#رهبر_شهید
#امام_خامنهای رضواناللهعلیه
#مثنوی
🔹اِنَ العِزّةَ لِلّه🔹
خون دل یک امت از چشم تر آمد
باز این همه لشکر به عشق رهبر آمد
«هیهات منّا الذّلّه» رمز عزت ماست
خونخواهی آقا دلیل بعثت ماست
از این حضور امروز شیطان در هراس است
هنگامۀ فریاد آیات قصاص است
وقت قیام ماست، مثنی و فرادی
باید کنون برخاست، مثنی و فرادی
در قلب ما داغ امام مسلمین است
در سینه عزم انتقام از مجرمین است
باید تقاص خون آقا را بگیریم
ذکر علی در مسجدالاقصی بگیریم
گرچه جگرها پاره، دلها غرق خون است
تسکین ما «انا الیه راجعون» است
عمری امین، میخواند امینالله اینجا
اینبار امینالله میخواند امین را
یکسو قلوب مردم از دنبال آمد
یکسو امام هشتم استقبال آمد
راز «فَاِنَ العِزّةَ لِلّه» اینجاست
هم اول و هم آخر این راه اینجاست
آقا که بر خاک رضا سر میسپارد
در باغ رضوان هم هوای روضه دارد
آقا که اول زائر این اربعین است
با عرشیان گریان زینالعابدین است
روح بلندش غرق آیات شریفهست
دریای اشکش از دعاهای صحیفهست
واصل به زوار امیرالمؤمنین شد
نائل به دیدار امیرالمؤمنین شد
از کار ما «یَا مَنْ تُحَلُّ» عقده وا کرد
آقا در آغوش علی ما را دعا کرد
آنجا زیارتنامه را با آه خوانده
با حضرت سجاد امینالله خوانده..
راز شهادت را به گریه برملا کرد
در کربلا اینبار آقا یاد ما کرد
در یاد فرزندان ایمانی خویش است
دلتنگ «یاران خراسانی خویش» است
آن عین نور و نور عین آمد به مشهد
از جمع اصحابالحسین آمد به مشهد
دارالسلام دائم آقا همینجاست
معراج «يَوْمَ يُبْعَثُ حَيّا» همینجاست
میقات او در مشهد سلطان طوس است
جنات او در سایۀ شمسالشموس است
سیدعلی رو کرد بر دارالسیادة
خاک حرم را دید معراجالسعادة
در صحن آزادی به دلها انقلاب است
«أَمّن يجيبُ المُضطَر» ما مستجاب است
از داغ آقا در دل عشاق غوغاست
این چند خط حرف دل ملت به آقاست
ای وارث فضل کلینی تا خمینی
ای باعث تکرار این شور حسینی
هرچند داغ تو به دلها زخم کاریست
خونت ولی در رگرگ این قوم جاریست
تو «اَنتُمُ الاَعلَون» را تفسیر کردی
مردانه استکبار را تحقیر کردی
در نصرت دین خدا رزمنده بودی
یک عمر با شوق شهادت زنده بودی
وقت سفر دیدی امامان را یکایک
«قیلَ ادخُلِ الجَنّة» شنیدی از ملایک
اجرت به قرآن «نِعمَ اَجرُ العامِلین» است
اجر جهاد فی سبیل الله این است
تو رهبری از نسل سادات جلیلی
تو از تبار فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الجَمِيلی
رفتی و با خونت به امت پند دادی
دلهای ملت را به هم پیوند دادی
داغت عیان در اشک دانهدانۀ ماست
هجران تو باری گران بر شانۀ ماست
تو هیبت کفار را در هم شکستی
با آیههای فتح، محکم عهد بستی
ای عهد دیرین تو با «ما عاهدوالله»
تو دست دادی، دست بیعت با یدالله
گفتی «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» هستیم
ما رهروان حیدر کرار هستیم
«اَلصَّبرُ مِفتاحُ الفَرَج» در باورت بود
لبیک یا مهدی ندای آخرت بود
...
...
