منی که حسرت را نمیدانستم با چه حای مینویسند، کمکم عادت کردم به حسرت و حسرت و حسرت. حسرتِ یه چای بیشتر، حسرتِ یه انتخاب بهتر ، حسرتِ بودن های گذشته و حسرتِ نگهنداشتنِخودم... یا شاید حتی حسرتِ یه نگاه و بوسه بیشتر.
حسرت را حصار میکنم برای دل تنگم، تا بفهمد از گذشته برای آینده.
میدونی سخت جونی یعنی چی؟ نه عزیز من نمیدونی. نمیدونی که از زمین و زمان و درون و بیرون و چپ و راست خوردن یعنی چی. از عزیزات و آشناهای دور و غریبه و از غمی که خودت انتخابش کردی و از غمی که خودش تصمیم میگیره بند بندت رو درگیر خودش کنه و از خودت، خوردن چه مزه ای داره... البته که عزیز من. میدونی. ! خوب میدونی یعنی چی. تو هم میدونی..... که کاش نمیدونستی و خبر نداشتی اصلا...کاش عزیز من بودی ولی عزیزِغمگینِ من نه.
نفس بکش که عالم نفسیست...
هدایت شده از دلِکوفتیِهمیشهتنگ
Bedon To Darm Mimiram~ UpMusic1_28902192643.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
دلو دردش
هست کسی که بعدم ، با این تا صبح گریه کنه؟ بشینه و فکر کنه و فکر . اشک امونش نده و هقهق جایی برای حرف زدن نزاره. یا پلی کنه و یاد من بیوفته و لبخند بزنه، از اون لبخندایی که فقط خودِ منی که نیستم، میفهمید یعنی چی. برحال، 'مرگ حقه' . و فکر کردن به بعدِت کار دشواریه که ته نداره.
و پناهش چاله ی خلاء بود ; خیال .
خلاءِ او خیالش بود. معتاد خیال که باشی غمگین یا بیخیال خیالت میکنند. چه اهمیتی دارد...وقتی قرارست جای مرهمی زخمی بشن روی چپ سینه ت . پس میراثش جعبه ای کهنه از نقاب های رنگارنگ است هرنقاب برای مقاومتی . مقاومتی دربرابر حرفِ چرت خیال هرکس....
دلو دردش
از دغدغه های مسخره ی کوچیک بقیه بُهتم میگیره .
خدا نیاره یکی از ما بُهتش بگیره.
دلو دردش
با اون میشه تا خودِ ستاره ها پرید :)))
با صدای خنده های مستانهی کودکانه، موهای پریشون و هم جهت باد، لب های کشیده شده از برای نگاش، بوی نفس های ممتدِعمیق ، خیره به ستاره ها ، گُلافتادنِ گونه ها و پریدن. زانو های خم شده و شتاب گرفتن و پریدن به آغوشش. ،،،
تو چیزی غیرِخوردنِ تنت به ستاره ها احساس میکنی؟