اقا چرا من بهم برمیخوره کسی نمیفهمتم؟خب خیلی عادیه ها. تو بفهم همه رو .تو میفهمی دیگه. حالا نه اینکه بشینی دست هر ننه قمری رو بگیری و بگی آره آره من دارم میفهممت . آره آره من میتونم کمکت کنم. ولی اونایی که میان و میرن همه با حقارت احساسات میان و با حسطراوت آور فهمیده شدن میرن. آره درسته ، میرن! خیلی راحتم میرن. اونام زندگی دارن کار دارن برنامه دارن هدفاشون فرق داره . گاها اصلا میخوان فازشونو عوض کنن . بعضیا کلا تیپشون عوض میشه یهو. یهو با دشمناییت که شاید اگر اسلام دست و پامو نبسته بود حتما زیر خاک بودن ،رفیق میشن. اینا که همه میرن . ولی خب من نفهمیدم...من هنوز این یکی رو نفهمیدم که چرا میان که برن...احتمالا همون حس اضافی بودنه؟ نه نه . من کجا توی زندگیم و رابطه م باهاشون حس اضافی بودن دادم؟ اگه دادم قطعا اون آدم درست نیومده بوده که میخواسته جا خشک کنه. ولی خب آره... من حرفم بزنم گنگه. یا نمیشنون. و بیخیالش میشن که نفهمیدن مهم نیست پس. یا اگه بفهمنم هیچ، عمقشُ نفهمیدن.من فرق دارم یا چی. منم اون بنجامین کنار خونمون که دوروز اومده اینجا و چون کسی نیست که بجای تلف کردن وقتش با چشم چرخاندن به در و دیوار به او دست نوازش بکشد...مشکلش این نیست که دست نوازش ندارد. تنِش درونی اش که برگ هایش را زرد کرده و مامانم باید از کف زمین جمعش کند ، این است که من هستم...مم همینجا کنارش هستم اما او حرصش درآمده که در و دیوار از اتلاف وقت نگاه کردن را ترجیح میدهیم به نگاه کردن به شاخ و برگ او...
من از او لوس تر بودم.
#
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیروهایت نمیتونن ببینن
بچه هایت نمیتونن ببینن
چه معنایی دارد فرمانده ،دراز بکشد!
چه معنایی میتواند داشته باشد که زیر نویس همه پیام های سایت خامنهایداتآیآر 'آخریندیدار' است؟
چرا همه چی واقعی شده؟
من گفتم یک روز که آب از آتش افتاد میایی دست چپت را بالا میآوری با همان لبخند دلبرای همیشگی دلِ مارا آرام میکنی.
عذر خواهی میکنی از مردم برای دلهره هایی که تحمل کردن.
تشکر جانانهای میکنی از مردم.
انگشترت را از دست جانبازت در میآوری و شاید سهم من شود...
اما آقایجانبازم... تو جانباز شدی......
این رخت مبارکت. اما تروخدا حواست به دلِ ما باشد💔