فرض است اینک بر همه با قلب آگاه
لبیک گفتن بر ندای داعیالله
لبیک یعنی از شیاطین دست شستن
در جنگ با دشمن، رضای دوست جستن
لبیک یعنی اقتدا بر کاشفالکرب
اللهاکبر گفتن از محراب تا حرب
لبیک یعنی ذکر «قالوا رَبُّنَا الله»
«ثم استقاموا» گفتن و ماندن در این راه
لبیک یعنی با امینالله بودن
بعد از علی با مجتبی همراه بودن
تو رنجها از جور نااهلان کشیدی
زخم زبان و طعنه و بهتان شنیدی
این غربت و مظلومیت در راه دین بود
اشکت ولی وقف امیرالمؤمنین بود
با گریههای تو دمادم گریه کردیم
از فاطمیه تا محرم گریه کردیم
تو در شهادت منتهیالآمال دیدی
تو مقتلت را روضهٔ گودال دیدی
در آخرین ساعات تشییع جنازه
با این وداع گرم، داغ ماست تازه
حالا که اشک ما روانه از دو عین است
در سینۀ ما سوز «فابک للحسین» است
تشییع جسم تو به روی دستها بود
تشییع جد تو به زیر دست و پا بود
پیکر به مقتل زیر سم اسبها رفت
سر روی نی از کوفه تا شام بلا رفت
گاهی که از بالای نیزه سر میافتاد
در پای نیزه بیامان دختر میافتاد
لبیک گاهی اشک جاری از دو عین است
لبیک آهی با نوای یاحسین است
لبیک یعنی یار ثارالله بودن
در خاطر خون خدا خونخواه بودن
فریاد خونخواهی ندای غیرت ماست
با «یالثاراتالحسین» امت به پاخاست
باید به خونخواهی همه مختار باشیم
در بین زید و عَمرها عمّار باشیم
هرکس به مولایش علی دارد علاقه
آنکس که دارد صحبت از نهجالبلاغه
حرف امام خویش را باید بخواند
بر عهد خود با عترت و قرآن بماند
باید بماند با وصیتهای مولا
«لِلظّالِمِ خَصما و لِلمَظلوم عَونا»
آقای ما مظلوم اما مقتدر بود
دلگرمی او آیۀ «مَن یَنتَظِر» بود
ما یار این مظلوم، ما ظالمستیزیم
باید که خون قاتل او را بریزیم
این وعدههای صادق آغاز قیام است
کار عدو در وعدۀ بعدی تمام است
در دل نباید داشت از دشمن، هراسی
غافل نباید ماند از دشمنشناسی
دشمن تعلل بیند از ما، پیش آید
ضعف و تزلزل بیند از ما، پیش آید
اصحاب اشعث از برائت، توبه کردند
حزب ابوموسی گریزان از نبردند
ای اشک طوفان کن به موج استغاثه
ای سینه محکم باش در اوج حماسه
سیدعلی یک جلوه از خیر کثیر است
فرزند عاشوراست از نسل غدیر است
او شنبه رفت و جمعهای فاتح میآید
این عبد صالح با اباصالح میآید
با جاء نصرالله و الفتحیم همراه
فتح قریب ماست با «نَصرٌ مِنَ الله»
این آیه نقش پرچم سلطان طوس است
نصرت فقط در سایهٔ شمسالشموس است
📝 #سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل
✅ @ShereHeyat
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عمری نهادم سر به خاک آستانت
اینک شدم با روی گلگون میهمانت
ای خاک کویت توتیای چشمهایم
ای اشک چشمم چلچراغ کهکشانت
این دل که عمری جَلد بامت بود ای دوست!
پر میکشد اینک بر اوج آسمانت
سر خم نکردم پیش اهل ظلم یکدم
تا سر نهادم روز و شب بر آستانت
آن لحظهٔ آخر که دیدم کربلا را
لبیکها گفتم به جدّ تشنهجانت
«نصرٌ من الله» است نقش پرچم تو
«فتحٌ قریب» اینک نصیب عاشقانت
عمری به دامان تو اشک شوق بودم
اکنون من و آغوش گرمِ مهربانت
من از تو گفتم... از تو گفتم... تا سرانجام
فصلی شدم از فصلهای داستانت
📝 #محمدمهدی_سیار
✅ @ShereHeyat
آن گل که پر از عشق، مشامش باشد
جاویدتر از همیشه نامش باشد
بر بال سبکبار شهادت برگشت
آمد که در آغوش امامش باشد
📝 #سیدهاشم_وفایی
✅ @ShereHeyat
#شعر_انتظار
#غزل
🔹دلم قرار نمیگیرد...🔹
دلم قرار نمیگیرد از فغان، بیتو
سپندوار ز کف دادهام عنان، بیتو
ز تلخکامی دوران نشد دلم فارغ
ز جام عیش، لبی تر نکرد جان، بیتو
چو آسمان مهآلودهام ز دلتنگی
