از اشک ما بترس!
از چشم دوربین شکاری رصد شدند
با پخش در حقوق بشر مستند شدند..
دیشب هزار و نهصد و... این داغ چندم است؟
دردا که اسمهای شهیدان عدد شدند!
باران بمبِ دشمنمان خاکمان نکرد!
دستان لامروّت یاران لحد شدند
در غربِ دِه، رگِ عربی را زدند و بعد
از قبر غزّه فاتحه ناخوانده رد شدند
امّا هنوز ساکن، در خانه ماندهایم
در سینهها نفسها حبس ابد شدند
از اشک ما بترس! شبی بغضهای ما
قاصم شدند و راهی عینالأسد شدند
با سیلِ نور عازم بيتالمقدّسیم
هرچند در مسیل مِه و صخره سد شدند
ما را به هر طریق، فلسطین بخوان فقط!
گیرم که نقشههای جهان نابلد شدند
✍🏻 #حسن_خسرویوقار
#شعر_اعتراض | #فلسطین | #غزه
@sher_shams
طی شد ایام برومندی ما در سختی
همچو آن دانه که در زیر قدم سبز شود
#صائب_تبریزی
@sher_shams
الهی ای دورنظر و ای نیکوحضر و ای نیکو کار نیکمنظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سر گشته،ای چارهساز هر بیچاره و ای آرندهٔ هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده دست ما گیر، ای بخشندهی بخشاینده.
#مناجات
#خواجه_عبدالله_انصاری
@sher_shams🪐
وای از این افسردگان، فریاد اهل درد کو؟
نالهٔ مستانهٔ دلهای غم پرورد کو؟
ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست؟
باد مشکین دم که بوی عشق میآورد کو؟
در بیابانِ جنون سرگشتهام چون گرد باد
همرهی باید مرا، مجنون صحرا گرد کو؟
بعد مرگم می کِشان گویند د رمیخانه ها:
«آن سیه مستی که خُمها را تهی میکرد کو؟!»
پبش امواج حوادث پایداری سهل نیست
مرد باید تا نیندیشد ز طوفان، مرد کو؟
دردمندان را دلی چون شمع میباید رهی
گر نِهای بیدرد، اشکِ گرم و آهِ سرد کو؟
#رهی_معیری
@sher_shams🌱
در جود و کرم دست خدا هست حسن {ع}
دست همه را وقت عطا بست حسن {ع} 🍃
نومید نگردد کسی از درگه او...
زیرا که کریم اهل بیت است حسن {ع}🌸
+رمضان با تو کریم شد آقاجان 💚
#روزنگار
۱۵ رمضان #میلاد_امام_حسن_مجتبی عليه السلام به تمامیِ اهالیِ "شمس" مبارک باد!✨
التماس دعا! =)
@sher_shams
شمس
در جود و کرم دست خدا هست حسن {ع} دست همه را وقت عطا بست حسن {ع} 🍃 نومید نگردد کسی از درگه او... زی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Shahram Nazeri shahram_nazeri_atash_dar_neystan 128.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
───┤●♪♫♬♫♪●├───
یک شب، آتش در نیستانی فتاد
سوخت، چون اشکی که بر جانی فتــاد
شعله تا سـرگرمِ کارِ خویش شد
هر نیی، شمعِ مزارِ خویش شد
نِی به آتش گفت: کین آشوب چیســت؟
مر تو را زین سوختن، مَطلوب چیست؟
گـفت: آتش بی سبـب نفروختم
دعوی بی معنیت را، سوختم… سوختم
زانکه میگفتی؛ نیــم با صد نمود!
همچنان در بندِ خود، بودی که بود
مرد را دردی اگر باشد، خوش است
دردِ بی دردی، علاجَش آتــش است
#موسیقی
#شهرام_ناظری
『@sher_shams 』
ای آشنای من!
برخیز و با بهار سفر کرده باز گرد
تا پر کنیم جام تهی از شراب را
و ز خوشههای روشن انگورهای سبز
در خم بیفشریم می آفتاب را
برخیز و با بهار سفر کرده باز گرد
تا چون شکوفههای پر افشان سیبها
گلبرگ لب به بوسه خورشید وا کنیم
وآنگه چو باد صبح
در عطر پونههای بهاری شنا کنیم
برخیز و باز گرد
با عطر صبحگاهی نارنجهای سرخ
از دور، از دهانهٔ دهلیز تاکها
چون باد خوش غبار، برانگیز و باز گرد
یک صبح خندهرو
وقتی که با بهار گل افشان فرا رسی
در باز کن، به کلبهٔ خاموش من بیا
بگذار تا نسیم که در جستجوی تست
از هر که در ره است، بپرسد نشانههات
آنگاه، با هزار هوس، با هزار ناز
برچین دو زلف خویش
آغاز رقص کن
بگذار به خنده فرود آید آفتاب
بر صبح شانههایت!
ای آشنای من!
برخیز و با بهار سفر کرده باز گرد
تا چون به شوق دیدن من بال و پر زنند
بر شاخهٔ لبان تو، مرغان بوسهها
لب بر لبم نهی
تا با نشاط خویش مرا آشنا کنی
تا با امید خویش مرا آشتی دهی!
#نادر_نادرپور
@sher_shams