3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیروهایت نمیتونن ببینن
بچه هایت نمیتونن ببینن
چه معنایی دارد فرمانده ،دراز بکشد!
چه معنایی میتواند داشته باشد که زیر نویس همه پیام های سایت خامنهایداتآیآر 'آخریندیدار' است؟
چرا همه چی واقعی شده؟
من گفتم یک روز که آب از آتش افتاد میایی دست چپت را بالا میآوری با همان لبخند دلبرای همیشگی دلِ مارا آرام میکنی.
عذر خواهی میکنی از مردم برای دلهره هایی که تحمل کردن.
تشکر جانانهای میکنی از مردم.
انگشترت را از دست جانبازت در میآوری و شاید سهم من شود...
اما آقایجانبازم... تو جانباز شدی......
این رخت مبارکت. اما تروخدا حواست به دلِ ما باشد💔
"و من و بقیه بچههای شهدا همدیگر را بغل کرده بودیم که این غم بزرگ را توی تنهای بیشتری جا بدهیم، غم را از سینههامان به هم میدادیم که ما را نکشد، غم اما برای ۹۰ میلیون نفر هم زیاد بود."
<محمدمهدیهمت>
"و من و بقیه بچههای شهدا همدیگر را بغل کرده بودیم که این غم بزرگ را توی تنهای بیشتری جا بدهیم، غم
هم را بغل کرده بودیم که.........
هدایت شده از بدرقه آقای شهید ایران
✍️یادداشت فرزند سردار شهید ابراهیم همت به مناسبت وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی
▪️مادرم گفت: کار من نیست، من طاقت ندارم!
گفتم: کار چه کسی است؟! کدام ایرانی حریف این داغ میشود؟! ولی امر امر شماست.
پاسخم را با گریه داد، یعنی نرویم چه کنیم؟!
زینبیهی بیت رهبری شده بود کربلا! بعد نماز یکی بلند شد و روضه اول را خواند، چرخید رو به جمعیت، مشتهاش را گره کرد و با حالت شعار گفت: ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم... و مردم به جای شعار دادن زار میزدند.
و از آن به بعد همه به هر علتی زار میزدند، ما برای خیلی پیکرها گریه کردیم، گریه بر پیکرهای زیادی دیدیم، میگویم زار میزدند چون این کاری که در حسینیه کردیم گریه کردن نبود، اگر شما کلمه بهتری دارید که این گریههای یکریز، بلند و بیوقفه را توصیف کند بنویسید.
و این آخرین روضهای بود که من توی زینبیه شنیدم، از آن به بعد هرچه خوانده بودند را توی خانه و در فضای مجازی پیدا کردم و برایم تازگی داشت، من فقط دیدم که پرده کنار رفت، آقا در حلقه محافظانش آمد، روی سکو رفت، اما یک کلمه حرف نزد، حتی یک کلمه!
و من و بقیه بچههای شهدا همدیگر را بغل کرده بودیم که این غم بزرگ را توی تنهای بیشتری جا بدهیم، غم را از سینههامان به هم میدادیم که ما را نکشد، غم اما برای ۹۰ میلیون نفر هم زیاد بود.
آدم به امید زنده است، آدم با خودش فکر میکند که شاید پرده کنار برود و پدرش با مشت گره کرده بیرون بیاید، آدم فکر میکند شاید، چه میدانم شاید... آدم الکی دل خودش را خوش میکند، اما وقتی آمد و حتی برای دلخوشی مردم و ما بچههای شهدا یک کلمه هم صحبت نکرد سنگینی تابوت امید را روی شانههامان حس کردیم. گفتم که، آدم به امید زنده است و ما بدون امید مردیم.
اینها را وقتی مینویسم که توی بالکن خانه مادر نشستهام، مادرم که اینقدر گریه کرد که خوابش برد، مادرم که امشب مثل من دوباره یتیم شد، مادرم که تمام آوارگی پس از شهادت پدرم یکباره روی سرش خراب شد.
آنچه تا امشب دیده بودم غم بود و آنچه امشب دیدم کلمهای برای معادل سازی ندارد. ما میزبان مردی بودیم که یک عمر به میهمانیاش افتخار کردیم، آقا، نمک سفره شما کورمان کند اگر از خون شما بگذریم...
محمدمهدی همت
شام ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵
در جوار حسینیه امام خمینی(ره)
وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی
🏴 #باید_برخاست #یالثارات_الحسین (ع)
📢 رسانه رسمی ستاد تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب
📲 @Badraghe_Agha
هدایت شده از خلوتِنیمـہشـب؛
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آمدی جانم به قربانت ولی بی جان چرا؟:/