شمس
چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان
چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان
#سعدی
@Sher_shams
هر دم از عمر می رود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آن کس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وآن دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آن کس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
#گلستان_سعدی
@Sher_shams
شمس
پدر حیران شد از بُهت دو چشم بی گناه تو
چو زخم کوچه پیدا شد در اندوه نگاه تو
و خاک چادر مادر تکاندی و به او گفتی
پدر ویران شود بیند چنین چادر سیاه تو
چه دیدی در خم کوچه؟چه در سینه نهان کردی
که چون تیری شد آن صحنه و کوچه قتلگاه تو
به کوچه راه تو بسته فرار از کوچه ناممکن
به جز دیوار آن کوچه نبوده تکیه گاه تو
نه قدی و نه بازویی که گیری دست نامردش
یکی ای کاش می آمد و میشد جان پناه تو
و دنیا طور دیگر شد برای روزگار تو
خسوف غربتی دارد همیشه روی ماه تو
به خون دل سپاهی را فراهم کردی و اما
به هم پاشید با دِرهم تمامیِّ سپاه تو
غریبانِ همه عالم به خانه مأمنی دارند
غریب ابن الغریبی که نشد خانه پناه تو
و آخر آید از ره او و طرح بارگاه از او
که شیعه آرزو دارد بسازد بارگاه تو
#مهدی_قنبری_نوشابادی
@Sher_shams
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفت های پریشان بشویم و مِن بعد پریشان نگویم.
زبان بریده به کنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
بِه از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
#گلستان_سعدی
@Sher_shams
هر راه بجز راه تو کج خواهد شد
بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد
ما منتظران اگر بخواهیم همه
امسال همان سال فرج خواهد شد
#سید_مجتبی_شجاع
@Sher_shams
هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی فرشتهای که به پابوس آمده
انگار بین رفتن و ماندن مردد است
اینجا مدینه نیست نه اینجا مدینه نیست
پس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟!
حتی اگر به آخر خط هم رسیدهای
اینجا برای عشق، شروعی مجدد است
جایی که آسمان به زمین وصل میشود
جایی که بین عالم و آدم زبانزد است
هرجا دلی شکست به اینجا بیاورید
اینجا بهشت ، شهر خدا ، شهر مشهد است
#رضا_عابدین_زاده
@Sher_shams
تا یکی از دوستان که در کجاوه ، انیس من بود و در حجره جلیس ، به رسم قدیم از در در آمد. چندان که نشاط ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد جوابش نگفتم و سر از زانوی تعبّد بر نگرفتم. رنجیده نگه کرد و گفت:
کنونت که امکان گفتار هست
بگو ای برادر به لطف و خوشی
که فردا چو پیک اجل در رسید
به حکم ضرورت زبان در کشی
#گلستان_سعدی
@Sher_shams