بصیرت خیلی مهمه! هرکسی نداره. اما متاسفانه این روزها همه شدن تحلیلگر! هر حرفی، هر نقدی، هر نظری، هر چیزی جای خودش رو داره.
انقدر تحلیل ها متفاوت و زیاده آدم گمراه میشه. توی یک کانالی، یک محتوایی هست، میخونی میبینی عه حقه! میری کانال بعدی یک محتوایی برعکس اون کانال داره، بازم میبینی عه حقه..
بعد دقیقا همینجاست که گم میکنی راه اصلی و حق رو.. بصیرت به درد اینجور وقتها میخوره ..
خدا اگه بصیرت نداریم بهمون بده. اگه داریم زیادش کن (:🌱
#وعده_صادق
به طرز عجیبی، چند روز مونده به تولدم، لحن صحبتم و ادبیات و کلماتم موقع تعامل با دیگران تغییر کرده. انگار واقعا بزرگتر شدم🥲
وقتی کلاس سوم بودم توی دفتر آرزوهام نوشتم : یروزی میرسه که به عنوان یک نویسنده، برنده ی جایزه ی نوبل میشم.
هنوز هم اون دفتر رو دارم و گاهی مرور میکنم احوالاتِ دوران کودکی و آرزوهام رو. من همون آدمم اما صد سال سیاه دیگه آرزوی نوبل ندارم!
شنیدم ترامپ بخاطر آتش بسی که اعلام کرده نامزد جایزه صلح نوبل شده. نیشخند زدم.. و سکوت کردم و سکوت.
الحق که صفت احمق شایستهی ترامپ قمار باز و کودک کشِ. انشاالله به بدترین شکل ممکن همین روزها به درک واصل بشه.
#دلی
رسانه پایگاه مبارکه ملت شهادت ؛.mp3
زمان:
حجم:
2M
رادیو شیخ 📻
گویندگان : زهرا قنبری،
محدثه خدامرادی
نویسنده: زینب شهسوار
تدوینگر : کوثر جمشیدی
@Sheikh_Alii
تا همین دو روز پیش، مشخص نبود دههی اول محرم را بناست در کدام شهر بگذرانیم؟ اما خدا توفیق داد و قسمت شد تا این روزها را در روستایی که برای اصفهان است به سر ببریم..
حالا نزدیکی های همان روستا هستیم و این ده روز میهمان مردم عزیز آن خواهیم بود :)
ما از اذان ظهر میهمان مردم شریف روستای کردعلیا شدهایم و اکنون من در کنار مش فاطمه و دو عروس مهربانش در حال گفت و گو هستم🌱 شیخ علی با کربلایی اسماعیل و پسرانش در حال مراوده و تبادل خاطرات خوش است. الحق که خانوادهی دوست داشتنی و عزیزی هستند.
#تبلیغ_محرم
اسنپ گرفتیم از اصفهان به سمتِ مقصدمان که روستایی در نزدیکی های شهر کرون بود. از لا به لای حرفهای راننده دریافتم که لر بختیار است و دست روزگار او را به اصفهان کشانده است.
در طول مسیر با همسرم شیخ علی از جنگ و سیاست و دین و اعتقادات گفتند. به ظاهرش نمیخورد اما عمیقا به حرفهایی که میزد اعتقاد داشت و سخنان اخیر مقام معظم رهبری را تمام و کمال گوش داده بود.
خدا خیرش بدهد در طول مسیر لحظه ای کولر ماشین را خاموش نکرد. از اصفهان تا روستای کردعلیا جانمان خنک شد.
وقتی به مقصد رسیدیم، حاضر به دریافت پول نشد. انگار در قلبش حاجتی داشت و اعتقادی، که او را به این کار خیر و نیک دعوت میکرد. در همان لحظه نیت کردم که در تمام این ده روز، هرگاه سخنرانی کردم و محفلی قرآنی برگزار نمودم یا هرجا توانستم اثری مثبت بگذارم، از ایشان یاد کرده و دعایشان کنم..
مردم، به روحانیت و اسلام اعتقاد ویژه ای دارند و احترام خاصی میگذارند. همین مساله رسالت ما را دو چندان میکند .💚
وقتی وارد مسجد شدیم، این قاب زیبا را به عنوان عکسی یادگاری از او و همسرم شیخ علی ثبت کردم. بازهم میگویم: خدا خیرش بدهد ...
#تبلیغ_محرم
#روستای_کردعلیا