شمس
[🦩🌷] موافقید ببینیم #سعدی شیرین سخن چجوری گِلِه میکنه ؟ :) "این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟" :) @s
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گرنه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
#سعدی
@sher_shams
.❤️🪴
گر به دادم نرسی می روم از دست ، بیا
نامت آرامش این قلب گرفتار مـن است
تعجیل در ظهور امام زمان صلوات🥀
#امام_زمان
.یک روز هایی هست که
دوست داری تمام نشوند.
جوری پر رنگشان کنی و زیرشان خط بکشی
که هیچ نکته ای از دستت در نرود.
ریز به ریزش را حفظ کنی ،
بگذاری در طاقچه ی دلت ؛
هر روز گردش را بگیری ،
آب و دانه بدهی ،
قربان صدقه اش بروی و
بگویی خاطره جان حواسم ،
به قد و بالایت هست ها.
کمرنگ نشوی .. از دست نروی ..
نمیری ... اگر نفسی هست،
بسته به قد و قامتِ توست
وگرنه این زندگی،
بی عشق به صبح هم نمیکشد ...
#مریم_قهرمانلو
...
شمس
.یک روز هایی هست که دوست داری تمام نشوند. جوری پر رنگشان کنی و زیرشان خط بکشی که هیچ نکته ای از دس
....
.
هرچه در سینه غمی بود حراجش کردم ..
جز غم دوست که نابست وُ به سینه باقیست ،
#راحم_تبریزی
@sher_shams
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا؛ عاشقان را با غمِ عشق، آشنا کن…
ز غم های دگر؛ غیر از غمِ عشقت، رها کن
تو خود گفتی؛ که در قلبِ شکسته خانه داری…
شکسته قلبِ من؛ جانا! به عهدِ خود وفا کن…
خدایا؛ بی پناهم… ز تو، جز تو نخواهم…
اگر عشقت گناه است؛ ببین غرقِ گناهم!
#قیصر_امین_پور
#شما_فرستادید
این روزها
بر شنهای ساحل دراز میکشم
و فکر کردن به تو را تمرین میکنم !
اگر به دریا بگویم
وقتی به تو فکر میکنم
چه احساسی به او دارم
ساحلش را رها میکند ،
صدفهایش ،
ماهیهایش را رها میکند ،
و دنبالم راه میافتد ...!
#نزار_قبانى
@sher_shams
.
.
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
همچو پروانه که میسوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم ...
🕊🕊
#سعدی
@sher_shams
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش
عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد
باغبانا ز خزان بیخبرت میبینم
آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
رهزن دهر نخفتهست مشو ایمن از او
اگر امروز نبردهست که فردا ببرد
در خیال این همه لعبت به هوس میبازم
بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد
ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد
بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر
سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد
جام مینایی می سد ره تنگ دلیست
منه از دست که سیل غمت از جا ببرد
راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است
هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار
خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد
#حافظ
@sher_shams
بگذار اگر این بار سر از خاک برآرم
بر شانهٔ تنهایی خود سر بگذارم
از حاصل عمر به هدر رفتهام ای دوست
ناراضیام اما گلهای از تو ندارم
در سینهام آویخته دستی قفسی را
تا حبس نفسهای خودم را بشمارم
از غربتم اینقدر بگویم که پس از تو
حتی ننشستهست غباری به مزارم
ای کشتی جان حوصله کن میرسد آن روز
روزی که تو را نیز به دریا بسپارم
نفرین گل سرخ بر این شرم که نگذاشت
یک بار به پیراهن تو بوسه بکارم
ای بغض فرو خورده مرا مرد نگه دار
تا دست خداحافظیاش را بفشارم
#فاضل_نظری
@Sher_shams