شاید من!
انگار خدا برام چید؛ که فعلاً باهاش چشم تو چشم نشم.
تغییر رو احساس کردم...
گفت تغییر نمیکنم؛ ولی نگران شد!
شاید من!
میگه که: اینا همش تقصیر توعه!
میگه که:چشم نه! بگو دوتا دالون خیس؛ که هنوز محو تماشای توعه...
انقدر بدیهات رو از توی ذهنم پاک کردم که پاککنم تموم شد! حالا دیگه باید با تو چه کنم؟
همهچیز توی چندروز، جوری بهم پیچید که از دستم در رفت و تیکههای خودم رو توشون جا گذاشتم!