eitaa logo
شمس
190 دنبال‌کننده
627 عکس
133 ویدیو
6 فایل
مَعْناےِ زِنْدِه بودَنِ مَنْ، با تو بودَنْ اَسْت... محفل ادبی شمس☘️ براے اینکہ‌ حال دلمون بهتر بشه :) با خدا و امام زمانمون{عج} راحت تر باشیم؛ مثل یہ‌ عاشق و معشوق واقعے 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3426484399C243999d4c2
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- چه‌ می‌کنی؟ چه می‌کنی؟ درین پلید دخمه‌ها، سیاه‌ها، کبودها، بخارها و دودها؟ ببین چه تیشه می‌زنی به ریشه‌ی جوانیت، به عمر و زندگانیت. به هستیت، جوانیت. تبه شدی و مردنی، به گورکن سپردنی، چه می‌کنی؟ چه می‌کنی؟" - " چه می‌کنم؟ بیا ببین که چون یلان تهمتن، چه سان نبرد می‌کنم. اجاق این شراره را که سوزد و گدازدم، چو آتش وجود خود، خموش و سرد می‌کنم. که بود و کیست دشمنم؟ یگانه دشمن جهان. هم آشکار، هم نهان. همان روان بی‌امان، زمان، زمان، زمان، زمان. سپاهِ بی‌کران، او: دقیقه‌ها و لحظه‌ها. غروب و بامدادها. گذشته‌ها و یادها. رفیق‌ها و خویش‌ها. خراش‌ها و ریش‌ها. سرابِ نوش و نیش‌ها، فریب شاید و اگر، چو کاش‌های کیش‌ها. بسا خسا به جای گل، بسا پسا چو پیش‌ها. دروغ‌های دست‌ها، چو لاف‌های مست‌ها؛ به چشم‌ها ، غبارها، به کارها ، شکست‌ها. نویدها، درودها. نبودها و بودها. سپاه پهلوان من، به دخمه‌ها و دام‌ها؛ پیاله‌ها و جام‌ها، نگاه‌ها ، سکوت‌ها، جویدن بروت‌ها. شراب‌ها و دودها، سیاه‌ها، کبودها. بیا ببین، بیا ببین، چه سان نبرد می‌کنم شکفته‌های سبز را چگونه زرد می‌کنم. @sher_shams
گر به صحرا دیگران از بهر عشرت می‌روند ما به خلوت با تو ای آرام جان آسوده‌ایم @sher_shams
میرسد آوای تیغی پشت مسجد های شهر قاتل مولایمان شمشیر صیقل میدهد.. التماس دعا! =)🙏🏻 @sher_shams
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند @sher_shams
شمس
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند #حافظ #شب_قدر @sher_shams
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند بعد از این روی من و آینه وصف جمال که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند هاتف آن روز به من مژده این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود که ز بند غم ایام نجاتم دادند ... @sher_shams
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این جزر و مدِ چیست که تا ماه می رود؟ دریای درد کیست که در چاه می رود؟ این‌سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم بیم خسوف و تیرگی ماه می رود گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است یک لحظه مکث کرده، به اکراه می رود آبستن عزای عظیمی است، کاین چنین آسیمه‌سر نسیم سحرگاه می رود امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان یا آفتاب روی زمین راه می رود؟ در کوچه‌های کوفه صدای عبور کیست؟ گویا دلی به مقصد دلخواه می رود دارد سر شکافتنِ فرقِ آفتاب آن سایه‌ای که در دلِ شب راه می رود... @Sher_shams
بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی @sher_shams
چندان که گفتم غم با طبیبان درمان نکردند مسکین غریبان آن گل که هر دم در دست بادیست گو شرم بادش از عندلیبان یا رب امان ده تا بازبیند چشم محبان روی حبیبان درج محبت بر مهر خود نیست یا رب مبادا کام رقیبان ای منعم آخر بر خوان جودت تا چند باشیم از بی نصیبان حافظ نگشتی شیدای گیتی گر می‌شنیدی پند ادیبان @sher_shams