شاید من!
دیدی چیشد؟ دیدی داره چی به سرم میاد؟ دیدی کسی نیست متوجهم بشه؟ دیدی چیا گذروندم این چند روز؟ دیدی ض
به قطره قطره اشکهام براش قسم که ضربهش خیلی سنگین بود؛ خیلی!
#او
شاید من!
ظاهراً که قراره زودتر از بقیه، اون متوجه نبودت بشه... جالبه! #او
حتی بیشتر از من گریه کرد...:)
#او
حذف کردن آدمهای-آدمهای مهم- زندگیم بعد از تلاش کردنهای بسیار برای نگهداشتنشون و روبهرو شدن با نخواستن اونها، دیگه داره برام عادی میشه...‹:
آدم تا یه جایی برای عزیزهاش میجنگه... ولی بعدش دیگه کوبیدن آب تو هاونگه؛ اگر که این جنگ و تلاش، همهش یکطرفه باشه!