eitaa logo
شمس
190 دنبال‌کننده
627 عکس
133 ویدیو
6 فایل
مَعْناےِ زِنْدِه بودَنِ مَنْ، با تو بودَنْ اَسْت... محفل ادبی شمس☘️ براے اینکہ‌ حال دلمون بهتر بشه :) با خدا و امام زمانمون{عج} راحت تر باشیم؛ مثل یہ‌ عاشق و معشوق واقعے 🕊 https://eitaa.com/joinchat/3426484399C243999d4c2
مشاهده در ایتا
دانلود
طالب باید که خدا را در هرچه داند و بیند نجوید. راهِ طالب خود در اندرون اوست، راه باید که در خود کند «و فی اَنفسکم اَفلا تُبصرون». هیچ راه به خدا نیست بهتر از راه دل «القلبُ بیتُ اللّه» 📚تمهیدات عین‌القضات همدانی
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت ما رابه آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت ان درآید گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید پ.ن : گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید ..🚶‍♂
گَر شاخه‌ها دارد تَری ور سرو دارد سروری وَر گُل کُنَد صد دلبری ای جان، تو چیز دیگری
. هزاران سال با حیرت نشستم به خود پیوستم و از تو گسستم ولیکن سرنوشتم این سه حرف است: تراشیدم، پرستیدم، شکستم💔 @Sher_Shams
کسی ره سوی گنج قارون نبرد و اگر برد ره باز بیرون نبرد هیچ دانی که معنی کنتُ کنزاً مخفیاً فَاَحببت ان اُعرَف چیست؟ کنز عبارتی است از نعمت بی‌قیاس پنهانی، راه به سرِّ آن نبرد جز پادشاه و تنی چند از خاصان او، و سنت پادشاه آن است که کسانی که بر کیفیت گنج وقوف دارند به تیغ بی‌دریغ، خون ایشان بریزد تا حدیث گنج پنهان ماند. همچنین پادشاه ازل و قدیم لم یزل ، حقیقتِ کنز مخفی ذات او کس نداند و باشد که تنی چند از خاصان او یعنی فقرا و ابدال که با کس ننشینند و در نظر کس نیایند. رب اَغبرَ لو اَقسم الله لابر همین که به سرّی از سایر بی‌چون وقوف یابند به شمشیر عقل خون ایشان را بریزد تا قصه گنج در افواه نیفتد. کسی را در این بزم ساغر دهند که داروی بیهوشی‌اش در دهند تا سرّ مکنون حقیقت ذات بی چون نهفته بماند. گر کسی وصف او ز من پرسد بیدل از بی‌نشان چه گوید باز عاشقان کشتگان معشوقند برنیاید ز کشتگان آواز پ.ن ؛ و مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ
شمس
کسی ره سوی گنج قارون نبرد و اگر برد ره باز بیرون نبرد هیچ دانی که معنی کنتُ کنزاً مخفیاً فَاَحببت
قال الله تبارک و تعالی: «مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ.» «آن کس که مرا طلب کند می یابد، آن کس که مرا یافت می شناسد، آن کس که دوستم داشت به من عشق می ورزد، آن کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم، آن کس که به او عشق ورزیدم کشته ام می شود و آن کس که کشته ام شود خون بهایش بر من واجب است و آن کس که خون بهایش بر من واجب است پس من خودم خون بهایش هستم.»
ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت ناگه برود ز تن روان پاکت بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند زآن پیش که سبزه بر دمد از خاکت @Sher_Shams
ای تیرگی زلف توام دین افروز وی روشنی روی توام راه آموز من در شبم از تو روز می‌خواهم، روز و افسرده ام از تو سوز می‌خواهم، سوز @Sher_Shams
هر وقت که دیدی غَضَبت رو آورد از یک تا صد شماره کن ای سره مرد در ضمنِ شماره عقلت آید سر جای دیگر نکنی آنچه نمی باید کرد   @Sher_Shams
. ای که نزدیک تر از جانی و پنهان ز نگه هجر تو خوشترم آید ز وصال دگران @Sher_Shams
یکی را از علما پرسیدند که: یکی با ماهروییست در خلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خفته و نفس طالب و شهوت غالب، چنان که عرب گوید التَّمرُ یانِعٌ وَ النّاطورُ غَیرُ مانِعٍ. هیچ باشد که به قوت پرهیزگاری از او به سلامت بماند؟ گفت: اگر از مهرویان به سلامت بماند از بدگویان نماند. و اِن سَلِمَ الإنسانُ مِن سوءِ نَفسِهِ فَمِن سوءَ ظَنِّ المُدَّعی لَیسَ یَسلَمُ شاید پس کار خویشتن بنشستن لیکن نتوان زبان مردم بستن @Sher_Shams
در کار کش این عقل به کار آمده را تا راست کند ، کار به هم بُرزده را از نقش خیال ، در دلت بتکده ایست بشکن بت و کعبه ساز بتکده را @Sher_Shams