گاهی ميان مردم در ازدحام شهر ،
غير از تو هر چه هست
فراموشمیكنم ..
#الهمعجللولیکالفرج
الان دقیقا توی یک بازه زمانی هستیم که دلم میخواد دونه دونه ی دوستهای مجازیم کنارم باشن و باهم یه کاری انجام بدیم. چون به شدت هم فکر و غم خوار همیم. حیف که نمیشه ...
من امسال خونهی خودم نیستم وگرنه یه هفتسین فوقالعاده میچیدم با عکس امام شهید و سعی میکردم جلوههایی از مقاومت و ایستادگی رو توش به نمایش بزارم :)
میدانی فراقت با من چه کرد روزی که ترکم کردی ؟ درسته خانواده ام هستند ولی یتیمم کردی :)
یه رفیقی پیام داد و گفت :
سفره هفتسین امسال ما
یک سین بیشتر نداره .
سید علی خامنه ای(:
امروز داشتیم حاضر میشدیم بریم نماز جمعه که با صدای جنگنده ها نگاهمون به آسمون گره خورد. صدای عجیب و وهم انگیزش به کنار، نگرانی و اضطرابمون برای اینکه قراره کجا رو بزنه به کناری دیگه ...
جنگنده ها پنج منطقه رو مورد اصابت قرار دادن و رفتن! ما مشتاقانهتر از قبل رفتیم سمت مصلی تا شجاعت و ایستادگیمون رو به رخ دشمن صهیون بکشیم. ولی بخاطر مسائل امنیتی و محافظت از جون مردم نماز جمعه رو کنسل کرده بودن!
امروز واقعا روز عجیبی بود. چون توی این چند هفتهی جنگ، به این حوالی حملهای نشده بود و امروز کمی شکه برانگیز بود.
بعد از حمله دشمن به نقاطی از این منطقه همه ی فکرم پیش کسایی بود که آسیب دیده و یا جونشون رو از دست داده بودن. که متاسفانه تا الان یازده تا شهید دادیم... شهدایی که یکیشون سر نداره، یکیشون سر و دست و پا نداره. یکیشون چند تا تیکه گوشته ...!
بعد اتفاق امروز تازه ارزش حضور میدانی مردم در شهر هایی مثل تهران و اصفهان و بوشهر و ... میفهمم.
واقعا مردم شجاع و نترس و با خدایی داریم. امروز هربار رفتم بترسم و دلم بلرزه به خودم نهیب زدم که الان وقت رشادتِ. به عشق هم وطنهای شجاعم که توی استان های حساس تر هستن دلمو سپردم به خدا و حسابی برای مدافعان امنیت دعا کردم. شماهم دعا کنید .
پ.ن: یک روایت معمولی. صرفا جهت اینکه امروز رو فراموش نکنم ...
#ز_شهسوار
#فتح_خیبر #مرگ_بر_امریکا
چند دقیقه پیش
یکی از نیروهای امنیتی رو دیدم
چشماش سرخ سرخ بود. معلوم بود حسابی گریه کرده! برام یه روایت جالب و غرور آفرین تعریف کرد (: توی جای خلوتی برم براتون روایت رو مینویسم..