eitaa logo
شِیخ .
15.3هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
181 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و تبلیغات: @Oo_Parvaneh_oO کپی؟ خیر فوروارد کنید لطفا .
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ عصرانه‌ی دل‌انگیزِ مهدوی. چای و کتاب و عطرِ حضور مولا... ‌
‌ آدم‌ها رزق‌اند‌. کلامِ برخی‌ها نعمت است و بودنشان در زمانِ خاصی از زندگی، موهبت. حالا که خدا این چنین در رحمت را به رویم گشوده، حیف است اگر بهره‌ای نبرم. پ.ن: پای درس استاد حسن محمودی ‌
صدا و سیما بهتره برای مناظره‌ها از عباس موزون برای مجری استفاده کنه تا آخرت رو یاد کاندیدا بندازه :) @Sheikh_Alii
‌ الان ایرانی‌ها دو دسته‌ شدن یا به درخت ِ توت آویزونن یا دارن می‌زنن رو گوشی.
‌ زندگی شیرین‌تر از کاکائوهاییِ که ما به هم هدیه میدیم :) ‌
‌ من قصه‌ی حیاتِ ائمه‌ علیه السلام را، به واسطه‌ی کتب ارزشمندِ حوزه‌ی علمیه و به برکتِ طلبگی‌، بارها مرور کرده ام. در سرای هستی کمتر کسی می‌تواند ادعا کند که تا به اندازه‌ی آنها، عاشق است‌. اگر هم معجزه‌ای بشود و کسی باد به غبغب بیاندازد و بگوید که شبیه به آنها عشق را درک کرده؛ در مقامِ عمل، عقب می‌ماند و سرخورده می‌شود. در میان تمام اتفاقاتِ عظیمِ زمان حیات ائمه‌علیه السلام که دویست و پنجاه سال می‌شود؛ هرگز غمی در روایات آنها نقل نشده. هرچه بوده راضی به رضای خلق بودن و نفس کشیدن در هوایِ محبتِ خداوندگار است. روایتِ زندگی امام جواد علیه السلام، آنچنان عاشقانه‌ست که وصالِ او با معبود در بیست و پنج سالگی اتفاق می‌افتد. پرسیدند : فرق کریم با جواد در چیست؟ فرمودند : از شخص کریم همینکه درخواست کنید به شما عنایت می‌کند ولی جواد خود به دنبال سائل می‌گردد تا به او عطا کند ... ✍🏻 طلبه‌ی‌جوانِ‌حزب‌اللهی @Sheikh_Alii
‌ نورِ دیدگانِ رضا علیه السلام .
‌ -
شِیخ .
‌ -
‌‌ یک جفت مرغ عشقِ عزیزمان، در کنجِ منزل جایگاهی شاهانه برای خودشان دارند. درست در کنار کنسول و کتاب‌هایی که روی آن با ظرافت و سلیقه‌ چیده‌ام. راستش را بخواهید بدانید صبح ها به طرز عجیبی صدای آواز خواندنشان آزارم می‌دهد. من هنوز تشنه‌‌ی خوابم و آنها هرگز نمی‌گذارند خوابِ خوشی را تجربه کنم. ولیکن هرچه باشد بهتر از تنهایی‌ست. همینکه در محیطِ کوچکِ حیاتِ خویش، در اوقاتِ تنهایی، دو پرنده‌ی خوش رنگِ مهربان را در کنار خودم دارم؛ جای شکر دارد. می‌توانم برایشان هوشنگ ابتهاج بخوانم و از خیالبافی های شبانه‌ام بگویم. یا حتی موزیک‌های بیکلام مورد علاقه‌ام را برایشان پلی کنم و آنها هیچ انتقادی از سلیقه‌ی بد و زننده‌ام نکنند. به هرحال بگذریم. داشتم خاطرات روزم را ثبت میکردم که دیدم دو پرِ زردِ کوچکِ زیبا در کنار قفس کوچکشان افتاده‌است. راهی نبود؛ من عجیب شیفته‌ی این یادگاری‌های غریب هستم. پرها را برداشتم و چسباندم بر روی صفحه‌ی خاطراتِ امروزم، برای روزی که آنها نبودند یا من نبودم و یا هردو... هرچه باشد آنها در قلب من جای دارند. بماند برای بعدها. ✍🏻 طلبه‌ی‌جوانِ‌حزب‌اللهی
شِیخ .
‌فکت :
‌‌ ببینید کلمات تا چه اندازه میتونن سرنوشت مارو تغییر بدن. چقدر افکار و کلمات و جملات مثبت میتونن مسیر مارو برای رسیدن به هدف کوتاه تر کنن. چقدر نگاهِ متفاوت ما به وقایع در تجربه‌های بعدی زندگیمون تاثیر میزاره. این مثبت اندیشی و پرورش افکار خوب، منحصر به زندگی شخصی نیست. در اجتماع هم همینه! یکم بیشتر حواسمون به فکر و کلماتی که به زبون میاریم باشه :) ‌