eitaa logo
شِیخ .
12.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
164 ویدیو
9 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و رزرو تبلیغات : @Oo_Parvaneh_oO
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ تو این شبها، جای خیلی‌ها خالیه(: حاج قاسم ، آیت الله رئیسی ، سردار حاجی زاده و خیلی‌هاااای دیگه. چطور میشه با این همه غم دووم‌ آورد؟ ‌‌
و امشب، بازگشتم به وطن. به آغوش حرم و شهری که در گوشه گوشه‌اش نام حسین علیه السلام جاری‌ است. موکب های اطراف حرم، عجیب حال و هوای عراق را برای آدمی تداعی می‌کنند. حب الحسین یجمعنا یقینا (:
‌ پستهای شیخ رو مرور کنید. میخوام محتواهارو غربال کنم. هرکدوم رو دوست داشتید ذخیره کنید. چون ممکنه فردا پاشید ببینید اون پستی که دوسش داشتید پاک شده. ‌
‌ گفتم که دلی غمگین دارم و خاطری نا شاد. و او بود که التیام بخشید به زخم‌های عمیقِ جانم. نفسی داد به این کرانه‌ی بی اکسیژنِ وجودم. و این موکب‌ها و آدم‌ها و چایخانه‌ها، هرکدامشان نشانی از عظمت او دارند. و من به شوق وصال محبوب، در هر کنجی از شهر، به دلداده‌ای دل میدهم که شبیه من معشوقش، حسین ع است ... پ.ن: امشب چند دقیقه ای توی یک موکب مهمون این کوچولو بودیم.♡ به قلم خودم
‌ سن و سالم به ده نمی‌رسید. حتی نمی‌توانستم تا ده بشمارم. فرق روز و شب را هم نمی‌دانستم. اما شما را خوب می‌شناختم. و شبها، کنج هیئت، سر می‌گذاشتم روی شانه‌ی امن مادرم و کودکانه برایتان اشک می‌ریختم. دانه‌های اشک را از روی صورتم پاک نمی‌کردم. آخر شنیده بودم فرشته ها آن‌ها را از روی صورتمان جمع میکنند و نگه‌می‌دارند. این روزها، نه من آن دخترک کوچکم و نه دنیا دنیای آن روزهاست. اما شما همان امامِ ع مهربانِ دوست داشتنی هستید. و من هنوز هم قلبم به همان اندازه برای شما می‌تپد.. پ.ن : ده روز اول ماه محرم خونه نبودیم. اما حالا که هستیم خونه رو سیاه پوش کردیم به عشق آقامون امام حسین علیه السلام.🌱 به قلم خودم
‌ من اینجوری ام که وقتی کتاب میخونم از گذر زمان چیزی متوجه نمیشم. نگاه میکنم میبینم مثلا یک ساعته دارم میخونم و کیف می‌کنم. و خب حسابی خوشحالم بابت این موضوع. حداقل میگم یک ساعت نشستم یه گوشه از خونه، هم کتاب خوندم، هم کیف کردم، هم با خیالم به سفر رفتم، هم علم و آگاهیم زیاد شده، هم کلی رفیق موندگار و همیشگی پیدا کردم... ‌به قلم خودم
‌ شبهای تابستان بلند است؟ البته که نه. زمستان شبهای دراز و سیاهی دارد و تابستان به روزهای کش دارش معروف است. ولیکن ما، یعنی من به علاوه‌ی شیخ علی، تمایل داریم که شب های تابستان را به همنشینی با کتاب مشغول شویم. زیرا که سکوت شهر، به لذت خواندن صفحاتِ ارزشمند کتابهای اصیل می‌افزاید‌. به قلم خودم