شمس
در جود و کرم دست خدا هست حسن {ع} دست همه را وقت عطا بست حسن {ع} 🍃 نومید نگردد کسی از درگه او... زی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Shahram Nazeri shahram_nazeri_atash_dar_neystan 128.mp3
زمان:
حجم:
11.5M
───┤●♪♫♬♫♪●├───
یک شب، آتش در نیستانی فتاد
سوخت، چون اشکی که بر جانی فتــاد
شعله تا سـرگرمِ کارِ خویش شد
هر نیی، شمعِ مزارِ خویش شد
نِی به آتش گفت: کین آشوب چیســت؟
مر تو را زین سوختن، مَطلوب چیست؟
گـفت: آتش بی سبـب نفروختم
دعوی بی معنیت را، سوختم… سوختم
زانکه میگفتی؛ نیــم با صد نمود!
همچنان در بندِ خود، بودی که بود
مرد را دردی اگر باشد، خوش است
دردِ بی دردی، علاجَش آتــش است
#موسیقی
#شهرام_ناظری
『@sher_shams 』
ای آشنای من!
برخیز و با بهار سفر کرده باز گرد
تا پر کنیم جام تهی از شراب را
و ز خوشههای روشن انگورهای سبز
در خم بیفشریم می آفتاب را
برخیز و با بهار سفر کرده باز گرد
تا چون شکوفههای پر افشان سیبها
گلبرگ لب به بوسه خورشید وا کنیم
وآنگه چو باد صبح
در عطر پونههای بهاری شنا کنیم
برخیز و باز گرد
با عطر صبحگاهی نارنجهای سرخ
از دور، از دهانهٔ دهلیز تاکها
چون باد خوش غبار، برانگیز و باز گرد
یک صبح خندهرو
وقتی که با بهار گل افشان فرا رسی
در باز کن، به کلبهٔ خاموش من بیا
بگذار تا نسیم که در جستجوی تست
از هر که در ره است، بپرسد نشانههات
آنگاه، با هزار هوس، با هزار ناز
برچین دو زلف خویش
آغاز رقص کن
بگذار به خنده فرود آید آفتاب
بر صبح شانههایت!
ای آشنای من!
برخیز و با بهار سفر کرده باز گرد
تا چون به شوق دیدن من بال و پر زنند
بر شاخهٔ لبان تو، مرغان بوسهها
لب بر لبم نهی
تا با نشاط خویش مرا آشنا کنی
تا با امید خویش مرا آشتی دهی!
#نادر_نادرپور
@sher_shams
هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش
ما گرفتار به داغ دل بیحاصل خویش 🚶♂
چند بینم سوی خوبان و دل از دست دهم
وقت آنست که دستی بنهم بر دل خویش !!
#امیر_شاهی
@sher_shams
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرا تُرکیست مشکین موی و نسرین بوی و سیمینبر
سُها لب، مشتری غبغب، هلال ابروی و مهپیکر
چو گردد رام و گیرد جام و بخشد کام و تابد رخ
بود گلبیز و حالتخیز و سِحرانگیز و غارتگر
دهانش تنگ و قلبش سنگ و صلحش جنگ و مهرش کین
به قد تیر و به مو قیر و به رخ شیر و به لب شکر
چه بر ایوان چه در میدان چه با مستان چه در بُستان
نشیند ترش و گوید تلخ و آرد شور و سازد شر
چو آید رقص و دزدد ساق و گردد دور ، نشناسم
ترنج از شست و شست از دست و دست از پا و پا از سر
#جیهون_یزدی
@sher_shams
- چه میکنی؟ چه میکنی؟
درین پلید دخمهها،
سیاهها، کبودها،
بخارها و دودها؟
ببین چه تیشه میزنی
به ریشهی جوانیت،
به عمر و زندگانیت.
به هستیت، جوانیت.
تبه شدی و مردنی،
به گورکن سپردنی،
چه میکنی؟ چه میکنی؟"
- " چه میکنم؟ بیا ببین
که چون یلان تهمتن،
چه سان نبرد میکنم.
اجاق این شراره را
که سوزد و گدازدم،
چو آتش وجود خود،
خموش و سرد میکنم.
که بود و کیست دشمنم؟
یگانه دشمن جهان.
هم آشکار، هم نهان.
همان روان بیامان،
زمان، زمان، زمان، زمان.
سپاهِ بیکران، او:
دقیقهها و لحظهها.
غروب و بامدادها.
گذشتهها و یادها.
رفیقها و خویشها.
خراشها و ریشها.
سرابِ نوش و نیشها،
فریب شاید و اگر،
چو کاشهای کیشها.
بسا خسا به جای گل،
بسا پسا چو پیشها.
دروغهای دستها،
چو لافهای مستها؛
به چشمها ، غبارها،
به کارها ، شکستها.
نویدها، درودها.
نبودها و بودها.
سپاه پهلوان من،
به دخمهها و دامها؛
پیالهها و جامها،
نگاهها ، سکوتها،
جویدن بروتها.
شرابها و دودها،
سیاهها، کبودها.
بیا ببین، بیا ببین،
چه سان نبرد میکنم
شکفتههای سبز را
چگونه زرد میکنم.
#مهدی_اخونثالث
@sher_shams
گر به صحرا دیگران از بهر عشرت میروند
ما به خلوت با تو ای آرام جان آسودهایم
#سعدی
@sher_shams