eitaa logo
تنها‌‌درشـریف.
197 دنبال‌کننده
470 عکس
130 ویدیو
0 فایل
مرا از دور تماشا کن، من از نزدیک غمگینم ./ پرایوتِ من‌و‌دوستم•TANHA ساخته شده از جزئیاتِ پیرامون ☕ ` نه‌به‌حرف‌دیگران ؛ آبیِ آبی سازمانِ حمایت از مجری‌ها‌ی‌کوچک. *امن و شنونده باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
سفر کربلا زیاااد +
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رَفتَنَت تَلخ تَرین خاطِره‌ی عُمرَم شُد مامان جون🖤
تو خونمون بوی اتفاقاتِ خوبی به مشام میرسه خدا کنه یه پنجره این وسط باز نشه بو بره بیرون:))))
میتونم به جرئت بگم عجیب ترین چهل روزِ عمرم بود : در حالی که تو اولین روز رهبر رو شهید کردن مردم تا روز چهلم مقتدر تر از همیشه همدل و یک صدا این همه شب تو خیابون بودن تو برف ، بارون و بمبارون تا دشمن یه وقت غلط اضافه نکنه حدودا یک هفته سپاه و نیروهای پدافندی و همه و همه بدون یک رهبر مشخص کوبیدن تو دهن دشمن جوری که همه موننن به خودمون و میهنمون افتخار کردیم. با وجود این همه کودک و خانواده شهید تو میناب و مناطق مسکونی کسی زانو غم بغل نگرفت با اینکه همه مون سرشار از غمیم همه منتظرِ صبح فردای پیروزی ان. تو این چهل روز ماه رمضونِ جنگی داشتیم،عیدِ فطر جنگی داشتیم و از همه مهم تر عید نوروزِ جنگی هم داشتیم؛هر جایی که میرفتیم برای دید و بازدید بحث سیاسی بود عقاید هرکس هم با دیگران متفاوت بود(یه پهلوی فن،طرفدار ج.ا و یه بی‌طرف کنار هم) ولی همه میگفتن این سری دیگه بحثِ وطنه و من حاضرم به خاطر وطنم جونمم بدم و اینجا بود که مطمئن شدم ایرانیا هرچی هم باشن تو شرایط بحران همدل تر از همیشه‌ن:)))) تو این چهل روز سلبریتی های به ظاهر عرب نپرست خودشونو خوب به مردم نشون دادن و همون عرب پرستا بودن که از هر جایی( خصوصا کشورای عربی) به وطنمون حمله شد پاسخ کوبنده تر دادن. تو این چهل روز حدودا چهل بار نزدیک ترین مکان بهمون هدف حمله قرار گرفت و هر دفعه از سری پیش با تجربه تر بودیم که چجوری خودمون رو کنترل کنیم ، بچه ها رو آروم کنیم و با آرامش بریم پارکینگ:(( شاید یه روزی هیچ وقتتت فکرشو نمی‌کردم زمانی که یه موشک کروز خورده سر خیابونمون بتونیم انقدر عاقلانه رفتار کنیم. تو جنگِ دوازده‌روزه وقتی برای اولین بار سازمان هدف قرار گرفت یه شوکی بهمون وارد شد که نمی‌دونستیم باید چیکار کنیم ولی تو این چهل روز ده ها باررر سازمان صداوسیما هدف قرار گرفت و ما بودیمو زنعموم اینا ، پدر و عموم که اداره‌‌ن اما این سری خودمونو کنترل می‌کردیم ،آرامشمونو حفظ می‌کردیم و منتظرِ زنگِ تلفن می‌موندیم (نه اینکه استرس نداشته باشیم و برامون عادی شده باشه ها چون شوکی که اون لحظه داره هیچوقت عادی نمیشه ، فقط با این موضوع کنار اومده بودیم که جنگه و اونا دارن به وطنشون خدمت می‌کنن>> ) تو این چهل روز سه‌هفته به خاطر موضوعات امنیتی نمی‌تونستیم خونه باشیم و باید میرفتیم... خیلی حس بدیه که محل آرامشت یعنی خونه‌ت رو بزاری و با یه چمدون بری تو شرایطی که نمی‌دونی یک ساعت دیگه چی میشه، بری خونه خاله یا عموت با اینکه خیییلی صمیمی‌ان و دوستشون داری ولی بازم خــــــونه خودت نیست. تو این چهل روز تقریبااا هر روز آنتمون می‌رفت یا نمی‌تونستیم از نت استفاده کنیم ولی با اینم کنار اومدیم درسته سخت بود خصوصا برای منی که یه بخش وسیعی از زندگیم تو گوشیمه ، اما می‌دونستیم شاید همین تو گوشی نرفتن ما بتونه باعث جلوگیری از یه حمله بشه..... خلاصه این چهل روز با تمام اتفاقات عجیب‌ غریبش گذشت... باعث شد خیلی چیزایی که دیدنش قلبمونو به درد می‌آورد ببینیم ، خیلی افرادو بشناسیم و خیلیییی تجربه ها کسب کنیم ولی در نهایت یه جمله رو با تمامِ وجودمون درک کردیم: امنیت از نونِ شب مهم تره.
اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد از او حسین ساخت و خود را یزید کرد.
احساس میکنم باید منو بشناسید شمام این حسو دارید؟
«قبل از اینکه اسمم رو بدونی، دوست دارم طرز فکرم رو بشناسی؛ چون اسم‌ها فراموش می‌شن، اما نگاه آدم‌ها به دنیا، نه.» نیلوفرم؛ ولی اگر روزی کسی «حانیل» صدام کرد، بدونید از آدم‌هاییه که اجازه دادم کمی بیشتر از بقیه من رو بشناسه. مردادی‌ام.☀️ نه برای اینکه فکر کنم مردادی‌ها متفاوتن؛ برای اینکه همیشه دلم خواسته اگر قراره متفاوت باشم، تفاوتم از جنسِ اثر باشه، نه نمایش. تهران شهر منه. با همه‌ی شلوغی‌هاش، بارون‌هاش و خیابون‌هایی که هر بار چیزی بهم یاد میدن. مجری‌گری و رسانه، فقط علاقه‌ی من نیستن. من همیشه به یک جمله ایمان داشتم: «تنها صداست که می‌ماند.»🎤 شاید برای همین، بیشتر از حرف زدن، به اثرِ حرف‌ها فکر می‌کنم به همین خاطر، بیشتر از هر چیز، دوست دارم حرفی بزنم که بعد از تمام شدنش، هنوز در ذهن کسی ادامه داشته باشه. شعار این کانال هم از همین باور میاد: امن و شنونده باشید. اگر روزی با من هم‌صحبت شدید، احتمالاً بیشتر از اینکه حرف بزنم، گوش می‌دم؛ چون فکر می‌کنم آدم‌ها بیشتر از هر چیز، به شنیده شدن احتیاج دارن.🌱 تایپ شخصیتم ENFJعه، اما هنوز در حال ساختن خودمم. بزرگ‌ترین ترسم اینه که روزمرگی و سختی‌های زندگی، من رو به آدمی خنثی تبدیل کنن. برای همین، هر روز سعی می‌کنم فقط یک قدم از دیروز جلوتر باشم. بحث‌های علمی و فلسفی رو دوست دارم؛ نه برای برنده شدن، بلکه برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت. به نظرم بهترین بحث، بحثیه که آخرش کسی احساس شکست نکنه، اما هر دو احساس فهمیدن داشته باشن. رنگ موردعلاقه‌م آبیه.💙 شاید چون آسمون هیچ‌وقت از وسعتش خسته نمی‌شه، و دریا هیچ‌وقت از عمیق بودنش عذرخواهی نمی‌کنه. دوست دارم دینم رو با علم، منطق و مطالعه بشناسم؛ چون باور دارم حقیقت، از سؤال کردن نمی‌ترسه. "همیشه سعی کردم ایمانم روی تقلید بنا نشه." ایران برای من فقط اسم یک کشور نیست؛ بخشی از هویت منه. امیدوارم سهم من از دوست داشتنش، ساختن باشه.🔆 ظاهر خندونی دارم، اما حقیقت اینه که بخشی از وجودم همیشه کمی دلتنگه. شاید همین باعث شده اشک آدم‌ها، زودتر از کلمه‌هاشون با من حرف بزنه. از آدم‌هایی که خودشون رو معیار کامل بودن می‌دونن، فاصله می‌گیرم. دنیا برای من، جای یاد گرفتنه؛ نه اثبات برتری. این کانال ویترین زندگی من نیست. اینجا ردِ فکرها، سؤال‌ها، شکست‌ها، امیدها و لحظه‌هایی می‌مونه که دلم نمی‌خواد گم بشن. شاید سال‌ها بعد خودم برگردم و بخونمش، شاید هم کسی بین این نوشته‌ها، بخشی از خودش رو پیدا کنه.🌀 و اگر روزی فقط یک جمله بعد از من باقی بمونه، دوست دارم بنویسن: * اون فقط یک مجری نبود؛ صدایی بود که شنید، شنیده شد و برای موندن، زندگی کرد. ممنونم که من رو خوندی. اینجا قرار نیست همه‌چیز کامل باشه؛ فقط قراره واقعی باشه.
تو میون این همه سیاهی، آبی بودی:)
ما هیچ‌تر از هیچ پی هیچ دویدیم . جز هیچ در این هیچ دگر هیچ ندیدیم🚶🏻‍♀