🤍 #غزل_طایر_قدسی
🤍 #علامه_حسن_زاده_آملی
الا ای طایر قدسی در این ویرانه برزنها
بسی دام است و دیو و دد، بسی غول است و رهزنها
در این جای مخوف ای مرغ جان، ایمن کجا باشی؟
گذر زین جای ناامن و نما رو سوی مأمنها
در این کوی و در این برزن، چه پیش آمد تو را رهزن
به یک دو دانه ی ارزن، فرو ماندی ز خرمنها
در این لای و لجنها و در این ویرانه گلخنها
شد از یاد تو آن ریحان و روح و باغ و گلشنها
سحرگاهی که می آید نسیم کوی دلدارت
ترا باید که بر کویش بود هر دم نشیمنها
حجاب دیده دل گرددت آمال دنیاوی
کجا دیدن توانی تا بود اینگونه دیدنها
همه خوهای ناپاکت ترا گردند اژدر ها
ترا گردند نشتر ها، ترا گردند سوزن ها
زدا لوح دلت از تیرگیهای هواهایت
که تا افرشتگان در جان تو سازند مسکنها
ترا از دست تو سور است و فرجاه است و آرامی
ترا از دست تو سوز است و فریاد است و شیونها
یکی شمس حقیقت می درخشد در همه عالم
تعین های امکانی بود مانند روزنها
نه جان اندر بدن باشد که آن روح است و این جسم است
بود از پرتو انفس بقای صورت تنها
چو باشد عالم دانی مثال عالم عالی
همی دانی که هر چیزی برای اوست مخزنها
بجز یکتا جمال حسن مطلق نیست در هستی
حسن را چشم حق بین است و حق گویند روشنها
@sher_shams❤️🩹
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ بادهفروش
گفت بیدار شو ای رهرو خوابآلوده
شست و شویی کن و آنگه به خرابات خِرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین پسران چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی
که صفایی ندهد آب ترابآلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست
که شود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایان ره عشق در این بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت #حافظ لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
@sher_shams❤️🩹
قاصدان را یک قلم نومیدکردن خوب نیست
نامۀ ما پارهکردن داشت، گر خواندن نداشت
#صائب_تبریزی
@sher_shams❤️🩹
خوشتر ز کتاب در جهان یاری نیست
در غمکدۀ زمانه غمخواری نیست
هر لحظه از او به گوشۀ تنهایی
صد راحت هست و هرگز آزاری نیست
#جامی
@shere_shams📚
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده رفتنی است...🕊
@sher_shams❤️🩹
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است ولیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر
زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است
#حافظ
#رمضان
@sher_shams