شمس
「♥️🫀」 تازه کن جهان مرا:))) #امام_زمان 『@sher_shams』
「💕」
تا مراقبم باشی:)))!
#امام_زمان
『@sher_shams』
شمس
چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان
چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان
#سعدی
@Sher_shams
هر دم از عمر می رود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آن کس که رفت و کار نساخت
کوس رحلت زدند و بار نساخت
خواب نوشین بامداد رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وآن دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت بسر نبرد کسی
یار ناپایدار دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خنک آن کس که گوی نیکی برد
برگ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس ز پیش فرست
عمر برف است و آفتاب تموز
اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز
ای تهی دست رفته در بازار
ترسمت پر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
#گلستان_سعدی
@Sher_shams
شمس
پدر حیران شد از بُهت دو چشم بی گناه تو
چو زخم کوچه پیدا شد در اندوه نگاه تو
و خاک چادر مادر تکاندی و به او گفتی
پدر ویران شود بیند چنین چادر سیاه تو
چه دیدی در خم کوچه؟چه در سینه نهان کردی
که چون تیری شد آن صحنه و کوچه قتلگاه تو
به کوچه راه تو بسته فرار از کوچه ناممکن
به جز دیوار آن کوچه نبوده تکیه گاه تو
نه قدی و نه بازویی که گیری دست نامردش
یکی ای کاش می آمد و میشد جان پناه تو
و دنیا طور دیگر شد برای روزگار تو
خسوف غربتی دارد همیشه روی ماه تو
به خون دل سپاهی را فراهم کردی و اما
به هم پاشید با دِرهم تمامیِّ سپاه تو
غریبانِ همه عالم به خانه مأمنی دارند
غریب ابن الغریبی که نشد خانه پناه تو
و آخر آید از ره او و طرح بارگاه از او
که شیعه آرزو دارد بسازد بارگاه تو
#مهدی_قنبری_نوشابادی
@Sher_shams
بعد از تأمل این معنی مصلحت چنان دیدم که در نشیمن عزلت نشینم و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفت های پریشان بشویم و مِن بعد پریشان نگویم.
زبان بریده به کنجی نشسته صمٌّ بکمٌ
بِه از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
#گلستان_سعدی
@Sher_shams
هر راه بجز راه تو کج خواهد شد
بی لطف تو آسمان فلج خواهد شد
ما منتظران اگر بخواهیم همه
امسال همان سال فرج خواهد شد
#سید_مجتبی_شجاع
@Sher_shams