eitaa logo
شمس
190 دنبال‌کننده
627 عکس
133 ویدیو
6 فایل
مَعْناےِ زِنْدِه بودَنِ مَنْ، با تو بودَنْ اَسْت... محفل ادبی شمس☘️ براے اینکہ‌ حال دلمون بهتر بشه :) با خدا و امام زمانمون{عج} راحت تر باشیم؛ مثل یہ‌ عاشق و معشوق واقعے 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3426484399C243999d4c2
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃 ما کتاب کهنه‌ای هستیم سر تا پا غلط! خواندنی‌ها را سراسر خوانده‌ایم، امّا غلط! سالها تدریس می‌کردم خطا را با خطا سالها تصحیح می‌‌کردم، غلط را با غلط! بی خبر بودم دریغا از اصول‌الدین عشق! خط غلط، انشا غلط، دانش غلط، تقوا غلط! دین اگر این است! بی‌دینان زِ ما مؤمن‌ترند این مسلمانی‌ست آخر؟ لا غلط الّا غلط! روز اوّل درس‌مان دادند، یک دنیا فریب روز آخر مشق ما این بود: یک عُقبا غلط! گفتنی‌ها را یکایک هرچه باد و هرچه بود شیخنا فرمود امّا یا خطا شد یا غلط! گفتم از فرط غلط‌ها دفتر دل شد سیاه! گفت می‌دانم غلط داریم آخر تا غلط! روی هر سطری که خواندیم از کتاب سرنوشت دیده‌ی من یک غلط می‌دید و او صدها غلط! یا رب از تو مغفرت زیباست، از ما اعتراف یا رب از تو مرحمت می‌زیبد و از ما غلط! @sher_shams
. چه شوری بهتر از برخورد چشم ها باهم... تماشا کن نگاهش را، اگر فهمید حاشا کن! ‎‌‎‌
. فرق است میان آنکه یارش در بَر با آنکه دو چشم انتظارش بَر دَر..💔 @sher_shams
+حرف دل خیلیاس💔🚶‍♂
بله ، انشاالله بزودی گزارشش در اختیارتون قرار میگیره 😎
🍂 خوش آن که نگاهش به سراپای تو باشد آیینه صفت، محو تماشای تو باشد صاحب نظر آن است که در صورت معنی چشم از همه بربندد و بینای تو باشد...   @sher_shams
😍🤩🤩😍 دَردمنـدان جَهـان بـر دَرِ تـو مُحتـاجند چاره ایی ساز طَبیبانه که بیمار تُوایم... علیه السلام
خواستم عاشقیم پیش خودم باشد و تو گریـه هایم چه کنم دسـت مـرا رو کردند خـادمـان تـو نگفـتـنـد بـرای تـو مگـر؟؟!! چقدر اشـک که از صحن تـو جارو کردند😭❤️
. سخت می‌خواهم که در آغوش، تنگ آرم تو را... هر قدر افشرده‌ای دل را، بیفشارم تورا...   ‎‎‎‎‌‍‎‍‎‌‌‎‌
خیال خـام پلنگ من ، به سوی مــاه جهیدن بود و مـاه را زِ بلندایش ، به روی خاك كشیـــدن بود پلنگ من، دل مغرورم ، پرید و پنجه به خالی زد كه عشق ، ماه بلند من ، ورای دسـت رسیدن بود گل شكفته ! خداحافظ ، اگرچه لحظــه دیـــدارت شروع وسوسه‌ای در من ، به نام دیدن و چیدن بود من و تو آن دو خطیـم آری ، موازیــان به ناچاری كه هردو باورمان ز آغـاز ، به یكدگــر نرسیدن بود اگــرچـــه هیچ گل مرده ، دوبــاره زنده نشد امّا بهـــار در گــل شیپـوری ، مدام گرم دمیدن بود شراب خواستم و عمرم ، شرنگ ریخت به كام من فریب كــار دغل‌پیشه ، بهانــه ‌اش نشنیـــدن بود چه سرنوشـت غم‌انگیزی ، كه كرم كوچك ابریشم تمام عمر قفــس می‌بافـت ولی به فكر پریدن بود @sher_shams