آه! ای آرامش جاوید! کی آیی به دست؟
آسمان، یک لحظه حالی دلبخواهم داده بود!
#فریدون_مشیری
@sher_shams ⛵️
دستی به دامنِ تو و دستی بر آسمان
دستِ دگر کجاست که خاکی به سر کنم؟
#آشفته_ایروانی
@sher_shams ⛵️
مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم
که گر از چشم یار افتم ز چشم اعتبار افتم
#وحشی_بافقی
@sher_shams
مفصّلاند زمستانها
و برف، نسخهی خوبی نیست
برای سرفهی گلدانها
گلی نمانده، خودت گل باش
#حسین_صفا
@sher_shams ⛵️
به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کردهام با این پرستوها و ماهیها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
بیا، ای همگناه من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ
به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود میپوشند رو در خوابهای بیگناهیها
و من میمانم و بیداد بیخوابی
در این ایوان سرپوشیدهٔ متروک
شب افتادهست و در تالاب من دیریست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها
بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که میترسم ترا خورشید پندارند
و میترسم همه از خواب برخیزند
و میترسم که چشم از خواب من بردارند
نمیخواهم ببیند هیچکس ما را
نمیخواهم بداند هیچکس ما را
و نیلوفر که سر برمیکشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهیها که با آن رقص غوغایی
نمیخواهم بفهمانند بیدارند
شب افتادهست و من تنها و تاریکم
و در ایوان و در تالاب من دیریست در خوابند
پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من
بیا ای یاد مهتابی
#مهدی_اخوانثالث
@sher_shams
هرچه کردم به خودم کردم و وجدان خودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم
تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند
آن چنانم که شدم دست به دامان خودم
موی تو ریخته بر شانهی تو، اما من
شانه ام ریخته بر موی پریشان خودم!
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
میروم سر بگذارم به بیابان خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخوانم که رسیدم به زمستان خودم
تو گرفتار خودت هستی و آزادیهات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم
شب میلاد منِ بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شامِ غریبان خودم
#یاسر_قنبرلو
@sher_shams