً هر تغییری برایش سخت بود. ولی از آن روز تصمیم گرفت هر مدل جدید فروش، خریـد، قیمت، یا رفتار بازار را ظرف ۲۴ ساعت اعمال کند.
دو ماه بعد، رضا تبدیل شد به همان چیزی که همیشه فکر میکرد «بزرگها» هستند:
کسی که مغازه را اداره نمیکرد—
مغازه برای او کار میکرد.
درآمدش؟
بیشتر.
آرامشش؟
بیشتر.
زمانش؟
آزادتر.
پیرمرد دیگر برنگشت؛
اما رضا فهمید آن مرد یک جمله را برای او گذاشته بود:
«آدمی که سبک شود، سنگین زندگی میکند.»
@adibmh