#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹پناهم بده🔹
آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان
دور مران از در و راهم بده...
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده...
تا که ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جانسوز به آهم بده
لشکر شیطان به کمین من است
بیکسم ای شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطابخش همه عالمی
جملۀ حاجات مرا هم بده
آنچه صلاح است برای «حسان»
از تو اگر هم که نخواهم بده
📝 #حبیب_چایچیان
🌐 shereheyat.ir/node/567
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹در آغوش آیینهها🔹
در آغوش آیینهها بودهام
نمیدانی ای دل کجا بودهام...
تو گویی در این سیر چون عطر گل
روی شانههای صبا بودهام...
به دور حرم توی صحن عتیق
کبوتر کبوتر رها بودهام
نه در قید دنیا نه در بند خویش
که فارغ از این ماجرا بودهام
طلا شد مس روحم امشب که من
کنار رواق طلا بودهام...
میان دل عاشق من کسی
اگر بوده او بوده تا بودهام
گرفتم از او هرچه میخواستم
به والله حاجتروا بودهام...
اگر شاعرم بیخبر نیستید
که من ریزهخوار شما بودهام
برای شفا تا سحر ملتجی
به دیوار دارالشفا بودهام
من آخر به مهمانی حضرتِ
علی بن موسی الرضا بودهام
📝 #عباس_شاهزیدی
🌐 shereheyat.ir/node/2518
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹ابر عنایت🔹
در گوشهای ز صحن تو قلبم نشسته است
دل، طوقِ الفتی به ضریح تو بسته است
چون دشتهای تشنه در این آستان قدس
در انتظار ابر عنایت نشسته است
چون ذره بر ضریح خود ای روح آفتاب!
ما را قبول کن که دل ما شکسته است
فوج کبوتران تو آموخت عشق را
پرواز نور در حرمت دسته دسته است
دریاب روح خستۀ ما را که مثل اشک
دیگر امید ما ز دو عالم گسسته است
میآید از تراکم عالم به این دیار
قلبی که از تزاحم اندوه خسته است
📝 #غلامرضا_شکوهی
🌐 shereheyat.ir/node/1519
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹هشتمین بهار🔹
من كیستم؟ کبوتر بیآشیانهات
محتاج دستهای تو و آب و دانهات
نامت بلند مثل غزلهای آسمان
هشتآسمان نشسته به ایوان خانهات
از کوچهباغهای نشابور رد شدی
با کولهباری از غم غربت به شانهات
دل در مدینه عاشق روی تو شد ولی
از کوچههای طوس گرفتم نشانهات
دست من و ضریح تو ای هشتمین بهار
امشب دلم عجیب گرفته بهانهات
📝 #حیدر_منصوری
🌐 shereheyat.ir/node/5426
✅ @ShereHeyat
هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی فرشتهای که به پابوس آمده
انگار بین رفتن و ماندن مردد است
اینجا مدینه نیست نه اینجا مدینه نیست
پس بوی عطر کیست که مثل محمد است؟!
حتی اگر به آخر خط هم رسیدهای
اینجا برای عشق، شروعی مجدد است
جایی که آسمان به زمین وصل میشود
جایی که بین عالم و آدم زبانزد است
هرجا دلی شکست به اینجا بیاورید
اینجا بهشت ـ شهر خدا ـ شهر مشهد است
📝 #رضا_عابدینزاده
🌐 shereheyat.ir/node/594
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹وداع🔹
پشت سر مسافر ما گریه میکند
شهری که بر رسول خدا گریه میکند
حنانهای که معتکف مسجدالنبیست
اصلاً نپرس از اینکه چرا گریه میکند
از بس که سوزناک خودت گریه میکنی
شانه به شانۀ تو عبا گریه میکند
دستی بکش به قلب پر از درد زینبت
بیتاب در وداع شما گریه میکند
دیدهست شهر تشنه که بر دستت آسمان
سرشار التماس دعا، گریه میکند
زنجیرۀ طلایی نقل حدیثتان
هر یک به سیدالشهدا گریه میکند
یابن الشبیب! گریه به داغ حسین کن
شیعه به یاد کربوبلا گریه میکند
📝 #راضیه_جبهداری
🌐 shereheyat.ir/node/5229
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹خورشید بیبدل🔹
تو آن امام غریبی، تو آن امام رئوف
در این کرانه به خورشید بیبدل معروف
غزال خسته کنارت دو بیت اشک گریست
نگاه مهرنوازت که شد به آن معطوف
به یک اشارۀ ابرو، نَهَیتَ عَن مُنکَر
به مهربانیِ لبخند، اَمَرتَ بِالمَعروف
تو نور در دل من ریختی، نفهمیدم
نبود سنخیتی بین ظرف با مظروف
چقدر آینه بیتوته کرده در حرمت
چقدر دل که در این بارگاه کرده وقوف
من ایستاده... در آغوش خویش میکِشیام
خوشم که هیچ غمی نیست در جوار رئوف
من از نگاه تو خواندم «فَمَن یَمُت یَرَنی»
تو را همان دم آخر، فِی الاحتِضار اَشوف
برای وصف تو تنها سکوت باید کرد
چه الکن است در این آستان زبان حروف
دو خط روایت ابن شبیب را خواندم
و پا به پای دلم سوخت برگ برگ لهوف
کبوترانه دلم پر کشید تا گودال
که دعبل آمد و سرداد روضۀ مکشوف
چه کشتهای، چه غریبی، مُخَضَّبٌ بِدِماء
چه مقتلی، چه شهیدی، مُقَطَّعٌ بِسُیوف
📝 #عباس_همتی
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹بوی بهاران🔹
ماه مدینه رو سوی ایران میآورد؟
یا آفتاب رو به خراسان میآورد؟
میتابد از تمام زوایا بر این دیار
میآید و به پیکر ما جان میآورد
جغرافیای شرق به هم میخورد، ببین
دارد نسیم، بوی بهاران میآورد
آه ای کویرهای ترکخورده، از عطش!
او چشمۀ کرامت و احسان میآورد
رو میکند به جانب آفاق بیکران
یک آسمان ترنّم باران میآورد
این سرزمین، بهار قدمگاه سبز اوست
او هر دلی که هست به فرمان میآورد
بر دوش خود ردای پیمبر نهاده است
در دست خود نگین سلیمان میآورد...
قرآن ناطق است که لب باز میکند
او از کتاب، مدرک و برهان میآورد...
ای آسمان بگو که ندیدهست چشم تو
ابری که با خود اینهمه باران میآورد...
📝 #عباس_شاهزیدی
🌐 shereheyat.ir/node/2517
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#رباعی
🔹قدمگاه🔹
بوی گل و بانگ جرسی رد شده است
انگار مسیحانفسی رد شده است
امروز تمام این بیابان سبز است
ای عشق! از اینجا چه کسی رد شده است؟
این دشت چه جلوهٔ عجیبی دارد
این باد صبا چه بوی سیبی دارد
خیزید تمام راه را آب زنید
این جاده مسافر غریبی دارد
هر لالهٔ این بادیه داغی دارد
هر غنچه به سیر خویش باغی دارد
از فیض قدوم تو در این صحراها
هر سنگ درون خود چراغی دارد
این بادیهها چقدر دلخواه شدهست
با قافلهٔ عطر تو همراه شدهست
یک بار گذشتهای از این راه و کنون
سرتاسر این دشت قدمگاه شدهست
با هجرت تو این سفر آغاز شدهست
این خاک به مقدمت سرافراز شدهست
با لطف تو از مدینه تا وادی طوس
در هر قدمی باغ گلی باز شدهست
دل در طی راه سنگها بوسیدهست
هر سنگ به نیت شفا بوسیدهست
در طول سفر سرمهٔ چشم دل ماست
خاکی که کف پای تو را بوسیدهست
هرچند دل آهوی هراسان باشد
با شوق وی اما سفر آسان باشد
هر سنگی از این جاده ببوسم، شاید
جای قدم شاه خراسان باشد
📝 #زکریا_اخلاقی
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹قبلۀ عشّاق🔹
رسید و گرد راهش کهکشانها را چراغان کرد
قدم برداشت، نیشابور را فیروزه باران کرد
یکایک ریگها و سنگها، پابوس چاووشش
قدمگاهش نگاه خاک را آیینهبندان کرد
تمام کاتبان گفتند ما را میزبانی کن
تمام کاتبان را با حدیثی تازه مهمان کرد
رُواتش سلسله در سلسله نورٌ علی نورند
کلامش در شب مردابی تاریخ، طوفان کرد
بیا «شیخ صدوق» و در «اَمالی» خودت بنویس
که اعجاز نگاهی میکند کاری که قرآن کرد
بیا با زعفران بنویس از شمسالشموسی که
کلام روشنش یک شهر را از نو مسلمان کرد
به یُمن او درِ هفت آسمان رو به زمین باز است
ضریحش قبلۀ عشّاق را سمت خراسان کرد
📝 #فائزه_زرافشان
🌐 shereheyat.ir/node/2475
✅ @ShereHeyat
از زخم شناسنامه دارند هنوز
در مسجد خون اقامه دارند هنوز
آنان همه از تبار باران بودند
رفتند ولی ادامه دارند هنوز
📝 #هادی_فردوسی
✅ @ShereHeyat
#دفاع_مقدس
#آزادسازی_خرمشهر
#غزل
🔹خونینشهر🔹
به سوگ نخلهای بیسرت گیسو پریشانم
شبیه خانههای خستهات در خویش ویرانم
شب طوفان نباشد، صبح ساحل از صدف خالیست
که من این روزهای سخت را از عشق میدانم
تو رفتی ای قنوتت تشنه با یکریز بارانها
و من چون مشک خالی در کنار رود میمانم
به هرجا ذکر خیر توست با اروند با کارون
به هر موجی روایتهاست از تو ماه تابانم
کدامین صفحۀ قرآن جیبیِ تو ترکش خورد
که عطر یاس و یاسین میدهد امروز قرآنم
من ایمان دارم ای خورشید، بعد از این شب یلدا
به نورت فتح خواهی کرد خونینشهر چشمانم
و خرمشهرها دیدهست با چشمان خود ایران
و خرمشهرها در پیش دارد باز ایرانم
📝 #زهرا_سپهکار
🌐 shereheyat.ir/node/2575
✅ @ShereHeyat