پر است سینهام از اندُه گران، بیتو
نسیم صبح نمیآورَد ترانۀ شوق
سر بهار ندارند بلبلان، بیتو
لب از حکایت شبهای تار میبندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان، بیتو
چو شمعِ کشته، ندارم شرارهای به زبان
نمیزند سخنم آتشی به جان، بیتو
عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شکّرین دهان، بیتو
گزارۀ غم دل را مگر کنم چو «امین»
جدا ز خلق به محراب جمکران، بیتو
📝 #شهید_امام_خامنهای رضواناللهعلیه
✅ @ShereHeyat
#امام_سجاد علیهالسلام
#قصیدهواره
🔹زبور آل محمد🔹
رسیده عاشقی از راه دور، خسته و عطشان
به شوق جرعهٔ نابی از آن زلالی باران
رسیده چشم بدوزد به روی ماه تو امشب
به لطف نور نگاهت شود دوباره مسلمان
از آسمان خبر آورده جبرئیل نگاهت
سخن بگو که نظیرش نیامدهست به قرآن
کلیم از کلماتت به وجد آمده در طور
شد از نوای تو داوود دلسپرده و حیران
بخوان برای جهان از زبور آل محمد
بخوان به لحن حجازی دوباره آیهای از آن
برای رفتن از این خاک تا عوالم افلاک
چه راهها که گشودهست در برابر چشمان
چه بندها که گشوده ز بال بندگی ما
چه حصنها که بنا کرده در مقابل شیطان
دعا بخوان که بدانم چگونه باز بخوانم
خدای گمشدهام را در این تلاطم دوران
دعا بخوان و ببخشا از آفتاب نگاهت
دوباره مرهم لطفی به روح زخمی انسان
هبوط تلخ بشر را به چشم دیدهای آری
در آن غروب غریب به نیزه رفتن قرآن
هزار سال گذشتهست از آن حکایت و باقیست
هنوز زخم عمیقی به قلبهای پریشان
به گوشه گوشۀ این خاک مانده داغ اسارت
هزار طفل یتیماند آه بی سر و سامان
بیا و خطبه بخوان با طنین حیدر کرار
که این جهان بپرد از سرش خماری نسیان
بیا بخوان که بتابد دوباره نور حقیقت
بیا بخوان که بلرزد به خویش پیکر عصیان
دعا بخوان و بخوان از یگانه منجی دنیا
دعا بخوان و بخوان از پناه عالم امکان
دعا بخوان که ببخشد دعای روشنت آخر
بر این چکامهٔ آشفتهحال نقطهٔ پایان
📝 #یوسف_رحیمی
✅ @ShereHeyat
#امام_سجاد علیهالسلام
#غزل
🔹تیغ سخن🔹
چه دستهای قنوتی رسیدهاند به ماه
دعا بخوان که جهان با تو میشود همراه
تویی نماز، تویی لحظههای راز و نیاز
که هرکجا بروی میشود عبادتگاه
تو راز خلقت سجادههای مهر به لب
تو اشتیاق اذان، ظهر و عصر و شام و پگاه
جماعتی به نماز تو اقتدا کردند
نسیم، کوه، بیابان، درخت، رود، گیاه
چه سر به مهر شده رازهای پیشانیت
چه آتشیست در این گریههای گاه به گاه
علی شدی که بجنگی ولی به تیغ سخن
تویی ادامۀ اعجاز سرخ ثارالله
دعا سلاح تو و واژهها سپاه تواند
امام عشق نماندهست بیسلاح و سپاه
قیامِ واژه تو بودی در آن سکوت عمیق
تمام کوفه سکوت و تمام شام نگاه
تو با زبان دعا با جهان سخن گفتی
جهانِ با تو امید و جهانِ بی تو تباه
بگیر دست مرا و به آسمان برسان
که سقف عشق بلند است و قدّ من کوتاه
بخوان صحیفه که ما در هجوم دلهرهها
به دستهای دعای تو میبریم پناه
دعا بخوان که دعای تو مستجاب شود
در انتظار نشسته جهانِ چشم به راه...
📝 #فائزه_امجدیان
✅ @ShereHeyat
#امام_سجاد علیهالسلام
#غزل
🔹چشمۀ نور🔹
من آمدم کلماتت به من زبان بدهند
زبان سادۀ رفتن به آسمان بدهند
من آمدم کلماتت مرا فرو ریزند
و مثل زلزله روح مرا تکان بدهند
به من که کور و کر و لال هستم و تاریک
مسیر چشمۀ نوری ز کهکشان بدهند
به من که گوشهای از دوزخ خودم هستم
به قدرِ یک سرِ سوزن کمی امان بدهند
به من مجال ملاقات با خدا در شب
به من زبان سخن گفتن و بیان بدهند...
کجاست تا کلماتت مرا منا ببرند
برات مرقد ششگوشۀ جهان بدهند؟
بریدهام... کلماتت کجاست ای باران!
که قدر تشنگیام لحظهای توان بدهند؟
📝 #مریم_سقلاطونی
🌐 shereheyat.ir/node/2427
✅ @ShereHeyat
#امام_سجاد علیهالسلام
#غزل
🔹شمشیرِ دعا🔹
سپر ز گریه و شمشیر از دعا دارد
مَلَک به سجدۀ او رشکِ اقتدا دارد
حقوق را چه کسی مثل او ادا کرده؟
نماز را چه کسی مثل او به پا دارد؟
اگر به مصلحتی چند روز بیمار است
برای هر چه که درد است او دوا دارد
مدیح حضرت سجاد هر چه بنویسند
قسم به شعر فرزدق، هنوز جا دارد
بپرسد از حجرالاسود از ولایت او
هر آن کسی که به سجاد، شک روا دارد
علیست اسم و علی رسم او، بپرس از شب
که زخم شانۀ او ریشه در کجا دارد؟
بپرس کوچه به کوچه کدام شبگرد است
که سفرههای یتیمان از او غذا دارد..
فدای آن لب خشکی که لحظۀ افطار
به اشک، روضۀ عطشان کربلا دارد
رسول کربوبلا، وارث حسین چه گفت؟
که بعد خطبۀ او دشمنش عزا دارد
📝 #سعید_تاجمحمدی
🌐 shereheyat.ir/node/5448
✅ @ShereHeyat
#امام_سجاد علیهالسلام
#دوبیتی
🔹حدیث تشنگی🔹
بهار آسمان چارمینی
غریب امّا، امامت را نگینی
همه از کربلا تا شام گفتند:
امام عشق، زین العابدینی
همیشه چشم گریانیست با تو
مگر یاد شهیدانیست با تو
هوای گریه دارم مثل این است:
غم شام غریبانیست با تو
نگاهت ابر گریانیست در شام
عجب آیینه بارانیست در شام
خبر در شهر پیچیدهست آری:
حضورت مثل طوفانیست در شام
چه رازی داشت آخر سجدههایت
چه کردی در «صحیفه» با دعایت
که میآید خیالم هر شب و روز
به پابوس شهید کربلایت
چه میشد خاک دامان تو باشم
شبی مهمان چشمان تو باشم
بیا مولای من! امشب دعا کن
که من هم از شهیدان تو باشم
📝 #عبدالحسین_رحمتی
🌐 shereheyat.ir/node/1675
✅ @ShereHeyat
#امام_سجاد علیهالسلام
#غزل
🔹صفای سحر🔹
گرچه تا غارت این باغ نماندهست بسی
بوی گل میرسد از خیمۀ خاموش کسی
چه شکوهیست در این خیمه که صد قافله دل
مینوازند به امید رسیدن، جرسی...
ای صفای سحری جمع به پیشانی تو!
باد پاییم و به گردت نرسیدهست کسی...
چه صمیمیست خدایی که تو یادم دادی!
لطف محض است اگر نیست جز او دادرسی
باز شب آمد و من ماندم و این گریه و نیست
جز ابوحمزۀ طوفانی تو همنفسی
📝 #محمد_فخارزاده
🌐 shereheyat.ir/node/946
✅ @ShereHeyat
#امام_سجاد علیهالسلام
#قصیده
🔹شمع قافله🔹
در کربلا شد آنچه شد و کس گمان نداشت
هرگز فلک به یاد، چنین داستان نداشت
در کربلا هر آنچه بلا بود، عرضه شد
تیری دگر قضا و قدر در کمان نداشت
از این شراره خرمن عمر ستاره سوخت
بود آسمان به جای ولی کهکشان نداشت
بعد از عروج حجت رحمان به عرش نی
دیگر زمین سکون و قرار آسمان نداشت
زینالعباد باز به گیتی قرار داد
ورنه سکون، عوالم کون و مکان نداشت
او شمع راه قافله در شام تار بود
حاجت به نور ماه، دگر کاروان نداشت...
با کولهبار درد در آن دشت پر لهیب
جز دود آه بر سر خود سایهبان نداشت
گفتند: ماه بود و درخشید و جلوه کرد
دیدم که مه به گردن خود ریسمان نداشت
گفتند: سرو بود و خرامید و ناز کرد
دیدم که سرو، طاقت بند گران نداشت
در انقلاب سرخ حسینی کسی چو او
نقش حماسهساز «ولی» را بیان نداشت
در گیر و دار معرکۀ کفر و شرک نیز
دوران چو او سوار حقیقتنشان نداشت...
حق را زیان ز جانب باطل نمیرسد
بیمی گل همیشه بهار از خزان نداشت
تنها نه شمع از شرر شعله برفروخت
«پروانه» هم ز شعلۀ آتش امان نداشت
📝 #محمدعلی_مجاهدی
🌐 shereheyat.ir/node/1671
✅ @ShereHeyat