eitaa logo
شمس
190 دنبال‌کننده
627 عکس
133 ویدیو
6 فایل
مَعْناےِ زِنْدِه بودَنِ مَنْ، با تو بودَنْ اَسْت... محفل ادبی شمس☘️ براے اینکہ‌ حال دلمون بهتر بشه :) با خدا و امام زمانمون{عج} راحت تر باشیم؛ مثل یہ‌ عاشق و معشوق واقعے 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3426484399C243999d4c2
مشاهده در ایتا
دانلود
ایزد تعالی و تقدّس ، خطّه ی پاک شیراز را به هیبتِ حاکمانِ عادل و همت عالمانِ عامل تا زمان قیامت ، در امانِ سلامت نگه داراد! اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست تا بر سرش بُوَد چو تویی سایه ی خدا امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک مانند آستان دَرَت مأمن رضا بر توست پاسِ خاطر بیچارگان و شُکر بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا یا رب! ز باد فتنه نگه دار خاکِ پارس چندان که ، خاک را بُوَد و باد را بقا @Sher_shams
حافظ کجای کاری فالت غلط درامد گفتی غمت سرآید ، این عمر بود سرآمد @sher_shams
「♥️🫀」 تازه کن جهان مرا:))) @sher_shams
مثل سابق غزلم ساده و بارانی نیست هفت قرن است درین مصر فراوانی نیست به زلیخا بنویسید نیاید بازار این سفر یوسف این قافله کنعانی نیست حال این ماهی افتاده به این برکه‌ی خشک حال حبسیه‌نویسی‌ست که زندانی نیست چشم قاجار کسی دید و نلرزید دلش بشنوید از من بی‌چشم که کرمانی نیست با لبی تشنه و بی‌بسمل و چاقویی کُند ما که رفتیم ولی رسم مسلمانی نیست عشق رازی‌ست به اندازه‌ی آغوش خدا عشق آن گونه که می‌دانم و می‌دانی نیست @sher_shams
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شمس
چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتی‌بان @Sher_shams
هر دم از عمر می رود نفسی چون نگه می‌کنم نمانده بسی ای که پنجاه رفت و در خوابی مگر این پنج روز دریابی خجل آن کس که رفت و کار نساخت کوس رحلت زدند و بار نساخت خواب نوشین بامداد رحیل باز دارد پیاده را ز سبیل هر که آمد عمارتی نو ساخت رفت و منزل به دیگری پرداخت وآن دگر پخت همچنین هوسی وین عمارت بسر نبرد کسی یار ناپایدار دوست مدار دوستی را نشاید این غدّار نیک و بد چون همی بباید مرد خنک آن کس که گوی نیکی برد برگ عیشی به گور خویش فرست کس نیارد ز پس ز پیش فرست عمر برف است و آفتاب تموز اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز ای تهی دست رفته در بازار ترسمت پر نیاوری دستار هر که مزروع خود بخورد به خوید وقت خرمنش خوشه باید چید @Sher_shams
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شمس
پدر حیران شد از بُهت دو چشم بی گناه تو چو زخم کوچه پیدا شد در اندوه نگاه تو و خاک چادر مادر تکاندی و به او گفتی پدر ویران شود بیند  چنین چادر سیاه تو چه دیدی در خم کوچه؟چه در سینه نهان کردی که چون تیری شد آن صحنه و کوچه قتلگاه تو به کوچه راه تو بسته فرار از کوچه ناممکن به جز دیوار آن کوچه نبوده تکیه گاه تو نه قدی و نه بازویی که گیری دست نامردش یکی ای کاش می آمد و میشد جان پناه تو و دنیا طور دیگر شد برای روزگار تو خسوف غربتی دارد همیشه روی ماه تو به خون دل سپاهی را فراهم کردی و اما به هم پاشید با  دِرهم  تمامیِّ سپاه تو ‌ غریبانِ همه عالم به خانه مأمنی دارند غریب ابن الغریبی که نشد خانه پناه تو و آخر آید از ره او و طرح بارگاه از او که شیعه آرزو دارد بسازد بارگاه تو @Sher_shams
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا