کتابی که هدیه گرفت برام به عنوان حرفهایی که توی سرمونه و درکشون میکنیم و برای ماست، واقعاً برای ماست و ازش ممنونم بابت انتخابش؛ هم انتخاب هدیهش، و هم انتخاب عنوان هدیهش.
شاید من!
انگار خدا برام چید؛ که فعلاً باهاش چشم تو چشم نشم.
تغییر رو احساس کردم...
گفت تغییر نمیکنم؛ ولی نگران شد!
شاید من!
میگه که: اینا همش تقصیر توعه!
میگه که:چشم نه! بگو دوتا دالون خیس؛ که هنوز محو تماشای توعه...
انقدر بدیهات رو از توی ذهنم پاک کردم که پاککنم تموم شد! حالا دیگه باید با تو چه کنم؟